سیمانمائی های جنگی هالیوود را که نگاه می کنید پر است از قهرمانان مبارز با قیافه های جدی، عضله های بیرون زده، امکانات جنگی فراوان و میزان بسیار بالایی احساس مسئولیت و فداکاری. اما این تصویر واقعی نیروهای نظامی آمریکایی نیست، همانطور که برای دیپلمات ها و سیاستمدارانشان تصویر آدمهای اتوکشیده ای که دائم نگران حقوق بشر و امنیت جهانی هستند تصویر درستی نیست.
تصویر واقعی آمریکا را می شود در افغانستان دید، مرور اتفاقات چند روز اخیر راه مناسبی برای دیدن تصویری واقعی از آمریکا و سیاست های آمریکائی است؛ کرزای و زرداری به دعوت اوباما به کاخ سفید می روند و درباره مبارزه با بحران طالبان پشت درهای بسته مذاکراتی میان «اوباما ـ کرزای» و «اوباما ـ زرداری» انجام می شود اما همزمان اخبار بدی از افغانستان مخابره می شود؛ نیروهای آمریکایی برای مقابله با شبه نظامیان طالبان در ولایت فراه (در غرب افغانستان) دست به حملات هوایی ای می زنند که تلفاتی سنگینی از غیرنظامیان و مردم بیگناه دارد، بیش از ۱۳۰ نفر که اکثر آنها زن و کودک هستند کشته می شوند و اجساد کشته شدگان هم نشانه هایی از سوختگی های مشکوک به انفجار بمب های فسفری به همراه دارد.
آمریکایی ها برای اینکه تلفات ندهند اگر فشنگی به طرفشان شلیک شود و به نظرشان برسد که که شلیک کننده آن در یکی از روستاهای اطراف پناه گرفته و ممکن است آن روستا محل تجمع و استقرار نیروهای طالبان باشد(!) روستای مزبور را هدف حملات هوایی و موشکی خود قرار می دهند و هیچ توجهی نمی کنند که این وسط چقدر از مردم بیگناه افغان کشته می شوند. ساده شده اش این است که نظامیان شجاع و فداکار آمریکائی برای احتراز از دادن تلفات دست به اجرای سیاست «زمین سوخته» در ابعاد کوچک می زنند و به جای اعزام و درگیر کردن نیروهای نظامی و استفاده از روشهای معمول، به فناوری نظامی و سلاح های کشتار جمعی پناه می برند که جواب دادنشان تضمین شده است اما هیچ کنترلی بر اثرات آنها وجود ندارد.
حامد کرزای بارها و بارها درباره تلفات حملات هوایی به آمریکائی ها انتقاد کرده است و ویران کردن روستاها و یورش های وقت و بی وقت به خانه های مردم و ورود نظامیان به منازل آنها را روش نادرستی برای مبارزه با القاعده ای که دیگر وجود ندارد و طالبانی که از بیرون از مرزهای افغانستان حمایت می شوند دانسته است. فقط در سالی که گذشت بیشتر از دو هزار و یکصد غیرنظامی در اثر همین حملات هوایی کشته شده اند. اینبار صدای اعتراض دانشجویان افغانستان هم بلند شد و در کابل دست به تظاهرات زدند، در فراه هم نیروهای امنیتی به سوی تظاهر کنندگان شلیک کردند، حتی در اعتراض به این کشتار جدید صدای هوگو چاوز و دانیل اورتگا هم از آنطرف دنیا درآمده است.
باراک اوباما و هیلاری کلینتون اما تنها به ابراز تاسف از این کشتار بسنده کردند و قول دادند که حتما در اینباره تحقیق کنند. آمریکائی ها مرتبا مدعی هستند که نیروهای نظامی شان اقدامات احتیاطی(؟) را برای اجتناب از تلفات غیر نظامی در افغانستان انجام می دهند اما تلفات اخیر سنگین ترین تلفات در سالهای گذشته بوده است. حتی اینبار که کرزای در کنار حرفهای تکراری و بی اثرش درخواست کرد که حملات هوائی متوقف شود یک مقام آمریکائی به صراحت درخواست کرزای را رد و به آن انتقاد کرد. رابرت گیتس هم که مخفیانه به افغانستان سفر کرده بود گفت که ما نمی توانیم به افغانستان بی توجه باشیم و خطاب به سربازان آمریکائی همان باور هالیوودی را تکرار کرد که: «شما اينجا هستيد تا بار ديگر اشتباه یازده سپتامبر تكرار نشود.»
آمریکائی ها حاضرند هزاران یازده سپتامبر به دست خودشان در دنیا اتفاق بیافتد تا تلافی یک یازده سپتامبر را دربیاورند یا در خیال خودشان کاری کنند که مبادا یازده سپتامبر دیگری در آمریکا اتفاق بیافتد. این وسط نهادهای حقوق بشری (طبق عادت) قدرت بینائی شان را از دست می دهند و با اینکه می توانند سنگین ترین هجمه های تبلیغاتی را علیه زندانی شدن یک متهم به جاسوسی در ایران راه بیاندازند اما در برابر کشتار مردمان بیگناه به دست آمریکائی ها کاملا ساکت و بی سر و صدا هستند. طنین دخالت های آمریکا در منطقه سراسر این پیام را دارد که برای سازمان ملل و نهادهای حقوق بشری بشر آمریکائی و غربی موجودی برتر و ارزشمند تر است، آنقدر که برای تأمین رفاه و امنیت او می توان در حق موجوداتی که به اشتباه انسان نامیده می شوند جنایت کرد و سر آخر هم معذرتخواهی و قول تحقیق داد! با اینکه بارها ثابت شده که حقوق بشر چیزی جز فریب و توهین به بشریت نیست اما مردم و روشنفکران منطقه خوشباورانه و به امید پیشرفت و مشارکت در جامعه جهانی همچنان سر در کتابها و آموزه های سراسر دروغ و شایعات سیاسی ای دارند که فقط راه بلع جهان را برای صاحبان خود خوانده اش آماده می کند. آنچه ذیل حقوق بین الملل مطرح می شود تنها ترجمان نظری و آکادمیک هالیوود است، نه بیشتر.
تتمه: فرانس پرس: حملات هوايي امريكا، افغانها را به سمت طالبان سوق ميدهد | ماه ثور(اردیبهشت) برای افغانها ماه نحسی است، کودتای هفت ثور مصادف بود با ورود نیروهای شوروی به افغانستان و شعله ور شدن آتش جنگی که بیش از دو میلیون کشته و پنج میلیون آواره به جا گذاشت، هشتم ثور هم گرچه زمان پیروزی مجاهدین است اما آغاز کشمکش سیاسی بر سر قدرت و آوارگی و بدبختی بیشتر برای مردم کابل و غلبه نهایی طالبان هم هست. این ماه برای الجزایری ها هم خاطره خوبی ندارد؛ زماني که مردم الجزاير براي ابراز خوشحالي خود از پيروزي متحدين در جنگ جهاني دوم تظاهرات کردند، ارتش فرانسه تظاهرات کنندگان را قتل عامل کرد. گفته مي شود در طول چند روز، ارتش فرانسه بيست تا سي هزار نفر غيرنظامي را به قتل رساند. این ماه امسال برای ما هم نحسی های فراوانی در عراق و کردستان داشت. کار شجاعانه و متهورانه ای که ما می توانیم بکنیم این است که فاتحه ای برای صدها هزار کشته شده مسلمان در عراق و افغانستان و ایران و الجزایر و فلسطین بخوانیم و آرزو کنیم خدا روزی را برساند که مسلمانان اینقدر ضعیف و ساده لوح نباشند که اجازه بدهند هر کافر معتقد به حقوق بشری بر جان و مال و وطن شان حاکم باشد | پاپ توهین کننده به اسلام به منطقه آمده و درباره سوء استفاده سیاسی از دین هشدار می دهد، قرار است از اسرائیل هم بازدید کند. | دبیر کل سازمان ملل از حزب الله لبنان خواست تا تمامی فعالیت های نظامی خود را متوقف کند و اقدامات خود را تنها در چارچوب سیاسی تعریف کند | آنطور که من فهمیدم خبرگزاری مهر حتی یک خبر هم درباره اتفاقات اخیر افغانستان نداشته است |


