تبليغاتX
مدرسه ما؛ مدرسه عالی شهید مطهری - پژواک سخنان احمدی نژاد بود که در عراق منفجر شد؛ گاوبندی آمریکا و القاعده برای کشتار شیعیان

 

تلفات ترورهای دیروز و امروز در عراق که به صورت مرتب هم در حال افزایش است شوک تازه ای به مسائل ایران ـ عراق ـ آمریکا وارد کرده است؛

 

فرض بر این است که یک گروه قدرتمند و بین المللی به نام القاعده وجود دارد که توان انجام عملیاتی به گستردگی حوادث یازده سپتامبر را داراست، این گروه اکنون در افغانستان و در عراق بیشترین فعالیت تروریستی را انجام می دهد. بعد از حوادث یازده سپتامبر، آمریکا از حکومت طالبان خواست که بن لادن را به عنوان مقصر و رهبر عملیات تروریستی یازده سپتامبر تحویل بدهد اما با امتناع طالبان مواجه شد، بنابراین آمریکا با حمایت ناتو افغانستان را اشغال کرد و بعد از مدتی، حمله به عراق را که با ترویج هراس بین المللی و به بهانه نابود کردن سلاح های کشتار جمعی سامان داده بود به علت نفوذ القاعده و انجام عملیات مکرر تروریستی، به اشغال طولانی مدت و سپس زمینه سازی برای حضور دائمی مبدل کرد.  

با اینکه تبلیغات رسانه های غربی تفکیک میان صدام، القاعده، طالبان، ایران و سوریه را برای مردم غرب دشوار کرده و همه اینها یک نیروی تروریستی متحد! و مخالف آمریکا شمرده می شوند در میان خود مردم منطقه بینش دقیق تری نسبت به اوضاع سیاسی وجود دارد و اگر کسی با کمترین اطلاعات خودش را جای رهبران و اعضاء القاعده یا گروه دولت اسلامی عراق و ... بگذارد به آسانی می تواند حدس بزند که گروههای تروریستی با عقاید سلفی و وهابی چه اهداف عقیدتی و عملیاتی را در برنامه خودشان گنجانده اند. اما ذهن مردم منطقه هم (خصوصا در تحلیل رفتار القاعده در عراق) با دشواری ها و سوالاتی مواجه است که باز شدن گره آن را تنها می توان با نیت خوانی و تکیه بر حدس های مستند شده سیاسی جستجو کرد.

وهابی ها عقاید ضد شیعی خطرناکی دارند و کشتار شیعیان توسط آنها توجیه پذیر و قابل پیش بینی است اما گروهی مثل القاعده در درجه اول به عنوان گروهی ضدآمریکائی شناخته می شود. عجیب اینکه القاعده که عملیات خود را از حملات گسترده و خارق العاده به منافع آمریکائی شروع کرده بود در جریان جنگ عراق و افغانستان یکسره متوجه ترورهای کور علیه شیعیان و مقدسات آنها شد، در وضعیتی که موجودیت طالبان و القاعده از طرف نیروهای متحد غربی(ناتو) تهدید می شود این گروه نسبت به هر نوع اقدامی در آمریکا و اروپا بی اعتنا است، کوچکترین عملیاتی علیه اسرائیل در کارنامه خودش ثبت نمی کند و تنها به ترورهای خیابانی علیه شیعیان در عراق قناعت کرده است.   

اگر تحلیل های یکجانبه و مبتنی بر توهم توطئه که طالبان را تماما دست پرورده و آموزش دیده آمریکا می داند و القاعده را هم گروهی تابع و گوش به فرمان سازمان سیا معرفی می کند کنار بگذاریم نمی توانیم سیر وقایع عراق را کم اهمیت تلقی کنیم؛ در ابتدا اشغال عراق راه را برای نفوذ القاعده باز می کند، سپس القاعده همزمان با آمریکا وارد عراق می شود و در مناطق سنی نشین و غربی با بازمانده های بعثی ها و گروههای تکفیری متحد می شود اما به تدریج به جای عملیات علیه نیروهای ناتو به فراهم کردن بهانه اشغال مبادرت می ورزد، یعنی القاعده بدون اینکه آسیب جدی و گسترده ای متوجه سربازان آمریکائی کند «دستاویز تبلیغاتی» برای اشغال طولانی مدت عراق را فراهم می آورد.

اهمیت این موضوع وقتی روشن می شود که بدانیم سیاستمداران آمریکا تنها هنگامی در موضع ضعف و سوال قرار می گیرند که میزان تلفات سربازان آمریکائی در یک جنگ تمام شده علیه تروریسم! افزایش پیدا کند. افکار عمومی آمریکا تا وقتی که خبری از تلفات خودی به گوششان نرسد تحریک نمی شود اما به محض اینکه خبر کشته شدن یک سرباز آمریکائی در رسانه ها پخش می شود خود به خود سلسله ای از تظاهرات و اعتراض ها و انتقادها متوجه سیاستمداران آمریکا می شود که چرا جنگ طولانی شده است؟ چرا تلفات ادامه دارد؟ و چرا با اینهمه هزینه و زمان سپری شده هنوز امنیت در کشورهای اشغال شده برقرار نشده است؟ این در صورتی است که افزایش تلفات از مردم عراق و افغانستان (هر چقدر هم که گسترده و فاجعه بار باشد) تنها مورد توجه "بعضی" گروهها و یا مردم مهاجر ساکن آمریکا قرار می گیرد.

ایمن الظواهری؛ مرد شماره دوی القاعدهساده لوحانه خواهد بود اگر قبول کنیم که در این شرایط  گروهی مثل القاعده برای مبارزه با آمریکا، بدون هیچ دلیلی حتی از بمب گذاری های کنار جاده ای! هم صرف نظر کرده باشد. اگر این گروه چنان توانائی و امکاناتی داشته که حمله به کنسولگری ها و سفارتخانه های آمریکا، حوادث یازده سپتامبر یا بمب گذاری های اسپانیا و انگلیس را سازماندهی کرده و اکنون هم به راحتی تلفات سنگینی به شیعیان و اماکن مذهبی آنها وارد می کند بعید است که نتواند از نیروهای نظامی آمریکائی و غیرآمریکائی که در جاده ها و خیابانهای عراق پرسه می زنند حداقلِّ تلفات را بگیرد. بنابراین نوع عملیات های تروریستی در عراق ظاهر مشکوکی دارد و نمی توان توجیه مشخصی برای آن پیدا کرد. وقتی این واقعیت را کنار حمایت مالی عربستان (متحد آمریکا) از گروههای تندروئی مثل القاعده و ترورهای وقت و بی وقت علیه شیعیان می گذاریم یک نتیجه به دست می آید و آن احتمال زد و بند پشت پرده میان آمریکا و القاعده است که حاصل آن افزایش تحمل دو طرف نسبت به یکدیگر، متوقف کردن عملیات متقابل و بازی سیاسی با مسئله ترور علیه شیعیان است.

وهابی ها به شدت نگران موج شیعی و توسعه «ایرانگرائی» در منطقه هستند و حماقت شدید، تعصب سلفی و عقب ماندگی سیاسی شان آنها را وادار می کند تا عناصر شیعی و ایرانی را به چشم دشمنان همیشگی و نزدیک خود نگاه کنند. از طرفی این تحلیل قطعی درباره سیاست اشغالگری آمریکا وجود دارد که آمریکا تقلیل حضور نظامی خود را به گسترش ناامنی و تروریسم پیوند زده است. بنابراین احتمال اینکه این دو نیروی مخالف در مورد یک دشمن مشترک و یک هدف مساوی به توافق رسیده باشند بسیار بالاست.  

طبق شواهد مضمون زد و بند احتمالی میان آمریکا و گروههای تروریستی ممکن است صرفنظر کردن آنها از عملیات علیه نیروهای آمریکائی و در عوض داشتن فراغ بال (و حتی هماهنگی با دستگاههای جاسوسی آمریکائی ها) برای عملیات در شهرهای شیعه نشین باشد. در اینصورت تروریستهای وهابی در عراق به ابزاری برای اعمال سیاست های آمریکائی تبدیل می شوند. آمریکا هر از گاهی با اعلان دستگیری رهبران این گروهها و راه انداختن بازی رسانه ای و تبلیغاتی سعی می کند ضمن اینکه قدرت آنها را در حد کنترل شده ای نگه می دارد و مانع دردسر تراشی ناگهانی شان می شود خطرشان را دائما زنده نگه دارد. آمریکا هیچ فعالیت گسترده ای برای ریشه کردن کردن قطعی جریان ترور در عراق و جلوگیری از کشتار مردم بیگناه انجام نمی دهد، برعکس به تروریستهای وهابی و ضدشیعی چراغ سبز نشان داده تا حیات نصفه و نیمه خودشان را با ترویج ترس و ترور در شهرهای مقدس شیعیان ادامه بدهند و خودخواسته بهانه ادامه اشغالگری آمریکا را هم مهیا کنند.

آمریکا در این گمان است که با افزایش تلفات در شهرهای مقدس، شیعیان عراق را متوقف و ناامید و ایران را وادار به عقب نشینی و تلطیف مواضع ضد آمریکائی و کنارآمدن با خود می کند. آمریکا همزمان همین ترورها را دستاویز قرار می دهد و به شایعاتی دامن می زند که ادامه تروریسم در عراق را به وجود جمهوری اسلامی و حمایت آن از القاعده[!] و یا کمک تسلیحاتی ایران به طالبان[!] مربوط می کند. آمریکا بهانه لازم برای توجیه ناکامی در افغانستان و عراق را از قبل همین شایعات به دست می آورد، یعنی با سیاست های مرموز و ضدانسانی خود از بی اطلاعی، انفعال افکار عمومی و قدرت شایعه سازی رسانه های غربی استفاده می کند و به جای پذیرفتن مسئولیت امنیت عراق و جلوگیری از گسترش تروریسم، با فرافکنی مشکلات عراق را به ناهمراهی کشورهایی مثل ایران و سوریه و حمایت آنها از تروریسم مربوط می کند.   

بعد از حملات احمدی نژاد در کنفرانس ژنو به اسرائیل و آمریکا و ارائه بسته پیشنهادی از طرف ایران موضع ایران دوباره در حال قدرت گرفتن است، اوباما پس از کنفرانس ژنو با عصبانیت و دستپاچگی در واکنش به سخنان احمدی نژاد مدام «لفاظی علیه اسرائیل» را محکوم کرد و کلینتون هم سعی کرد با استفاده از الفاظ تهدید و تحریم ایرانیها را بترساند اما گویا خودشان هم متوجه شدند که این نوع موضع گیریها چندان اثر بخش و «کافی» نیست. با نزدیک شدن زمان خروج آمریکائی ها چند ترور کور با تلفات سنگین می توانست هم تکرار این القاء نخ نما باشد که «خروج آمریکا از عراق مساوی است با ناامنی بیشتر» و هم هشداری باشد به ایران که خود را در حفظ امنیت و جان شیعیان و زائران عتبات محتاج نرمش با آمریکائی ها و مجبور به دادن امتیاز احساس کند. آمریکا به این وسیله می تواند نشان بدهد آنقدر جدی است که حتی اگر ادبیات مناسبی[؟] درباره اسرائیل انتخاب نشود با وجود حمایت عربستان سعودی و میدان داری نظامی در عراق، گروههای تروریستی سلفی و وهابی تا چه حد می توانند در فتنه انگیزی و تهدید امنیت عراق و وارد کردن تلفات سنگین به ایران اثر گذار باشد و آمار هشتاد و هفت هزار نفری تلفات غیر نظامی عراق را هر روز افزایش بدهند.

به این ترتیب آمریکا وزن خود را در تغییرات احتمالی آینده افزایش می دهد. هر چقدر توان عملیاتی گروههای تروریستی بیشتر باشد آمریکا توجیه بیشتری برای باقی ماندن در عراق و ادامه مبارزه دارد. جالب اینجاست که تغییر احتمالی رابطه ایران و آمریکا موجودیت گروههای تروریستی را تهدید می کند و آمریکا از این گروهها به عنوان ابزار بازی استفاده می کند و در صورت شکل گرفتن رابطه احتمالی این گروهها جزو قربانیانی خواهند بود که تاریخ مصرفشان به پایان رسیده است. طبیعی است که تروریست های القاعده  هم ناخواسته خودشان را نیازمند شدت بخشیدن به ترورها و اعلام خطر نسبت به برقراری رابطه ایران ـ آمریکا احساس می کنند.

 


تتمه: باز هم حقوق بشر بالا زد: پارلمان اروپا: مجاهدین خلق از عراق اخراج نشوند | امام جمعه نجف: القاعده و بعثی ها مسئول حملات تروریستی اخیر در عراق هستند و دستگاههای جاسوسی بیگانه در ورای عملیات تروریستی دیاله و بغداد |

 

+ نوشته شده توسط دانشطلب در جمعه 4 اردیبهشت1388 و ساعت 21:45 |