امسال به یکباره دو رئیس جمهور آمریکا و اسرائیل اقدام به ارسال پیام نوروزی برای مردم ایران کرده اند، هر چند اوباما بر خلاف پرز در پیام خود ناپرهیزی کرده و رهبران ایران را هم خطاب قرار داده اما با این کار عرف دیپلماتیک را نقض کرده و متوجه نبوده که دائما راههای ساده تر را فراموش می کند و برای چیزی که خودش آن را تغییرات می نامد به راههای دشوار و بزرگ روی می آورد، همانطور که سنگ بزرگ نشانه نزدن است فرستادن پیام نوروزی یا مثلا نامه نگاری مستقیم با رهبر ایران (که هیچگاه در روابط سیاسی مورد خطاب مستقیم نیست) هم خارج شدن از عرف دیپلماتیک و هم دشوار کردن راه گفتگو و مذاکره است. همه اینها نوید عدم موفقیت اوباما در فهم درست رابطه ایران و آمریکا و طرز گشودن راههای مذاکره است، اگر قرار
است رابطه ای اصلاح شود باید از پائین ترین مراحل آغاز شود نه اینکه منتظر تغییر دفعی و ماچ و بوسه نوروزی! باشیم.
از این گذشته آیا فرستادن پیام نورزوی از طرف رئیس جمهور آمریکا به این معنی است که مواضع رئیس جمهور آمریکا اهمیت خاصی برای مردم ایران خواهد داشت؟ یعنی ایرانیها همانطور که در آغاز سال نو منتظر پیام رهبر و رئیس جمهورشان هستند از امسال باید منتظر پیام نوروزی رئیس جمهور آمریکا هم باشند؟ اگر فرستادن این نوع پیام نوعی کنار زدن یا کم اهمیت کردن پیام رهبران ایران و به هدف ایجاد شکاف میان مردم و سران نظام تفسیر شود چه چیز می توان گفت جز اینکه آمریکا راه تازه ای را برای مقابله با جمهوری اسلامی پیدا کرده است؟
به هر حال می توان چنین نگاه بدبینانه ای هم نداشت و این پیام را یک گام از نوع آمریکائی برای گشایش رابطه و تفاهم تفسیر کرد و اینطور برداشت کرد که: «رئیس جمهور آمریکا از مواضع قبلی خودش کوتاه نیامده، اما حداقل یک ابتکار جدید به خرج داده است». بنابراین باید درباره هدف این ابتکار سوال پرسید؛ آیا اوباما واقعا در پی گشودن درهای مذاکره با ایران است یا پیام نوروزی یک طرفند (از نوع چماق و هویج) برای وادار کردن ایران به عقب نشینی است؟ آیا آمریکا خواهد توانست ایران هسته ای، با قدرت موشکی، نظامی و با اقتصاد در حال رشد را که از استقلال سیاسی برخوردار است و از جنبش های آزادیخواه هم حمایت می کند را بپذیرد یا قصد دارد ایران را به یک کشور «ایزوله و کنترل شده» تبدیل کند تا با خیال راحت تری به مشکلات خود برسد و سیاست های خاورمیانه ای و جهانی اش را پیش ببرد؟ آیا این یک فاز جدید از مبارزه سی ساله آمریکا علیه ایران است؟
تغییر لحن می توانست اولین قدم برای رفع سوء تفاهمات باشد اما این خواسته هم به طور کامل اتفاق نیافتاده و اوباما مثل ماه های گذشته ایران را زیر سایه الفاظ سیاه ترور، جنگ افروزی و قدرت طلبی برای ویران کردن! برده و این یعنی اگر گفتگوئی هم انجام شود آمریکا دنبال دغدغه های موهوم خود راجع به حمایت ایران از تروریسم و تولید تسیلحات هسته ای خواهد رفت. هفت سال از اشغال افغانستان و پنج سال از اشغال عراق می گذرد و آمریکا به هچ کدام از دغدغه های ایران درباره گسترش مواد مخدر، حفظ پایگاه منافقین، ربوده و زندانی شدن دیپلماتهای ایرانی در اربیل و یا ترورهای کور و تجاوز به مکانهای مذهبی و مقدس شیعیان نشان نداده و قصد حضور دائمی و حفظ پایگاههای نظامی خود را هم دارد و با همه اینها دائما ایران را مورد تهمت و افترا درباره دخالت در عراق و افغانستان قرار داده است. آمریکا انتظار چه تفاهم و چه رویکردی از ایران را دارد وقتی که در فاصله چند روز هم تحریم های ایران تمدید می شود و هم پیام نوروزی ارسال می شود؟
اوباما در پیام نوروزی اش به گونه ای حرف زده که گویی در حال اعطای حق حضور مسالمت آمیز در جامعه بین المللی به ایران است، یعنی با قیافه ای حق به جانب چیزی را که ما صاحبش هستیم به ما تقدیم می کند و می خواهد با اعتماد به نفس فوق العاده اش راه بزرگی و توانائی ملت و تمدن ایران را به ایرانیها بیاموزد. گذشته از اینکه مثل همیشه یک نوع مکانیسم تهدید در نوع سخنان اوباما وجود داشت القاء روحیه پدر مهربان و سخن گفتن از بالا که هوش و شعور ایرانیها را نادیده می گیرد به وضوح توهین آمیز است و فقط ممکن است مورد استقبال کسانی قرار بگیرد که به نگاه مثبت خارجی ها به ایران اهمیت بیش از اندازه می دهند و اعتماد به نفس شان در گرو تعریف و تمجید قدرت های بزرگ و دلخوش شدن به چهره مثبت از ایران «ذیل» تمدن غرب است.
فراموش نکنیم آنچه باعث می شود دستگاه مغرور و عملگرای سیاست خارجی آمریکا بعد از اینهمه سال دشمنی به چنین برخوردهای به ظاهر مثبتی روی بیاورد چیزی جز افزایش قدرت و تأثیر گذاری ایران نیست. بنابراین طرفی که راههای انتخاب را مشخص می کند ایران است و نه آمریکا، آمریکا در طول این سی سال همواره در صدد بوده تا ابتکار عمل را در رابطه ایران و آمریکا به دست بیاورد اما هیچگاه موفق نشده است. با این حساب این آمریکائی ها هستند که دو راه پیش رو دارند؛ یا وجود ایران قدرتمند را به طور «واقعی و در عمل» می پذیرند یا باید اضافه شدن مشکلات و دشواری هایشان را تحمل کنند. انقلاب سی ساله ایران هیچ دغدغه ای نسبت به دشمنی های آینده آمریکا نخواهد داشت و به رابطه احتمالی با آمریکا هم فقط به عنوان یک فرصت اقتصادی و سیاسی نگاه خواهد کرد.
ای کاش کورش کبیر زنده بود تا ریشه اسرائیل را می خشکاند
اما شیمعون پرز هم برای مردم ایران پیام نوروزی فرستاده است! پرز هم همان هویجی را که اوباما به ایران تقدیم کرده دوباره به ایرانیها جایزه داده، یعنی از تمدن و شکوه فرهنگ و تاریخ ایران داد سخن داده است. پرز هم نرمی های لحن خود را به تاریخ و گذشته ایران اختصاص می دهد اما درشتی ها و تهدیدها را به واقعیت امروز ایران تقدیم می کند، گوئی که هیچ پیوند و ارتباطی بین ایرانیان امروز و دیروز وجود ندارد و ایرانیها یک ملت کاملا متحول شده اند! در حالی که به جرأت می توان ایران را راسخ ترین تمدن از میان تمدن های باستانی دانست که هنوز اصول و ارزشهای اساسی فرهنگ خود را حفظ کرده است.
گرچه اسرائیل و رئیس جمهور آن هیچ وقت و به هیچ وجه ارزشی برای مردم ایران نداشته و ندارند اما چیزی که پرز از آن سوء استفاده و به نفع خود تحریف کرده است برای ما ارزشمند است. پرز گفته است: «يهوديان کوروش کبير را به ياد دارند که درکتاب مقدس تورات با نام منجی پروردگارازاو اسم برده شده، و به ياد داريم که يهوديان قرن ها و نسل ها درايران ساکن بودند و درسازندگی ايران نقش داشتند و در راه اعتلای فرهنگ ايران زمين و فرهنگ يهود گام برداشتند». پرز طوری از کورش حرف زده است که گوئی او دوست و همپیمان همیشگی یهود و صهیونیسم! بوده و با اشاره به تاریخ آزادسازی بابل توسط کورش و پناه دادن به قوم یهود می تواند دشمنی ایران با اسرائیل را نقد کند، دریغ از اینکه جمهوری اسلامی به همان دلیلی با اسرائیل دشمنی می کند که کورش به بابل حمله و یهودیان را آزاد کرد.
واقعیت تلخی در این میان وجود دارد و آن اینکه بعد از مصادره ای که حکومت پهلوی نسبت به تاریخ شاهنشاهی ایران انجام داد در ذهن انقلابیون یک تاریکه «ایدئولوژیکی ـ مذهبی» بر سر تاریخ ایران، حتی تاریخ قبل از اسلام، سایه افکند و باعث زایش این تفکر نادرست شد که شاهان ایران همگی بر سبیل ظلم و ستم بوده اند و هیچگاه حکومتهای شاهنشاهی ایران رفتار قابل ستایش و تقدیری نداشته اند، این تفکر که هنوز هم به صورتی پر رنگ وجود دارد، نه به ضرورت حکومت توجه می کند (لابد للناس من امیر، برا کان او فاجرا) و نه مدل حکومتی مطلوبی برای آن زمان پیشنهاد می کند*. تداوم همین نگاه است که به سوء استفاده کسانی که تاریخ را فارغ از ضرورتها و تحولات تدریجی آن و به صورت منفصل مطالعه می کنند منجر شده است.
آنچه از تاریخ بر می آید مشخصه بارز شاهنشاهی مانند کورش خداپرستی، ظلم ستیزی و آزادی خواهی بوده است که آن را با قدرت نظامی خود گسترش داد و بنیان امپراطوری بزرگ ایران را ریخت. اگر قرار بود کورشی در زمان حاضر داشته باشیم بدون هیچ تردیدی اولین کاری که از او سر می زد این بود که درخت منحوس اسرائیل را از ریشه می کند و ملت های اسیر در ارض مقدس را آزاد می کرد (یعنی همان کاری که جمهوری اسلامی در صدد انجام آن است). کورش دوست یهودی ها نبود که او را به نفع خودشان مصادره می کنند، کورش دوست عدالت بود و حضورش در زمان حال مساوق پاک کردن هر نوع ظلم و اشغالگری از سرزمینی است که گاهواره تمدنها نام گرفته است.
ما همچنان در حسرت این هستیم که ایران به همان قدرتی برسد که در زمان کورش و حکومت هخامنشیان داشته است تا به جای تسلط دیکتاتوری های نظامی یا حکومت اشغالگران اجنبی، مردم این منطقه به یک قدرت برتر و عدالت پرور دلگرم باشند. اگر غربیها می گویند که ایرانیها سندرم امپراطوری دارند بیراه نمی گویند؛ ما ایرانیها در حافظه تاریخی مان سندرم امپراطوری عدل و امنیت جهانی را داریم و حضور هیچ قدرت زورگو و زیاده خواهی را تحمل نمی کنیم، اگر هم روزی به دنبال امپراطوری باشیم این امپراطور را برای کشیدن خون دیگران (استعمار) یا سایه انداختن روی دارائی دیگران (اشغالگری) استفاده نخواهیم کرد. تک قطب جهان مطلوب ایرانیها ظلم ستیزی و عدالت پروری است.
تتمه: متن فارسی پیام اوباما را از اینجا و فیلم صحبت هایش را از اینجا ببینید، این هم خبر پیام شیمون پرز از رادیو فرداست | واکنش غیر مستقیم رهبر انقلاب در مشهد به پیام تبریک اوباما: تغيير آمريكا بايد در عمل مشاهده شود | و واکنش مستقیم ایشان به شایعات و تحلیل های سیاسی حمایت من از دولت، موضعگیری انتخاباتی نیست | قبلا در یک متن گزارش گونه سعی کردم بی طرفانه شرایط برقراری گفتگو بین ایران و آمریکا را بررسی کنم، اگر ندیده اید حتما ببینید: توپ تغییر در زمین کدام کشور است؟ | درد سر آفرینی و حضور مضر آمریکائی ها حتی در استراتژیک ترین منطقه تحت نفوذ ایران چه معنائی ای دارد؟ تصادف یک زیردریایی و یک کشتی نظامی آمریکا در تنگه هرمز | *بعضی جوانهای مذهبی به جد اعتقاد دارند که هخامنشیان باید در برابر اصل ولایت فقیه طوع و رغبت نشان می داده اند و چون این کار را انجام نداده اند پس حکومت جور بوده و مشروعیت نداشته اند! | سال 87 اگر هیچ نوآوری ای نداشتیم در حاجی فیروز مان تنوع داشته ایم | اما نامگذاری سالها اگر در سنوات گذشته نمره عالی نمی گرفت نمره نامگذاری امسال بیست است، کشوری که مصرف گازش به اندازه کل اتحادیه اروپاست، مصرف بنزین و گازوئیل اش رکورد دار و در سرانه مصرف گندم و آب و برق و ... هم کشوری نیست که به گردش برسد بدون «اصلاح الگوی مصرف» به هیچ جا نخواهد رسید | تی شرت ارتش اسرائیل با این شعار که: با کشتن زنان حامله با یک تیر دو نشان بزنید را از این منبع ببینید | سپاه مسئولیت مبارزه با تهدیدهای نرم را با گرداب شروع کرده است | ای کاش یک نفر پیدا می شد به ما هم توضیح می داد که این تعابیر از فوت همسر امام مثل درگذشت بانوی ایران [!] چه معنایی دارد یا صدا و سیما با چه توجیهی برنامه های طنزش را به تعویق می اندازد؟ بیت امام و طرفدارن بیت امام قدرت را تا کجا می خواهند | اضافه شد: چرا حق دارم نسبت به پیام نوروزی آقای اوباما خوشبین نباشم؟


