تبليغاتX
مدرسه ما؛ مدرسه عالی شهید مطهری - چرا به همه کس و همه چیز نگاه اخلاقی داریم؟

 

ممکن است برای شما هم پیش آمده باشد:

وقتی که در پایگاههای وب 2 یا گفتگوهای اینترنتی توصیه ای، پیشنهادی و یا انتقادی را برای بهتر شدن موضوعی مطرح می کنید با این جمله باز دارنده مواجه می شوید که: چرا به همه چیز و همه کس نگاه اخلاقی دارید؟ ... بله، مدتی است تا حرفی و انتقادی راجع به «هر» موضوعی مطرح می شود این موضع گیری به ظاهر آشتی جویانه اصل انتقاد و پیشنهاد را زیر سوال می برد و گوینده آن ـ بدون اهمیت دادن به محتوای سخن عنوان شده ـ طرف مقابل را به دخالت نکردن و بی عملی دعوت می کند و بیشتر اوقات هم همین جمله «نگاه اخلاقی به همه چیز و همه کس» مانع شخص انتقاد کننده می شود.

اما مگر می توان نگاه اخلاقی نداشت؟ اگر دقت کنید همین جمله یک توصیه اخلاقی است که در مورد همه چیز و همه کس به کار می رود، یعنی شخصی که آن را استفاده می کند در حال اعمال یک نوع نگاه اخلاقی است، منتها در این حالت که خودش را از نگاه اخلاقی مبرا و طرف مقابل را به استفاده از آن متهم می کند. بنابراین جواب این سوال که آیا می توان نگاه تربیتی و اخلاقی نداشت منفی است. همه اذهان و عقول و همه الگوهای فکری نگاه تربیتی و اخلاقی خاص خودشان را دارند اما یا آگاهانه و به صورت آشکار آن را اعمال می کنند و یا ناآگاهانه و زیر پوششی از انکار نگاه اخلاقی آن را پنهان می سازند. بنابراین استفاده از جمله «نگاه اخلاقی به همه چیز و همه کس» در حد یک طرفند است که غالبا ناآگاهانه و بدون اینکه استفاده کننده از معنای دقیق و «خودشمول» آن مطلع باشد به کار می رود.

ریشه این تناقض در گفتار و عمل در کجاست؟

مبنای نگاهی که از آن سخن رفت را باید در فلسفه و سیاست جست، آنچه از ظاهر اباحه گری (نگاه لیبرال) بر می آید واگذاشتن همه چیز به حال خود است تا فرهنگ، اقتصاد و روابط اجتماعی هر آنطور که طبیعتا مایل هستند رشد کنند، این نگاه از نظر فلسفی انسانمدار است، یعنی انسان را فی نفسه موجود مقدسی می شمارد که همه خواست ها و تمایلات او جایز و حتی موجد ارزش اخلاقی است. بنابراین اباحه گری متضمن یک نوع نگاه و فلسفه تربیتی است که ظاهرا «هدایت» و ارشاد انسان و پدیده های انسانی و اجتماعی را نفی می کند اما عملا خالی از هدایت نیست چون به هدایتی متفاوت و پنهان معتقد است، هر چند که آن را نفی و انکار کند. (مثلا وقتی در اقتصاد از آزادی بازار سخن می گوید نگاهی را اعمال می کند که به قدرت بی حد و حصر سرمایه منتهی می شود و یا وقتی از آزادی آموزش و پرورش و عدم نظارت دولت بر رسانه ها حرف می زند نگاهی را دامن می زند که نفوذ سرمایه و قدرت را جایز می شمارد و راه تشکیل کاست ها قدرتمند اما ناپیدای اجتماعی را در پشت پرده سیاست باز می گذارد).

ذهن و زبان انسان نمی تواند خالی از فلسفه و خالی از نگاه اخلاقی و تربیتی باشد، انسان چه یک راه را انتخاب کند و چه همان راه را انتخاب نکند به هر حال درگیر یک فلسفه و یک اندیشه در پس رفتارش است. سخن ارسطو که راه گریز از فلسفه را می بست حامل همین معناست: «اگر فیلسوفی باید کرد، پس باید فیلسوفی کرد، و اگر نباید فیلسوفی کرد، نیز باید فیلسوفی کرد». این مانعیت در گریز از فلسفه به ایدئولوژی نیز سرایت می کند. کسانی هستند که دم از ایدئولوژی زدایی می زنند در صورتی که خودشان دچار بدترین ایدئولوژی ها هستند و یا دم از مرگ ایدئولوژی می زنند اما خودشان تازه ترین و فربه ترین ایدئولوژی ها را سامان داده اند و فقط چهره زشت و ضمخت آن را در پس تبلیغات فریبنده و با تکیه بر نگاه تسامحی و ساده انگارانه مخفی کرده اند. حرفهای وبلاگ دادابیس در این مورد رساتر است:

«پرنفوذترین ایدئولوژیها اونیکه وجود خودشو نفی میکنه و انگشت اتهام ایدئولوژیک بودنو به طرف ایدئولوژیهایی میگیره که لااقل قبول دارند که ایدئولوژی اند. ایدئولوژیک ترین افراد توی جامعه اونایی اند که فکر میکنن بخاطر چند سال دانشگاه و آگاهی درباره وجود ایدئولوژی، دیگه ایدئولوژی ندارن و تفکرات اونها ماورأ ایدئولوژیه و به یه انسانیت و عقلانیت خالص و پاک رسیده اند. احمقانه تر از تفکر به اصطلاح ماورأ ایدئولوژی تلاش یه عده برای شناخت تمام و کمال ضمیر ناخودآگاه انسانه. ما هر چه بیشتر روی ضمیر ناخودآگاه چراغ قوه بندازیم، ناخودآگاه سوراخهای عمیق تری پیدا میکنه که توی اونها قایم شه.»

پس همانطور که گفته شد استفاده از جمله باز دارنده «نگاه اخلاقی به همه چیز و همه کس» یک طرفند و ابزار برای جا انداختن امور دلبخواهی، تقدس و آزادی تمایل انسان و اباحه گری در مورد فرهنگ و روابط اجتماعی است. ابزاری دیگری که همیشه همراه با این طرفند مورد استفاده اباحه گری بوده و هست «تقلیل اخلاق به خوشروئی» است، یعنی انحراف از رعایت اصول اخلاقی و تعهد واقعی به اخلاق و در عوض اهمیت دادن به آداب دانی و پنهان کردن دروغ و فریب زیر لوای خوشروئی. گویا این از التزامات نگاه اباحه گر است که ارزشهای بزرگ اخلاقی را زیر حجابی از خشروئی ریاکارانه و بزک شده همراه با لبخندهای تصنعی و تأیید های بی محتوا و مهوع پنهان می کند. این رفتار اساسا بی شباهت به اخلاق بازاریابی و کاسب کارانه نیست؛ عینا مثل فروشنده هائی که قشنگ، شسته رفته و و محترمانه حرف می زنند اما سر خریدار و مخاطب خود را کلاه می گذارند، آیا بی اخلاقی ای بزرگتر از این متصور است؟

 

+ نوشته شده توسط دانشطلب در جمعه 23 اسفند1387 و ساعت 16:56 |