تبليغاتX
مدرسه ما - مــداحــی مـــدرن

 

مداحی و جلسات عزاداری در تاریخ تشیع از فراز نشیب‌های خاصی برخوردار بوده است در مواردی در جو سیاسی اجتماعی تاثیر گذاشته و گاهی متاثر از جو موجود زمانه بوده است نوع و شیوه تعامل مادحین با جو سیاسی و اجتماعی حاکم در تاریخ تشیع قابل پیگیری است. آنچه نویسنده در صدد بیان آن است نوع مداحی است که در سالیان اخیر رشد و توسعه یافت که در نوع خود نسبت به سالیان قبل بی نظیر بود. هر چند در برخورد و تعامل با مسائلی از این قبیل که به درون جامعه ایرانی و اسلامی به عنوان شیعه بودن مربوط می‌شود. نخبگان به ظاهر نخبه جامعه ما اصلا به آن توجه نمی‌کنند که ریشه در جدایی روشنفکران و عالمان دانشگاهی و حوزوی از مردم دارد لذا از دایره‌ی دید آن‌ها گم شده است. جامعه‌ی دانشگاهی برخوردش با مسائل این چنینی بی کلاسی و افت کلاس می داند. در مقابل جریان حوزه هم با تکفیر و ارتداد و پرخواش‌گری و نصیحت تنها سلاحی است که به کار گرفته می‌شود. قصدمان این است یک تحلیل ساده از مداحی مدرن در جامعه تشیع ارائه دهیم تا موضوعی باشد برای بحث‌های علمی و ارائه راهکار مناسب جهت عمق بخشی و عقلانیت جریان هیئت‌های مذهبی.

با شروع مبارزات انقلاب اسلامی و ورود جامعه مذهبی ایران که بعد از کودتای 28 مرداد و درگیری‌های میان جریان آیت الله کاشانی و مصدق به حالت انفعال رسیده بودند. در عرصه سیاست که با رهبری امام خمینی(ره) شهید مطهری و بهشتی صورت گرفت هیئت‌های مذهبی وارد جریان جدی سیاست شدند که هیئت موتلفه اسلامی ریشه در همان جریانات دارد. هیئتی‌ها نقش خوبی در ایجاد و پیروزی انقلاب داشتند به گونه‌ای که با ورود این هیئت ها و وارد شدن آن‌ها در سیاست بود که سیاست از کلاس‌های تئوری‌پردازی دانشگاه‌ها تئوری پردازی‌های و نه چندان واقع وارد با  فضای عمومی مردم ارتباط برقرار کرد در این بین ما چند عنصر را می‌توانیم بررسی کنیم. انقلاب و اعتراض هست اما در سطح دانشگاه که امثال شریعتی، بازرگان، و این جور آدم‌ها آن را اداره می‌کنند و تا حدودی پای روحانیونی همانند شهید مطهری و بهشتی مفتح در این محافل باز شده است، اما به جدیت و موجی که شریعتی ایجاد می‌کند نیست. عده‌ای در دانشگاه به دور از توده مردم در حال مبارزه هستند. توده مردم آن زمان که پای منبرهای روحانیونی مثل مرحوم شیخ احمد کافی هستند بچه مذهبی‌ها در مهدیه جمع شده‌اند روشنفکرهای  با کلاس دانشگاهی در حسینه ارشاد. شریعتی به روضه‌ها و گریه‌ها به طور اساسی حمله می‌کند در مقابل شیخ احمد کافی حسابی علیه شریعتی موضع‌گیری می‌کند جریان درگیری این دو فرزند خراسان شنیدنی است. تا این که با ورود امثال مطهری و مفتح و بهشتی و فعال کردن مساجد و هیئت‌ها به نوعی این دو جریان به هم گره می‌خورد. تفکر مبارزه با رژیم شاه و  هیئت‌های مذهبی کلاس‌های تفسیر مرحوم طالقانی نیز از این نمونه است. بالاخره این که یک چند نفری پیدا شدند که هم حرف حاج کافی را بلد باشند و هم حرف‌های دانشگاهی‌ها و این امر موجب شد که یک ارتباطی بین توده مردم و نخبگان جامعه بوجود آید. تا این‌که  با وارد شدن هیئت‌ها در سیاست اثرات مثبتی در ایجاد انقلاب داشتند مخصوصا در بسیج مردم نقش اساسی داشتند. تا این‌که جنگ تحمیلی به وجود آمد در دوران دفاع مقدس اوج فعالیت هیئت‌ها بود که با محوریت کربلا جنگ را معنا می‌کردند و این روح عزاداری برای امام حسین(ع) بود که مردم ما را برای رفتن به جبهه ترغیب می‌کرد و روی بسیاری از تابلوهای تبلیغاتی مناطق جنگی همچنان مشاهده می‌شود تا کربلا این اندازه کیلومتر باقی مانده است. و در پشت جبهه این روضه‌های برای امام حسین(ع) بود که تسکین درد مادران شهید و خواهران شهید بود تا این‌که جنگ تمام شد بچه‌ها از جبهه‌ها برگشتند اما یک تفاوت بینشی و معرفتی با کسانی که پشت جبهه بودند، پیدا کردند و این بار هم هیئت‌ها بود که بچه‌های جبهه را دور هم جمع کرد. دعای کمیل حاج منصور از جمله آنها بود. در این هیئت‌ها توانستند فرهنگ دفاع مقدس را بین خود حفظ کنند. تا این‌که دهه 70 در حال طی شدن است و چالش جدی میان هیئتی‌ها که با پایگاه‌های بسیج  نیز گره خورده با رفاه طلبی و تجمل‌گرایی بعضی مسئولین و جامعه به وجود می‌آید و تهاجم فرهنگی ناجوانمردانه به دست بعضی خودی‌ها در حال اجرا است یعنی هنوز گرد و غبار خاک و خون جبهه‌ها از روی بچه‌ها پاک نشده شاهد پای مال شدن خون رفقای هیئتی خود بودند در جبهه داشتن می‌جنگیدند و انگار از پشت جبهه به آن‌ها شمشیر می‌زدند و آن‌ها بر ای این جریان فکر نمی‌کردند از خودی و از پشت شمشیر بخورند لذا تئوری خاصی برای برگشت از جبهه‌ها نداشتند چون معلوم نبود چه کسی قرار است بر گردد. لذا به حرکاتی که  سردر گمی در آن‌ها مشهود بود می‌پرداختند که امر به معروف‌های خیابانانی، در گیری‌های خیابانی با جوانان دارای ظاهر ناصالح اما نتایج بی حاصل و گاه مخرب را در پی داشت. تا این که دهه‌ی هفتاد به 76 رسید و دوم خرداد پیش آمد. یعنی جریانی که قصد سکولار کردن همه چیز و در همه‌ی ابعاد را داشت.

در این جا بود که جریان جدیدی در هیئت‌ها شکل گرفت؛ هم به لحاظ صوری و هم محتوایی. می‌توان گفت که آغاز سکولاریزه شدن در هیئت‌ها نیز آغاز ‌شد. به این صورت که به لحاظ سبک مداحی و نوع موسیقی آن دچار تحول می‌شود. در مورد شروع و جرقه‌ی مداحی مدرن، می‌توان از نریمان پناهی نام برد. با این شعار و الگو که دیگر زمان روضه تمام شده است و باید شور بزنیم با سبک یا ابا عبدالله الحسین نقطه آغاز مداحی جدید کلید زده شد. از خصوصیات سبکی آن می‌توان به نقش اساسی شور در این نوع سبک اشاره کرد. هیئتی‌ها در موقعیتی قرار گرفته بودند درگیری‌های سیاسی میان احزاب و ابزار واقع شدن بسیج در بعضی جریانات سیاسی در این بین یک شکافی میان هیئت و بسیج را به وجود آورد هیئتی‌ها با نشانه شلوار کردی و گاها با کلاه ظاهر می‌شوند و عمده شعارشان هم این بود که ما کاری با سیاست نداریم. سبک مداحی مدرن از نریمان پناهی آغاز و با آمدن سید ذاکر به اوج خود می‌رسد. سید ذاکر یکی از طلبه های حوزه علمیه قم بود که با یک گروه دیگر که الان جزء مداحان مشهور هستند(از جمله اسلام میرزائی و میرداماد و ...) به علت ضعف درسی از حوزه علمیه اخراج می‌شوند. اما هم چنان به مداحی خود ادامه می‌دهند و به علت سرخوردگی از عالم سیاست یک مداحی سکولاری طرح ریزی می‌شود. چون بسیاری از این‌ها یک سر خوردگی از عالم سیاست دارند هر چند خیلی از این مداح‌ها در دعاهای خود از برای مسئولین حکومت دعا می‌کنند اما در عمل سکولار هستند. با نگاهی به مضامین اشعار آن‌ها، این مطلب عیان است.

اگر از اثرات دوره مدرن بروز و ظهور ادبیات مبتذل و پیش پا افتاده بود ادبیات عامیانه و کوچه بازاری که در شعر نو به نوعی تجلی پیدا کرد در این نوع مداحی اشعار دیگر دارای وزن و قافیه خاص سنتی نیستند. بلکه حالت محاوره‌ای و عامیانه خاص دارند: "اگه دیونه ندیده‌ای به ما می‌گند دیوونه" ، "بزنیم به سیم آخر واسه کربلا بمیریم" و ... که سبک کوچه بازاری است. هم چنین از نشانه‌های سکولار شدن در مداحی مدرن می‌توان عدم استفاده از اشعار اجتماعی یا بیان دغدغه‌های اجتماعی را دید به این صورت که کاملا اشعار بیش‌تر به رابطه فردی با امام اشاره می‌کند یک رابطه شخصی و لذا مضامین اشعار مضامینی عاشقانه فردی را به خود می‌گیرد تا مضامین اجتماعی.

"عقل از سر من پریده و دیوونگی جا گرفته" "حرف اگه داری با خدا بزن عقلم خدا گرفته"

"ای مردم ای مردم به ما می‌گن دیوونه دیوونه"

هم چنین نگاه محسوس‌گرایانه به مفاهیم دینی نیز شکل می‌گیرد به طور مثال ذکر قد و هیکل و زیبائی شکل شمایل ائمه و چشمهای خوشگل محور اشعار قرار می‌گیرد تا مضامین معنوی و درونی. البته این امر بی تاثیر از جریانات سیاسی بیرون از هیئت‌ها نیست. و مضامین اشعار حالت عرفانی و تساهل را به خود می‌گیرند تا حالت شریعت محوری اما دو باره همین هیئت‌ها بود که انقلاب را نجات داد در نقطه‌ای از زمان جریانات هیئتی شکل گرفت که روحانیت  مگر اندکی از آن‌ها از جمله پناهیان پایگاه اجتماعی در بین هیئتی‌ها و مردم ندارند و هر روز انواع متلک‌ها در خیابان که اوج آن در فیلم مارمولک بود نوش جان می‌کردند. و از طرف دیگر شعارهای مردم سالاری شعار روز سیاسیون شده بود و تبلیغات زیادی با رای به خاتمی راه انداخته بودند که مردم از دین برگشته‌اند و باید جایی نشان داده می‌شد که مردم از دین برنگشته‌اند و این امر در محافل مذهبی نمود داشت که یکی از این محافل در نماز جمعه‌ها بود. اما به دلیل عدم ارتباط امام جمعه‌ها با جوانان لذا نماز جمعه‌ها نمی‌توانستند به عنوان نماد مقبولیت باشند لذا تنها این هیئت‌ها بودند که می‌توانستند مردم را دور خود جمع کنند. و احمدی‌نژاد هم از درون همین هیئت‌ها بود در آمد و قبر دوم خردادی‌ها فعلا تا مدتی کنده است تا بعدش ببینیم چه می شود  ...

+ نوشته شده توسط مـیـزان در سه شنبه 29 بهمن1387 و ساعت 16:0 |