تبليغاتX
مدرسه ما - در ستایش هجو و طنز سیاسی (تغییر برای برابری، غوزآنلاین، چلغوز و افتضاح ملی)

در این نوشته آنچه درباره طنز و هجو گفته شده زیر سایه مسائل سیاسی است و نه صرفا ادبی. پس لطفا با نگاه سیاسی بخوانید:

 

هجو، از غوزآنلاین تا چلغوز؛ چیزی که باعث ظهور طنز می شود اتفاقات عجیب یا اشتباهات است. وقتی اتفاق عجیبی می افتد که اغراق آمیز به نظر می رسد یا اشتباه فاحشی توسط کسی انجام می گیرد نوعی نگاه مضحک و به واقع تلخ شکل می گیرد که اگر در یکی از قالب های هنری خودش را نشان بدهد می توان اسمش را «طنز» گذاشت. طنز در واقع نوعی نقد و بهترین نوع آن است که در عین گزنده بودن از مهربانی و لطافتی برخوردار است که پذیرفتن محتوا را آسان می کند. اما آنچه که باعث روی آوردن به «هجو» می شود شدت مسخرگی است. اگر همان اغراق یا اشتباه فاحش مرتبا تکرار شود یا روی آن تعصب ورزیده شود طنز گفتن دردی را دوا نمی کند. شخص متعصب در واقع با پافشاری روی اشتباه خودش در پی اثبات خودش است و برای نفی شخصیت او «هجو» راه حل مناسب تری است. پس هجو بیشتر حول شخصیت ها و از شدت تفاوت و شکاف بین دو دیدگاه به وجود می آید. غایت هجو نفی است و نه نقد. اما غایت طنز نقد است و نه نفی.

غــوز آنلاین یک شاهکار تاریخی برای هجو نوعی روزنامه نگاری مسخره است که شدت مسخرگی آن به «فاجعه» تنه می زند. وقتی چیزی به اندازه روزآنلاین مضحک باشد اگر کسی وارد حوزه نقد یا حتی برخورد طنزگونه با آن بشود فی الواقع خودش را مسخره کرده است. واقعا باید با این نوع از تعصب و تکبر برخوردی هجو گونه داشت چون نقد و طنز غالبا در جایی موثر است که بتوان به حداقل تفاهم رسید اما اگر این کمترین وجود نداشته باشد ناچارا باید باب هجو را گشود. هجو سیاسی همان جنگ است و در واقع جنگ ادبی با شخصیتی است که اگر دستش برسد در دنیای بیرون دیکتاتوری بر پا خواهد کرد. نویسندگان روزآنلاین هم بی شباهت به دیکتاتورهایی نیستند که زورکی می خواهند افکار مورد نظر خودشان را به ملت حقنه کنند و فقط هم خودشان سردمدار و نقش آفرین اصلی ماجرا باشند.

پس از غوز آنلاین و اعتراض به نام بحث برانگیز آن، مهمترین روزنامه بشریت، چلغوز جایگزین آن شد که در واقع حاصل و سنتز دیالکتیک بین روزآنلاین و غوزآنلاین است. چلغوز از شدت هجو کاسته و سعی می کند به طنز تمایل بیشتری نشان بدهد و دغدغه اش را از تمسخر روزآنلاین به مسائل دیگری هم گسترش بدهد. همانطور که یکی از گردانندگان چلغوز اظهار کرده بود مدل هجو/طنز چلغوز اگر جدی گرفته شود می تواند «طنز سیاسی» ما را با یک تحول اساسی و یک جهش واقعی روبرو کند؛ مسائل خیلی خلاصه و در قالب یک جمله و یک تیتر یا عکس بیان می شوند و نغز بودن مطالب قابلیت بسیار بالایی در جذب مخاطب ایجاد می کند. 

تغییر برای برابری، مادر چلغوز است؛ نمونه نزدیک به کاری که صاحبان غوز و چلغوز انجام دادند کمی قبل از آن و به صورت یک وبلاگ با نویسنده ناشناس (امضا جمع کن) دیده شد. موضوع وبلاگ تغییر برای برابری؛ 100 میلیارد امضا برای حقوق مردان مضحکه کردن کمپین یک میلیون امضایی بود که فمینیستهای غربگرا برای دفاع از حقوق زنان ایرانی! تهیه دیده بودند. نویسنده تغییر برای برابری حتی اعلام می کند که با ایده های فمینیستی و کمپین یک میلیون امضا مخالف نیست و علت اصلی راه اندازی وبلاگ را مخالفت با کسانی می داند که خودشان را یگانه منجی زنان ایران معرفی می کنند. هدف او طنز نیست بلکه هجو افراد و روشهایی است که به داعیه دفاع از حقوق زنان، منافع شخصی و تیمی خودشان را دنبال می کنند و هیچ کس را هم عدل خود نمی بینند.

 وبلاگ تغییر برای برابری

موضوع وبلاگ 100 میلیارد امضا (دفاع از حقوق مردان) موضوع بسیار گیرایی است. آنچه که وضعیت اجتماعی زنان و مردان را در جامعه ما مشخص می کند فقط چیزهایی نیست که فمینیستها روی آن دست می گذارند. مسائلی مثل سربازی اجباری، اجبار عرفی در پرداخت مهریه های سنگین، تکلیف قانونی مرد به پرداخت کامل هزینه های زن (نفقه) حتی تا سه ماه بعد از طلاق، تکلیف مرد به حضانت کودکان و پرداخت تمام هزینه های آنها، ناممکن بودن اجبار زن به خانه داری و ... بسیار مهم تر و اساسی تر از مسائل شاذی مثل برابری دیه یا حق طلاق (که با شرط وکالت قابل انتقال به زن است) و ... است که قانون هم اقدامات زیادی برای تعدیل آنها انجام داه. به طور کلی دستاویز قرار دادن مسائل ریز حقوقی روش مسخره ای برای نشان دادن جایگاه زن و مرد در اجتماع است. مثلا خیلی خنده دار خواهد بود اگر مردان ایرانی اعتراض کنند چرا مجازات دو مرد همجنسباز اعدام است اما مجازات زنان همجنسباز فقط صد ضربه شلاق؟ یا اعتراض کنند که چرا ظهور جنون در زن، به مرد حق فسخ ازدواج را نمی دهد و لی ظهور جنون در مرد این حق را به زن می دهد؟ و بعد مدعی شوند که در ایران حقوق برابر بین زن و مرد وجود ندارد! دلیل این ادعا اینست که برابری میان زن و مرد در اجتماع بیشتر از آنکه وابسته به مسائل حقوقی باشد تابع باورهای فرهنگی است که اصلاح آن در قالب همین قوانین موجود هم امکانپذیر است و الا در آینده وضعیت ما بی شباهت به اتریش نخواهد شد که در آن مردان خواستار حقوق برابر با زنان می شوند.

افتضاح ملی، فرزند چلغوز است: شاید صاحبان چلغوز هیچ وقت به ذهن شان نرسید که به جای کلید کردن روی شخصیت های منتقد خارج نشین ـ و عمدتا روزآنلاینی ـ "همه" اتفاقات، شخصیت ها و موضع گیریهای سیاسی و اجتماعی را سوژه طنز قرار بدهند، شاید هم رسیده است و ما خبر نداریم، اما به هر حال این کاری بود که آنها انجام ندادند اما کسانی که افتضاح ملی را راه انداختند به خوبی آن را انتخاب کردند. افتضاح ملی حتما خمیرمایه خودش را از چلغوز وام گرفته است اما کمتر به دنبال هجو و بیشتر به دنبال طنز است. افتضاح ملی آرام آرام جای خودش را باز می کند و ثابت می کند در عین ساده و بی تکلف بودن می توان مطالب جدی سیاسی را دستمایه طنز و هجو قرار داد. خصوصیت افتضاح ملی اینست که با موضوع قرار دادن "همه" اتفاقات سیاسی از "همه" گروهها نوعی روحیه بی طرفانه را دنبال می کند. این عامل ممکن است مزیت محسوب شود اما در دلسرد کردن کسانی که دلبستگی های خاص و شدید به گروههای سیاسی دارند موثر است و ممکن است مانعی برای جذب مخاطب باشد. به هر حال قضاوت کردن درباره آماتورهای افتضاح ملی هنوز زود است و باید زمان بیشتری برای داوری انتظار کشید ...

 

+ نوشته شده توسط دانشطلب در جمعه 11 آبان1386 و ساعت 18:48 |