تبليغاتX
مدرسه ما؛ مدرسه عالی شهید مطهری - شوک فوتبالی دانشطلب به مغزهای خسته شما: زیر پوست فوتبال، از علی آبادی گرفته تا تئاتر و غربزدگی و ...

فوتبال مثل خیلی از مسائل دیگه دو رویه داره، خیلی ها فوتبال رو ساده نگاه می کنن ولی خیلی های دیگه هم هستن که عمیق و جدی به فوتبال نگاه می کنن. یادمه یه دفعه داریوش ارجمند داشت فوتبال رو بر مبنای الگویی که به زندگی آدمها می ده تحلیل می کرد؛ مثلا می گفت تو خیلی از ورزشها ـ مثل ورزشهای رزمی ـ شما باید به حریف ضربه بزنید یا تعادلش رو به هم بریزید تا برنده باشید اما تو فوتبال به محض اینکه این کار رو بکنید ازتون خطا می گیرن، می گفت فوتبال ورزش جمعی و جوانمردانه ایه و از اینجور حرفها ... پس با قبول همه آفات فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی فوتبال نباید فراموش کرد که پرده های قابل تأملی هم وجود دارد:

 

 

چرا احمدی نژاد هیچی از فوتبال نمی فهمه؛ اگر یادتان باشد احمدی نژآد در تبلیغات انتخاباتی اش هنر و ورزش را بین شعارهایش گنجانده بود که یک وقت مردم فکر نکنند فقط آمده است عدالت توزیع کند یا تنها برنامه اش اینست که پته مفسدین اقتصادی را روی آب بریزد. فکر می کنم با این شعار می خواست نگرانی مردم را از بابت اینکه برنامه کاملی ندارد، برطرف کند. به هر حال من هم اگر می خواستم رئیس جمهور شوم حتما یک شعاری درباره این دو مقوله مهم می دادم! فعلا با هنر کاری ندارم اما شواهد نشان می دهد که احمدی نژاد هیچی از ورزش ـ خصوصا فوتبال ـ سرش نمی شه. بعد از افتضاح اجازه ورود زنان به ورزشگاهها ـ که ثابت می کرد احمدی نژاد و الهام هیچوقت استادیوم نرفته اند ـ و یا شرکت مشکوک در مراسم افتتاحیه بازیهای آسیایی، احمدی نژاد دسته گل های ورزشی دیگری هم به آب داده است. یادتان می آید قبل از اعزام تیم ملی به آلمان احمدی نژاد برای فوتبالیستها صحبت می کرد و راهنمائیشان می کرد که چطور بازی کنند؟ مثلا می گفت بیشتر " توپ" را بدوانند نه خودشان را و ...! یادتان هست؟ خداوکیلی من به جای احمدی نژاد از خجالت آب شدم و هنوز هم نفهمیدم که چطور جلوی فوتبالیست های حرفه ای و مربی شان آن حرفها را زده است!؟ احساس کردم واقعا باورش شده که خیلی می فهمد و از همه چیز سردر می آورد! ... یادتان هست با لباس ورزشی رفته بود به اردوی تیم ملی و پنالتی می زد؟ یادتان هست لباس کاراته پوشیده بود و ژست می گرفت؟ [...وای ...خداآآآآ ]

اما همه این سوتی ها یه طرف، نقشه ای که دولت برای فدراسیون فوتبال کشید همونطرف! علی آبادی مثلا سرباز احمدی نژاد برای تسخیر قلعه فوتبال است! دوست خوبمون آقای محمدرضا. ق در وبلاگ روزگار، عملیات علی آبادی را زیر عنوان «در علی آباد چه می گذرد» گزارش کرده ... من اصلا نمی دونم که حالا تسخیر این قلعه چه سودی می تواند داشته باشد؟ رای بیشتری می آورد یا مثلا با گرفتن ریاست فدراسیون چقدر می شود در فوتبال و حواشی اجتماعی و فرهنگی اش تغییرات ایجاد کرد که تحمل اینهمه ریسک و آبروریزی عاقلانه باشد؟ فوتبال برای جمعیت زیادی جذاب است و شاید واقعا هدف احمدی نژاد سیاسی بوده و به رای جمع کردن از جمعیت فوتبالی کشور! دلخوش کرده اما چطور توی ذهنش محبوبیت رو به تسخیر فدراسیون فوتبال ربط داده خدا می دونه ( فراموش نکنیم در مملکتی که اعضای شورای کلانشهرهایش امثال ساعی و خادم و دبیر باشند چنین حرکتی از چنان پرفسوری چندان غیر طبیعی هم نیست). در هر صورت احمدی نژاد یک نکته را فراموش کرده و آن اینکه تماشاچی فوتبال ما بعد از افتضاح کاری سیاسی سیدخندان در عمل کردن به توصیه دایی و گذاشتن یک تاجر کارگزارانی ـ صفایی فراهانی ـ بالای سر فدراسیون، کما بیش فهمیده که سیاست چطور فوتبال را می سوزاند. پس ای کاش احمدی نژاد با زبان خوش دست و پای علی آبادی را ـ حداقل از فوتبال ـ جمع کند، و الا میزان آرائش که بالا نمی رود هیچ! کلی هم دشمن پیدا می کند.

به دلایل فوتبالی، ما هنوز خودباخته ایم؛ ما هنوز از دام خودباختگی خلاص نشده ایم و همین تفکر روی فوتبالمون هم سایه انداخته. نشانه های زیادی برای این واقعیت وجود داره؛ مثلا اگر یه بازیکن ـ مثل هاشمیان یا زندی ـ تو یه لیگ اروپایی بدترین بازیهاشو بکنه بازهم در ترکیب تیم ملی ایران ثابت خواهند بود اما اگر یه بازیکنی ـ مثلا رجب زاده یا کریمی ـ یه فصل خوب رو تو لیگ ایران پشت سر بذاره بازهم نیمکت نشین باقی می مونه یا اصلا دعوت نمی شه! مدیران باشگاههای ما هم مربی دسته چهارم خارجی رو به مربی سطح یک ملی ترجیح می دن. خیلی جالبه که تو فوتبال هم نمونه آدمهای شسته رفته و خوش صحبت اما خودباخته ـ روشنفکر ـ وجود داره. همین فردوسی پور نماد یه روشنفکر فوتبالیه که همیشه مرغ همسایه براش غاز بوده، یعنی مثلا هیچوقت تو کتش نمی ره که اکبر اوتی ـ میثاقیان ـ ممکنه به اندازه یه مربی سطح یک اروپایی توانایی داشته باشه و پیشرفت کنه. همیشه نگاه تحقیرآمیزی به اشتباهات و اشکالات ایرانی ها داره اما در برابر اروپائی ها فقط تقدیس و تعریف می کنه. تو این سالها فردوسی پور فکر خیلی از فوتبالی های ما رو تحت تأثیر قرار داده و این اصلا خوب نیست. (البته من حاضر نیستم به هیچ وجه گزارش فردوسی پور رو با گزارش خیابانی ـ که نمی تونه استقلالی بودن خودشو پنهان کنه یا وسط بازی سخنرانی نکنه ـ یا مزدک میرزایی ـ که واقعا با عرق پرسپولیسی اش حال آدمو بهم می زنه ـ عوض کنم، راستی همینجا یاد شفیعی و کوتی و بهروان هم گرامی باد!)

به خاطر همین تفکر، تو فوتبال ما خیلی به برنامه ریزی و حفظ ظاهر و این جینگول بازیها اهمیت می دهند و روحیه تقلید از فوتبال اروپائی ـ مخصوصا فوتبال آلمان و اروپای شرقی ـ به شکل افراطی دیده می شه در حالی که اصل اول و آخر در فوتبال داشتن استعداد و غیرت است و برنامه ریزی و این حرفها ـ با اعتقاد به اهمیت آنها ـ بیشتر تسهیل کننده اند تا تعیین کننده. تیم های آفریقایی را دیده اید چطور نتیجه می گیرند؟ عراق را دیدید چطور جام ملتها را به خانه اش بُرد؟ مربی خوب داشتند؟ یا چمن خوب؟ یا حقوقشان آنچنانی بود؟ آن چیزی که ما دیدیم فقط اراده و استعداد بود. نه مربی خوب، نه امکانات عالی، نه حقوق میلیونی و ... . به هر حال فوتبال ما به خاطر غربزدگی و خودباختگی بیشتر از اینکه به مدل آمریکای جنوبی فکر کنه داره زور می زنه تا اروپائی بشه اما این اصلا خوب نیست ... در مجموع اگر این آفت ـ خودباختگی ـ توی فوتبال ما از بین بره و تماشاچی کم سن و سال بتونه یواش یواش این باور رو لمس کنه و ببینه که ایرانی می تونه حتی تیمهای قدر دنیا رو شکست بده اونوقت ناخودآگاه این خودباوری و احساس قدرت توی فکرش ریشه می کنه و شاید اگر تو مدرسه اسم مخترعین و مکتشفین خارجی رو بشنوه از اینکه ایرانیه احساس ضعف نکنه، البته شاید!

فوتبال بهتر از تئاتر است؛ یک شب توی برنامه دو قدم مانده به صبح شبکه 4، مجری بحث تئاتر با کنایه گفت: امیدوارم تلوزیون امشب فوتبال پخش نکنه چون اگر فوتبال پخش کنه برنامه ما کساد می شه! ... پوزخندی زدم و پیش خودم فکر کردم چرا تئاتری های ما اینقدر ساده لوح اند که فکر می کنند جوان ایرانی باید از شکسپیر، مولیر، یا حتی برشت لذت ببرد؟ چرا باید مکبث را دوست داشته باشد؟ ما چه نسبتی با این خذعبلات داریم؟ این تقصیر تئاتر ماست که نتوانسته خودش را از دام روشنفکری رها کند و برای فهم مردم خودش کار کند والا نباید "برشت" برای تئاتر ما جذابیت بیشتری نسبت به عاشورا یا فردوسی داشته باشد. پس تقصیر جوانهای مردم نیست، و نمی توان ازشان انتظار داشت تا حرکات موزون "رونالدینهو" یا بازی حماسی "توتّی" یا جلوه های ویژه سینمایی در قالب حرکات "مسی" را با تماشای بحث تئاتر! عوض کنند. آنها این پدیده ها را ـ به خاطر سابقه ای که همه شان در ور رفتن با توپ دولایه پلاستیکی توی کوچه به دست آورده اند ـ می فهمند و هنر آن را درک می کنند اما دغدغه ای را که تئاتری های ما توی دانشگاه یاد گرفته اند، نه! نمی فهمند و احتمالا نمی خواهند هم که بفهمند. [دفعه بعد که برنامه همان بنده خدا را دیدم فوری زدم شبکه 3، ... فوتبال توپی داشت!]

پرسپولیسی ها خیلی امیدوار نباشند؛ امسال پرسپولیس خیلی خوب شروع کرده و خوب هم داره پیش می ره اما معنی این حرف این نیست که این تیم واقعا همینقدر قویه. تا حالا همه چیز خوب بوده و شانس کافی هم برای صدرنشینی پرسپولیس وجود داشته اما اشکالات جدی ای تو این تیم هست. اگر دقت کرده باشید فاصله بین خط دفاع و خط میانی پرسپولیس زیاده و از همون بازیهای اول هم معلوم بود که این دفاع روی شوتهای پشت هجده آسیب پذیر است ـ گل استقلال هم به خاطر همین ضعف زده شد و خیلی از گل های پرسپولیس از توپ گیری خط میانی شروع می شه و دفاع نقش زیادی تو تاکتیک تیمی نداره و در عوض زیاد اتفاق می افته که مهاجم حریف تو اون فضای خالی با مدافعین روبرو بشه ـ به هر حال پرسپولیس فعلا شانس آورده که تیم های مقابل هنوز از شکاف مورد نظر استفاده  نکرده اند. علاوه بر این افشین قطبی با اونکه نشون داده مربی با سوادیه اما نشانه هایی هم هست که ثابت می کنه توان مدیریتی کافی نداره و خیلی هم نسبت به باخت تیمش حساسه! با این وضع اولین بدشانسی پرسپولیس ممکنه شروع موج استرس و افت باشه. جالبه که حبیب کاشانی هم هیچ سابقه مدیریتی ورزشی نداره و کافیه که تیمش وارد مراحل سخت و پرفشار بشه تا اونوقت ... اونوقت سپاهانِ با تجربه و موذی بیشترین شانس رو برای قهرمانی پیدا می کنه. (البته زمین گرده و توپ نود دقیقه است، هیچ بازیه معلوم نمی کنه آخرش چی میشه، چه برسه به یه لیگ!)

 


تتمه: خبر جدید اینکه فیفا با کاندیداتوری علی آبادی برای ریاست فدارسیون مخالفت کرده | همتون فهمیدید من استقلالی ام، نه؟ درسته من استقلالی ام، اما یه استقلالیه غیر متعصب که از بازی خوب هر تیمی ـ حتی پرسپولیس ـ لذت می بره و از همینجا برائت خودش رو نسبت به مربیگری حجازی  اعلام می کنه :) | دلتون می خواد سر پیش بینی نتایج مسابقات فوتبال با هم کل کل کنیم؟ ... محض اطلاعتون حقیر در این بحث کاملا مدعی ام، مثلا بعد از مشخص شدن رقبای ایران تو جام جهانی نتایج رو پیش بینی کردم و فقط در پیش بینی بازی ایران پرتقال یه گل اشتباه کردم و این رو هم بگم تو کارنامه ام پیش بینی صحیح 5 ـ 1 هم دارم. پس خوب فکرهاتون رو بکنید، اگر یه وقت نیاز داشتید که توسط دانشطلب حالتون گرفته بشه فقط ندا بدید ... [ ;) قسمتی از طرح آزمایش خودشیفتگی بود!] | پست پنجم مدرسه ما در فردا نیوز: ماجراهای حاجی امجد ما | یک پدیده جدید و با نمک: افتضاح ملی | این را بعد از نوشتن مطلب دیدم: آنالیزور موفق!

+ نوشته شده توسط دانشطلب در یکشنبه 6 آبان1386 و ساعت 11:25 |