سخن رهبری اشتباه در تعارف بود؛
آیت الله خامنه ای گفتند: « تصویر ملت روسیه در ذهن ما، تصویر روشن و خوبی است و این به علت مقاومتها و تدابیری است که ملت روسیه در مقاطع مختلف از خود نشان داده است» ... لازم نیست فکر کنید، حتی تأمل هم نکنید! این جمله هیچ محلی از اعراب و هیچ رنگی از صحت ندارد و جز یک اشتباه در تعارف نمی تواند چیز دیگری باشد. اینکه ملت روسیه برای خودش چه فداکاریها و جانفشانیهایی داشته و مثلا در جنگ جهانی اول یا جنگ دوم، در نبرد استالینگراد، در کندن ریشه نازی ها و نجات اروپا چه و چه ها کرده به خود ملت روسیه مربوط است، همانطور که جنگهای استقلال آمریکا به مردم آمریکا، تلاشهای مردم فرانسه برای انقلاب به مردم فرانسه و فداکاریهای سربازان ایرانی فقط به ایرانیها مربوط می شود. اما اینکه تصویر یک ملت برای ملت دیگر چه تصویری است بر می گردد به اینکه دو ملت چقدر و چگونه در زندگی هم تاثیر گذاشته باشند؟ تاریخ ایران و روسیه فریاد می کشد که نه تنها تصویر روسها برای ملت ایران تصویر روشن و خوبی نیست بلکه خیلی هم تصویر تاریک و کثیفی است و اگر بدتر از تصویری نباشد که ایران از انگلیس و آمریکا در خاطره اش ثبت کرده است بهتر از آنها هم نمی تواند باشد.
حتی اگر موقتا تاریخ سیاه ایران و روسیه را کنار بگذاریم در برخورد چند ساله اخیر روسها هم نشانه روشن و مثبتی وجود ندارد. در فاصله کمی پس از جنگ، هاشمی رفسنجانی به شوروی سفر کرد و ایران در وضعیتی متزلزل مجبور شد بعد از 10 سال شعار نه شرغی نه غربی، رسما به پایگاه شرق نزدیک شود. گمانه زنی ها بر این بود که منافع استراتژیک و دشمنی مشترک با غرب می تواند آینده خوبی برای روابط ایران و روسیه رقم بزند اما شوروی ـ مخصوصا بعد از فروپاشی ـ سرعت خودش را در نزدیک شدن به غرب بیشتر کرد و رفتارهای پیچیده تری از خودش بروز داد. روسها به طور سنتی سیاستمدارانی حقه باز و دروغگو هستند و وقتی منافع خود را در دو طرف یک رابطه خصمانه ببینند گویی که بهترین فرصت را برای بهره برداری و سوء استفاده از هر دو طرف به دست می آورند و به همین دلیل مرتبا تغییر موضع می دهند. آنها نه کراهتی در دوستی صمیمانه با غرب نشان داده اند و نه در ابراز دوستی با ایران ثابت قدم بوده اند. در همه این سالها آنها جز به منافع خودشان به هیچ چیز فکر نکرده اند و به همین دلیل مرتب وعده های خود را زیر پا می گذارند و ایران را در وضعیت های سخت، تنها و حتی غافلگیر کننده قرار می دهند. (قبلا در دو نوشته مفصل به سرنوشت نیروگاه هسته ای بوشهر:یک نیروگاه خاموش بهتر از یک ژست ضعیف است و نقش ایران در نزاع موشکی روسیه و آمریکا: روسیه ایران را چند می فروشد؟ پرداخته بودم که نیازی به تکرار آنها نیست).
انصافا به این می گن معما؛ خیلی از ما شاید دلمان می خواهد که نادرشاه افشار زنده شود تا با یک نگاه چپ او روسها جل و پلاسشان را جمع کنند و دست از سر سرزمینها و منافع ایران بردارند اما الان دیگر دوران نادر نیست و ما هم زور او را نداریم پس اگر با موجودات حقه باز طرف می شویم باید مثل خودشان از در دوز و کلک دربیائیم. شخصا فکر می کنم که معادله روابط ایران و روسیه یکی از پیچیده ترین معماهای سیاسی است که حل کردن آن به سود ایران و به ضرر روسیه از عهده هر بنی بشری ـ به ویژه گوشتکوب های دولت نهم یا گوجه های اصلاح طلب ـ برنمی آید؛ ما از یک طرف با آمریکا و شورای امنیت درگیری داریم و سر کل کل هم که شده نمی خواهیم ذره ای به آنها باج بدهیم، از طرف دیگر با روسها طرف قرار داد هسته ای و مبادلات اقتصادی هستیم و می خواهیم هر چه زودتر نیروگاه بوشهر تمام شود، حالا روسها دبه کرده اند و خوششان می آید که موضوع را کش بدهند، از طرف دیگر کشورهای ساحلی هم باید از بابت صلح مطمئن باشند تا از سر ترس به آمریکا نزدیک نشوند که در اینمورد روسیه کاملا با ماست، اما در مجموع ما خیلی تنها هستیم و هیچ دستاویز جدی ـ مخصوصا با بالارفتن قیمت نفت و عایدات ارزی روسیه ـ برای محتاج کردن روسها نداریم. اگر رابطه مان را با روسیه سرد کنیم از چند جهت ضرر می کنیم و اگر بخواهیم دوستی هایمان را تقویت کنیم بیشتر سرمان کلاه می رود. ایران فعلا روش صبر و طمأنینه را در پیش گرفته و می خواهد ببیند روسیه و آمریکا تا کجا می توانند جلوی قدرت گرفتن ایران سنگ بیاندازند؟ ماندن در این وضعیت کجدار و مریز هنری نیست اما گرفتن بعضی تصمیم ها که هر دو طرف را آچمز کند تا مسیر این قضایا به سود ایران جریان پیدا کند واقعا "مغز" می خواهد. از هر طرف قضیه که بگیرید یا به نفع آمریکا تمام می شود یا به سود روسیه ... فکر کنید! ... اصلا چطوره یه بازی وبلاگی برای حل این معما راه بندازیم؟! ... با روسیه چه کنیم؟
اخلاص داشته باشید، اینجوری کارتان راه می افتد؛ اظهار نظر این حقیر ـ دانشطلب ـ درباره ماجرای دانشگاه کلمبیا با یک نامه خطاب به احمدی نژاد آغاز شد که به مذاق خیلی ها خوش نیامد. بعد ماجرا با یک پست توضیحی ادامه پیدا کرد که در پاراگراف آخرش گریزی هم به نظر شخصی رهبر و فصل الخطاب نبودنش زده شد و حساسیت خیلی ها را تحریک کرد. اما هنوز چیزی نگذشته بود که شخص رهبری در دیدار با دانشجویان آب به آسیاب مطلب مذکور ریخت و صراحتا اعلام کرد که: « اعتراض به نظرات خاص رهبری، ضدیت با رهبری نیست» و انگیزه ای شد تا ما هم از موضع گیری ایشان طرفداری کنیم. اما این پایان ماجرا نبود چون وقتی پوتین به ایران آمد و با رهبری دیدار کرد جمله ای از مقام معظم رهبری درباره تصویر ملت روسیه برای ایرانیان صادر شد که مصداق جالبی بر امکان سهو و اشتباه شخص رهبر است، آنهم اشتباهی که هیچ تعارف و مصلحتی نمی تواند آن را انکار کند و اعتراض به آن به هیچ رو شائبه ضدیت با ولایت فقیه، تمامیت ارضی، امنیت ملی یا مذهب رسمی و ... ایجاد نمی کند. اتفاق مطالب مذکور و تذکر رهبری درباره حدود ضدیت با رهبری و بعد از آن اشتباه ایشان در روشن دانستن تصویر روسها برای ایرانیها تنها یک منشأ می تواند داشته باشد و آنهم اخلاص! است. پس در پاک کردن نیت ها بکوشید که کارتان را عجیب راه می اندازد و به یاد داشته باشید که اخلاص داشتن امتیاز نیست! بلکه شرط حداقلی برای هر کاری ـ مخصوصا وبلاگ نویسی ـ است. ( از شوخی گذشته، تازه گیها مور مورم می شود مثل بعضی از وبلاگ نویسها تریپ خودشیفتگی بردارم ببینم چه مزه ایه؟ [چشمک] )
تتمه: عصرایران بررسی می کند: روابط ایران و روسیه در گذر تاریخ | جنگهای ایران و روسیه در دوره قاجار را از ویکی پدیا بخوانید | نوشته کلاشینکف شهرستان در همین رابطه: لذاید پنهان زندگی و ذوق زدگی های غريب از سفر پوتین به ايران! | و یک عکس دیدنی از حاشیه اجلاس تهران | از این قرارداد بزرگ خبر دارید: جنگنده های ایرانی با موتورهای ساخت روسیه به پرواز درمی آیند | اینهم مشکلی شده ها: دریای مازندران (کاسپین) یا خزر؟ |


