نوشته و عکسهای این پست را هم یکی از بچه های مدرسه ما ـ با نام مستعار هابیل ـ برای قرار گرفتن در این وبلاگ فرستاده است؛
شهیدان بی سنگ قبر!
شهدا را که خیلیهامان آرزوی در میان آنها بودن را داریم، در پیش گاه خدا اجر و قربیست نا گفتنی كه در كلام و مقال نمیگنجد اما در جامعهای شهیدپروری كه نهادِ حكومتیاش مرهونِ خونِ هزاران شهید است، دیدن اتفاقاتی از این نمونه كه نقل میشود، ذهن هر منصفی را آشفته میسازد ...
تصویر زیر مربوط است به شهرستان سعدآباد كه در استان بوشهر قرار گرفته است. پاركیست در كنارِ رودخانهی شهر كه در آن پنج شهید گمنام را دفن كردهاند. اما اكنون مقبرهی این پنج شهید گمنام، حال و هوایی اسفناك دارد. نه سنگ قبری و نه حتّا نشانهای كه اگر كسی برای اولین بار از اینجا رد شود به وسیلهی آن در كنار این مقبرهها حضور پیدا كند و یادی از بزرگواری این شهیدانِ همیشه مظلوم كند. شهرداری شهرستان سعد آباد كه باید پیشگامِ اجر نهادن به مقامِ شهداء باشد هم كاری از پیش نمیبرد و این قطعهی نورانی در غربت و گمنامی و بیاحترامی كامل به سر میبرد. شورای شهر و سپاه و بنیاد شهید و حفظ آثار و غیره و غیره هم كه غیرت را تُف كردهاند و هیچ در این مدت اقدامی نمی کنند. البته این اتفاق تلخ نمونههای دیگری هم در همان استان دارد اما چرا باید شاهد چنین صحنههای ناروایی باشیم، نمیدانم. آیا نباید تا کنون فكری به حال پنج شهید گمنامِ سعدآباد می شد؟
-
... خانهمان را آباد كردند و خانه شان را احترامِ نمیكنیم!؟ حتّا ما بیوفایان با این همه وفادارن، خوشرفتاری نكردیم و هیچ از رویشان خجالت نكشیدیم؟ نمیخواهم داد و بیداد و علم و كتل راه بیندازم و اعتراض كنم. اما حق بدهید كه كمی بنگارم؛ از خونِ دلهایی كه بر جگرمان رفته است و از جفاهایی كه بر آنان شده است. بگذارید كمی بنویسم از كسانی كه این روزها از خطی كه باید و شایدِ آنان است، دور شدهاند و شهیدان را مروجان خشونت میدانند و با دفن كردنِ ایشان در شهرها، مخالفت میكنند. شهیدانی كه حتّا نامِشان را هم برای ترویجِ اسلام و سربلندی ایران خرج كردند. شاید نمیدانم، اما نه! خوب میدانم كه چه خبر شده است؟ خطِ نفاق خیلی پیش رفته است. خیلی جلوتر و پیشتر از آنی كه فكرش میرفت. خیلی پیشتر از آنی كه انتظارش را داشتند. استحاله شدهاند كسانی كه تا همین دیروز دایهی مهربانتر از مادر بودند و "شهید"، "شهید" لقلقهی زبانِشان بود و اما حالا دیگر آنی كه بودند نیستند. خیلی دیگرگون شدهاند. دیگرگون و متفاوت از آنی كه انتظارش میرفت.
حالا چند شهید گمنام در سعدآباد بوشهر را هیچكس وقعی نمینهد و احترامشان نمیكند. شهیدانی كه مادرانشان سالهاست منتظر آمدنِ پیكرهاشان هستند و نمیدانند كه آیا این پنج شهید گمنامی كه در سعدآباد بوشهر دفن شدهاند، فرزندان آنها هستند یا نه؟! نمیدانم. شاید یكی از این شهیدان، پدر، برادر، عمو یا دایی تو باشد كه هنوز خبری از او نشده است. بستگان من و تویی كه مظلومِ همیشگی هستند. شهیدانی كه حتّا از داشتن سنگی بر قبر خویش محروماند. شهیدانِ بیسنگ مزار!



تتمه: طبق شنیده ها امور مزار اين شهداي گمنام به دو هيئت امناء مربوط می شود و بنياد حفظ آثار هم مبلغ يك ميليون تومان به آنها كمك كرده است. تا به حال دو بار در سايت هاي استان بوشهر مطالبي راجع به بی توجهی به مزار این شهیدان درج شده است اما حاصل پی گیری ها بیشتر از چیزی نیست که در عكس ها مشاهده می کنید. شهرداري و شوراي شهر مخالف انتخاب مكان كنوني برای دفن شهدا بودند و حتی پارك را هم به نام عضو مرحوم شوراي شهر! نامگزاری کردند كه پس از اعتراض برخي نيروهاي حزب اللهي پارك ۳ هكتاري را به دو بخش تقسیم کردند و هم اينك مكان دفن، تابلوي پارك ساحلي شهداء گمنام! را دارد.| عکسهای ديدار رئيس جمهور با جانبازان را دیده اید؟، این و این و این را چطور؟ | خبر دارید که ما به تازگی کشف کرده ایم که آیت الله خمینی مخالف شعار مرگ بر آمریکا بوده اند! ؟| متاسفانه امروز اتفاق ناگواری افتاده و جریان گروگانگیری گروههای تندرو در جنوب شرقی کشور تکرار شده است. جزئیات این واقعه را بخوانید: گروگانگیری اشرار در جنوب شرقی ایران | اینهم نوشته ای است از جناب "شریف لک زایی" در مورد چرایی ادامه ناامنی در استان سیستان و بلوچستان که اتفاقا همین چند روز پیش منتشر شده بود: شهر امن و امان است! | تصاویر بهشت مصنوعی مسئولان استان خوزستان! را دیده اید؟ | امروز یکی دیگر از بچه های مدرسه با ایمیل مدرسه ما تماس گرفت، از او خواستم تا اگر وبلاگی دارد معرفی کند؛ کاروان (http://caravan.parsiblog.com) وبلاگ محمدعلی آهنگری ورودی ۷۸ دوره کارشناسی مدرسه عالی است.


