مدرسه عالی شهید مطهری (سپهسالار سابق) چندین سال است که به بهانه بازسازی و مرمت زیر دست سازمان میراث فرهنگی افتاده اما ناراست بودن این مرمت حتی بر شاگردان این مدرسه هم هویدا شده است. نوشته زیر را یکی از بچه های مدرسه درباره اتفاق تلخی که اخیرا افتاده نوشته و برای مدرسه ما فرستاده است:
می نشینی و در و دیوار مدرسه عالی شهید مطهری را كه این روزها به وسیله مهندسانِ توانمندِ(!) سازمانِ میراثِ ضد فرهنگی، باز سازی شده است را خیره خیره نگاه می اندازی و به فكر آنی كه این همه دسترنجِ معمارانِ سازمان را چگونه قدر بدانی و چگونه اجر نهی؟ بر صندلیهای سبزِ حیاطی بزرگ كه یادِ گار دورادور است تكیه می زنی و به كتیبه ای كه به مهارت ساخته شده است نظر می افكنی و سعی می كنی خطوط زیبای كاشی نوشته هایش را بخوانی. خطوطی كه وقفنامه ی مدرسه عالی سپهسالار را درون خود جای داده است و زیبایی و ارزشش در بیرون مرزها بیش از درون شناخته شده است.
خط كتیبهِ دورِ حیاط از آنِ میرزا غلامرضا است. خطی زیبا و خوشنما كه حكایتِ فرهنگ و هنری اسلامی ـ ایرانی است و پاسش باید داشت. می گویند میرزا غلامرضا وقتی در حالِ نگارش این كتیبه بوده است، چون از پسِ خرج و مخارج خرید كاغذ و تمرینِ خطوط بر نمی آمده، بر روی انگشت شستِ خودش تمرین می كرده و بعد از آن، نوشته مورد نظر را بر روی كاشی می نوشته است. و این همه كوشش و دقت و سعی و تلاش، اكنون بر تاركِ مدرسه عالی می درخشد و نور افشانی می كند.
اما این همه نورانیت و فرهنگ، زیرِ دستانِ مهندسی به باد میرود. آن هم به راحتی آبْخوردن. دیروز(یعنی یكم مردادماه هشتاد و شش) داشتیم در همان حیاطِ ناشی از حیاتِ واقعی، زندگی می كردیم و نفس می كشیدیم. اما فرهنگِمان كه روی كتیبه فرهنگی و ملّی نقش بسته بود، از همان بالا سقوط كرد و تكه تكه شد. تكه تكه شد و محو! چرا كه به اصطلاح مهندسانِ سازمان میراث ضد فرهنگی، یادشان رفته بود تا هنگام باز سازی، كمی سیمانِ داخلی برای این همه فرهنگ و هنر، هزینه كنند. یادِشان رفته بود و این فراموشی(!)، هزینه اش خُرد شدن فرهنگ ملّی و دینی شد! به همین راحتی. صبحِ روز بعد در حیاطِ مدرسه قدم می زدم كه دیدم مسئول نظافت مدرسه دارد آشغالهای(!) دیروز را جمع میكند. همان تكه های خُرد شده فرهنگِ مملكتِ مان را. برای نیروی خدمات البته نهیبی بس بود تا به جای اینكه فرهنگِ کشورمان به زباله دانی برود، راهی گوشه ای دیگر شود تا شاید بعدترها بشود حداقل تکه هایش را بازگرداند.
ـ مهندسی كه مسئولِ باز سازی و ترمیم مدرسه عالی شهید مطهری بود را می شناختم. هر روز باید می دیدمش و این دیدنش خاری در چشم و استخوانی در گلو بود. هزینه های زمانی و مالی ای كه صرف بازسازی مدرسه شده است خیلی گزاف است؛ چند ميليارد! می گویند اصل ساختمان مدرسه را طی سيزده سال ساخته اند. اما این همه مهندس نما، بیش از ربع قرن را صرف مثلا باز سازی اش كردند. باز سازی ای كه بی نظارت صحیح انجام گرفت و نیمه كاره رها شد. همان مهندس، اكنون در دانشگاه طهران باز هم باز سازی می كند! اینبار دانشكده حقوق را نشانه كرده تا بدین وسیله فرهنگ و هنر را دو باره ....
عکسهای مربوط به این اتفاق را می توانید در اینجا ببینید
امضا: محفوظ
تتمه: حالا که بحث میراث و این حرفها شد حق و صبر (ایرانشناسی بدون دروغ) را دیده اید اصلا؟



