تبليغاتX
مدرسه ما؛ مدرسه عالی شهید مطهری

 

به گزارش خبرگزاري برزخ:

در پي تشديد فشار قبر و احساس تنگي مردگان بهشت زهراء كميته حقيقت يابي در بهشت زهراء تشكيل گرديد كه علت اين تشديد فشار قبر مشخص شد اين كميته علت تشديد فشار قبر را حضور ميرحسين موسوي  و رفداران وي اعلام كردند. در عين حال  شب جمعه صداهايي از اطراف بهشت  به گوش مي رسيد  كه مردگان اعلام كرده اند كه دست از سر ما برداريد و ما را به حال خود واگذاريد. حداقل به قبرمان رحم كنيد واز ما سوء استفاده نكنيد. با توجه به نامه محسن رضايي به قوه قضائيه مبني بر تشكيل دادگاه بر عليه مامورين امنيتي در اين ميان به نظر مي رسد دادگاهي ديگر در بهشت زهراء بر عليه كساني كه باعث تشديد فشار قبر گرديده اند تشكيل گردد. احزاب مختلف مدفون در بهشت زهراء اعلام كرده اند كه تجمعي برعليه ستاد ميرحسين تشكيل داده و در عالم ملكوت از جدشان خواهند خواست كه بر كمر ايشان بزنند. اما حزب سبز و اصلاح طلب مدفون در بهشت زهراء با تماس هاي مكرر و رفت آمد هاي زياد در خواب افراد مختلف خواستار حضور هميشگي مير حسين در قبر و در كنار خود شدند و گفته اند: اگر درست مي گي خودت هم شهيد شو پيش ما بيا! گزارش ها حاكي از اين است كه مير حسين از اين خواسته كاملا طفره رفته و گفته شماها خل و چل بوديد و قضيه را جدي گرفتيد آدم عاقل كه براي حرف بي مبنا  جان خود را از دست نمي دهد.    

 

+ نوشته شده توسط مـیـزان در یکشنبه 11 مرداد1388 و ساعت 5:9 |

 

آقای شريعتمداري در يادداشتي كه در هفته اخيردر روزنامه شان نوشتند، در عباراتي قيم مابانه سعي كردند ضمن القاي پدر خواندگي خود از جريان اصولگرا ، توصيه هايي به اقاي احمدي ن‍ژاد بكنند. ايشان نگاشته اند: "اقاي دكتر احمدي نژاد  مي دانند كه پديد اورنده  جريان اصولگرايي نيستند بلكه برخاسته  از اين جريان _ والبته يكي از شايسته ترين انها_  هستند ، بنابراين لازمه قطعي احترام به توده هاي عظيم مردم اصولگرا آن است كه حكم معاونت اولي اقاي رحيم مشايي  را لغو كنند چرا كه اين جايگاه اگر چه در اختيار ريس جمهور است ولي متعلق به مردم است.... "

در اين عبارات توصيه گونه اما آمرانه چند نكته در خور تذكر است:

۱). به اعتقاد آقای شريعتمداري، دكتر احمدي نژاد برخاسته از جريان اصولگرايي است. آقای شريعتمداري  ما فراموش نمي كنيم كه همين جريان اصولگرايي در دوره پيشين انتخابات با تشكيل شوراي هماهنگي نيروهاي انقلاب، دكتر لاريجاني را به عنوان كانديداي اصولگرايان مطرح كردند و روزنامه جنابعالي نيز تا 26 خرداد مشخصا از ايشان حمايت مي نمود. اما گويا شما فراموش كرده ايد كه احمدي نژاد صد در صد فراجناحي وارد انتخابات شد و حتي حزب خودش (جامعه اسلامي مهندسين) هم از ايشان حمايت خاصي نكرد. اقاي پدر خوانده خود را به فراموشي نزنيد! در هر دو دوره انتخابات مردم بدون توجه به توصيه ها و نوشته هاي امثال جنابعالي به دكتر احمدی نژاد راي دادند. پس لطف فرماييد آقاي احمدي نژاد را  مصادره به جريان مورد علاقه خود نفرماييد.

۲). آقاي پدر خوانده! چرا سعي داريد  24 ميليون راي احمدي نژاد را، راي به جريان اصولگرايي بدانيد؟  راي جريان شما همان تعداد آرای لاريجاني است، اين 24 ميليون راي احمدي نژاد در حقيقت  "نه "ي بزرگي به جريانات موجود در جامعه است. اگر احمدي نژاد راي اورد به خاطر فراجناحي بودن و ويژگي هاي شخصي ايشان است. اقاي شريعتمداري! بد نيست بدانيد در ستادهاي شهرستان ها (كه عمده راي  احمدي نژاد بودند) به خاطر كم نشدن اراي ايشان خروار خروار از پوسترهاي با آرم تشكل هاي راست و سنتي فقط انبار مي شد.

3). عبارات  شما در وهله اول كلام امير سخن كه فرمود كلمه الحق يراد به الباطل را به ياد مي اورد. اري اقاي شريعتمداري حق گفتيد كه جايگاه رياست جمهوري متعلق به مردم است اما باطل مي انديشيد اگر خود را صداي مردم بدانيد.

پس پدر خوانده عزيز! لطف فرماييد من بعد فقط از جانب خودتان صحبت كنيد.

 


تتمه: 1). احمدي نژاد و كساني كه به سخنان وي ايمان دارند بايد هوشيار باشند كه عده اي دوست دارند سوار بر موج 24 ميليوني بشوند و  در دوره هاي بعدي  پستي صيد كنند. كما اينكه اين اولين جرقه هاي پدر خواندگي اقايان در حال نمود پيدا كردن است. 2). ما هم با نصب رحيم مشايي مخالفيم.

+ نوشته شده توسط مـیـزان در جمعه 2 مرداد1388 و ساعت 2:21 |

 

میرحسین موسوی با صدور اطلاعیه ای اعلام کرد که در نماز جمعه چیز شکن حضور پیدا می کند.

در آخر نماز جمعه این مناجات نامه طرفداران میر حسین است همه بعد از نماز قرائت کنید که ثواب هزارمرتبه به انگلیس رفتن را دارد. نیز موجب شفای مصدومین خیابانی تظاهرات خواهد شد. برای شادی روح کشته شدگان نیز بی تاثیر نیست.  

ای سید و مولای ما ای اوباما ای انگلیس ما تمام تلاش خودمان را کردیم تا شما دوباره برگردید. می دونیم دلتون خیلی برای نفت ما تنگ شده 30 ساله که از نفت جنوب نخوردید. اما چه کنیم که حریف این محمود نشدیم. ما چهار ساله دیگه تلاش می کنیم. ای بی بی سی پیام ما را به سردمدارانمان برسانید و بگوئید یک کم دعلار(دلار)  برای ما بکنند، تصویب. ستاد خیلی خرج داشت. این شال سبز هم هیچ معجزه ای نکرد شاید شال سیاه معجزه کند .

 

+ نوشته شده توسط مـیـزان در جمعه 26 تیر1388 و ساعت 15:0 |

 

اقتضای جوانی این بود وقتی در قم مشغول تحصیل بودیم دنبال چهره های جدید و به روز می گشتیم که در این بین به طور اتفاقی با شخصی به نام هادوی بر خورد کردیم. هادوی که معمولا ژست به روز بودن به خود می گیرد حتی از وسایل و روشهایی مثل آوردن ویدئو پروژکتور به مدرسه گلپایگانی برای درس دادن! هم  استفاده می کند تا خودش را متفاوت نشان بدهد. آخوندی که در ظاهر تر و تمیز و مرتب است و با استفاده از امکانات جدید خودش را به مردم نشان می دهد همان چیزی است که معمولا مردم و طلبه های جوان با روشنفکر بودن و به روز بودن به معنی فهم واقعی مقتضیات زمان و مکان اشتباه می گیرند.

هادوی در انتخابات میاندوره ای خبرگان از شهر تهران نماینده شد ولی شکست خورد و پس از شکست انگار با دیگر شکست خورده انتخابات ریاست جمهوری و حامیان او همدردی کرده و بیانیه ای صادر کرده است که در آن مشتی اعتراضات و خواسته های عوامانه را سر هم کرده است؛

 

بسم الله الرحمن الرحیم

انتخاب دهم صحنه‌ای از حضور قانون گرایانه و کریمانه نزدیک چهل میلیون نفر از ملت فهیم و فرهیخته ایران اسلامی بود که به شکرانه آن سر تعظیم در برابر خداوند عظیم فرود می‌آوریم و این نعمت الهی را به حضور اقدس ولی الله الاعظم روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء و نایب شایسته‌اش مقام معظم رهبری مدظله العالی تبریک عرض می‌کنیم.

با این همه، اموری قبل، بعد و در روز برگزاری انتخابات رخ داد که شایبه تخلف را در اذهان عموم مردم انداخت و جا دارد مسئولان مربوطه از سوی نمایندگان محترم مردم در مجلس شورای اسلامی نسبت به آن مورد سؤال و استیضاح قرار گیرند تا تردیدها به شیوه‌ای قانون مند مرتفع گردد.

وزارت کشور با ارایه دوگانه آمارهای مربوط به افراد حایز صلاحیت رأی دادن و تعداد صندوق‌ها و میزان چاپ تعرفه‌های انتخاباتی قبل از انتخابات و عرضه مهر و موم شده صندوق‌های رأی به حوزه‌های انتخاباتی، تأخیر در تمدید مدت رأی دادن و کاهش آن نسبت به موارد مشابه، کمبود تعرفه در حوزه‌های مختلف انتخاباتی در روز رأی گیری و اعلام زود هنگام و غیر متعارف نتایج آرا، به صورت کشوری و تأخیر در ارایه آرای استانی و شهرستانی و اجتناب از عرضه لیست تفصیلی آرای صندوق‌ها پس از انتخابات، بیشترین سهم را در ایجاد تردید نسبت به صحت انتخابات داشته است.

از سوی دیگر، رفتار نیروهای انتظامی و نظامی در برخورد با اعتراضات مردمی در طول هفته اخیر به ویژه حادثه کوی دانشگاه تهران و موارد دیگری که ریاست محترم مجلس شورای اسلامی به آن اشاره کرد، استیضاح وزیر محترم کشور را اقتضا می‌کند.

افزون بر این، قطع طولانی مدت و نابهنگام سیستم پیامک در کشور و اختلال در تلفن‌های سیار و حتی برخی تلفن‌های ثابت و همچنین نابسامانی وضعیت ارتباطات اینترنتی از عوامل مهم ایجاد شک در صحت انتخابات بود که باید وزارت ارتباطات نسبت به آن در برابر نمایندگان ملت در مجلس شورای اسلامی پاسخگو باشد. اگر به این فهرست، قطع برق در هنگام پخش برخی برنامه‌های انتخاباتی در تلویزیون و نحوه ارایه اخبار و تحلیل‌ها در رسانه ملی را که منشأ تقویت شائبه تخلف در میان مردم بود، اضافه کنیم، ضرورت پاسخگویی مسئولان محترم این نهادها نیز آشکار خواهد بود. بی شک، بررسی صحت انتخابات بر عهده نهادهای نظارتی است که قانون تعیین کرده است، اما رسیدگی به علل و عواملی که برخی از آنها اشاره شد، در حیطه وظایف نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی است. امید است در پرتو رهنمودهای راهگشای مقام معظم رهبری ـ مدظله العالی ـ همه نهادهای کشور به وظیفه قانونی خود عمل کنند و با خشکاندن ریشه‌های شک و تردید به شیوه‌ای قانونمند و خردمندانه، فرصت سوءاستفاده را از دشمنان اسلام بگیرند و اقتدار نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران را بار دیگر به جهانیان، روشنتر از گذشته، بنمایانند.

و علی الله فلیتوکل المتوکلون

 

کاملا مشخص است که هادوی باد این نوع بیانیه دادن و این نوع موضع گیری و تحلیل خودش را در حد یک شخص کوچه و بازاری که به حرف های عوامانه اهمیت می دهد پایین آورده است. اگر صحبت از شائبه تخلف می کنند این شائبه تخلف را چه کسی و به چه مدرک و سندی ایجاد کرده؟ اقای هادوی که دم از تقوی و احتیاط می زنند چطور در این جا بدون ارائه هیچ مدرکی اظهار نظر می کنند و شائبه تخلف را به عموم مردم نسبت می دهند؟ جناب هادوی! این حرف ها حرفهای خودتان نیست، اینها حرف های ستاد یک کاندیدای خاص است و از شما انتظار می رفت که زود تحت تأثیر قرار نگیرید و از تحلیل بیشتری برخوردار باشید.

قطار کردن شایعات هنر نیست، شما عین سخنان ستاد موسوی را تکرار می کنید و کاملا موضع گیری جناحی و بغض آلود دارید. اگر کمی اطلاعاتتان را تکمیل می کردید می دانستید که از طریق پیامک که هیچ نظارتی بر آن نیست چه شایعاتی پخش می شد و چقدر در تشویش اذهان موثر بود و چه برنامه ای برای کمیته ساختگی صیانت از آراء ترتیب داده بودند، اگر اینها را می دانستید اینگونه قطع پیامک را دلیل بر تقلب نمی گرفتید. (در ضمن منظورتان از قطع برق را مستند ارائه نمایید. اگر یک جایی برق رفته دلیل بر این امر نیست که برق مناطقی از کشور به صورت سازماندهی شده قطع شده است.)

آقای هادوی می دانند که این ستاد میرحسین موسوی بود که ساعت 11 صبح جمعه قبل از اتمام رای گیری اعلام پیروزی کرد و این ستاد میر حسین بود که ساعت 11 شب جمعه قبل از اعلام نتایج اراء نشست خبری برگزار کرد. آقای هادوی! ساده لوحی از شما پسندیده نیست و امنیت عمومی هم مرز ندارد. ای کاش چشم تان برای دیدن حقیقت باز بود. از قم تا تهران هم فاصله ای نیست، می توانستید اخبار دقیق تری کسب کنید و حداقل نسبت به آتش زدن مساجد که مشروعیت و وجودتان را از آن می گیرید واکنش نشان می دادید. حمله به کوی دانشگاه کار درستی نبود اما ظاهرا قداست کوی دانشگاه بین بعضی علمای قم نشین بالاتر از مساجد رفته است. آقای هادوی هم چنان که به حادثه کوی دانشگاه اشاره کردند باید به آشوب های شبانه طرفداران کاندیدای خاص و آتش زدن مساجد هم اشاره می کردند و این که چه کسی مردم را تحریک برای اشوب می کرد و اگر واقعا نگران قانون هستند ای کاش به آن کاندیدای خاص هم پیام می دادند که با قانون کار خود را پیش ببرد. البته شاید آنطوری روشنفکر جلوه نمی کردند!

آقای هادوی که ادعای فهم و هوششان گوش فلک را کر کرده باید بدانند که در قانون اساسی شورای نگهبانی وجود دارد که این شورای نگهبان است که برانتخابات نظارت می کند نه مجلس شورای اسلامی و اینکه مستقیما اسم شورای نگهبان را در بیانیه شان نیاورده اند در غرض ایشان از بیانیه ایجاد تردید می کند. اگر به رهنمودهای مقام رهبری هم اشاره می کنند ایشان حی و حاضر هستند و حرفهایشان را در نمازجمعه زده اند و لازم هم نیست آقای هادوی از ارجاع دادن به ایشان کسب اعتبار کنند. اینجا دیگر جای عمل کردن است.

خلاصه اینکه جناب شیخ مهدی! از بیانیه شما بوهای مشمئز کننده جناحی و قضاوت یکطرفه کاملا مشهود است، کمی تامل کنید، شاید مشکل امثال شما از این است که زود خودتان را آیت الله کرده اید. از این پس لطف کنید دایره دخالت و حیطه حکمرانی خود را مشخص کنید. تند روی و دادن حکم سریع و عصبانیت در گفتار شما موج می زند، که البته خودتان می دانید از یک آیت الله! بعید است.

جالب اینکه هادوی تهرانی در یک سخنرانی در درس خارج سه شنبه ۱۹ خرداد ۱۳۸۸ توصیه های انتخاباتی می کند که با بیانیه اش آنها را نقض کرده و این نشان می دهد که حرف اطرافیان چقدر آدمها را تحت تأثیر قرار می دهد که حتی توصیه های خودشان را هم فراموش می کند. در ادامه بیانات مهم «استاد آیت الله دکتر مهدی هادوی تهرانی»! در درس خارج فقه خطاب به حوزه درباره رعایت اخلاق انتخاباتی آمده است که در آن نسبت به پیروی از حرف عوام تذکر داده اند:

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مـیـزان در دوشنبه 15 تیر1388 و ساعت 16:29 |

 

از مسائل قابل بررسی در باره انتخابات دهم حضور و فعالیت دو گروه از روحانیون قم بود که در واقع دو طیف از جریان جدید رو حانیت در حوزه قم را تشکیل می دهند. شاگردان اقای مصباح و شاگردان اقای ملکیان:

سابقه این تعارض به سالهای دهه 60 بر می گردد، زمانی که آقای مصباح در مجموعه ای به نام باقرالعلوم شاگردانی داشت و به بحث های عقیدتی و کلام جدید و فلسفه می پرداخت. در این میان یکی از شاگردان ایشان به نام ملکیان درتعارض و مقابله با استاد قرار گرفت و بعد از مدتی از این مجموعه جدا شد. پس از مدتی نهاد تربیت مدرس قم بوجود آمد که هدف آن تربیت استادان معارف برای دانشگاهها بود. ورودی های این دانشگاه  در اوایل تاسیس نخبگان و مستعدین حوزه علمیه قم بودند، کسانی که می خواستند با محیط دانشگاه و بحث های جدید ارتباط داشته باشند و به دلیل رقابت شدید تنها نخیگان حوزه به آن راه پیدا می کردند چون تنها مرکز حوزوی بود که مدرک رسمی به دانش اموختگان در حوزه میداد. این مجموعه کاملا تحت سیطره اقای ملکیان در امد. از فارغ التحصیلان این مجموعه می توان به محسن کدیور اشاره کرد که در دوره خاتمی نقش فعال و اساسی در سیاست و روشنفکری را داشت و از شاگردان منتطری نیز به حساب می آید. همچنین حجت الاسلام ادیب رئیس ستاد تبلیغات انتخاباتی میر حسین موسوی در قم  که البته ایشان هم از سخنرانان بیت آقای منتظری است. اقای سلیمانی اردستانی و شریعتمداری هم از فعالان روحانی در حمایت از میر حسین موسوی به شمار می آیند، به گونه ای که در راهپیمایی های بدون مجوز خیابان های تهران با لباس روحانی حضور فعال داشته اند. بعلاوه محمد تقی سبحانی، عضو فعال ورسمی پژوهشگاه دفتر تبلیغات اسلامی هم از حامیان موسوی است و همگی از شاگردان ملکیان به شمار می روند. از دیگر مجموعه های تحت تاثیر ملکیان می توان به دانشگاه ادیان و مذاهب اشاره کرد که زیر نظر حجت الاسلام نواب که ایشان هم از حامیان میر حسین موسوی است فعالیت می کند و اقای شریعتمدار و سلیمانی هم از اعضای هیئت علمی این مجموعه به شمار می رودند. ملکیان از سالهای 73 تا کنون از تاثیرگزارترین اساتید این مجموعه است.

شاگردان ملکیان پیش از این بیشتر قیافه و ژست علمی به خود می گرفتند و عملا وارد سیاست نمی شدند یعنی کمتر به اظهار نظر جدی سیاسی می پرداختند اما در این دوره به طور علنی وارد انتخابات شدند و با تبلیغ و هواداری صریح از میر حسین تا حد حضور در خیابانها اعلام موجودیت کردند. این گروه در دوران خاتمی در حاشیه امنی بودند و مورد حمایت دولت قرار داشتند.

اما شاگردان اقای مصباح تا قبل از دوره خاتمی بیشتر در شکل چهره های علمی و معنوی بودند و کمتر به اظهار نظرهای سیاسی صریح می پرداختند از جمله آقایان فیاضی، آقا مرتضی تهرانی، غرویان و عنصر پادو و فعال اجرایی هم قاسم روانبخش در کنار  رهدار، نبویان و ... را می توان نام برد. فعالیت انها ابتدا با تقابل با نظریات دکتر سروش شروع شد و در دوره خاتمی وجهه سیاسی هم به خود گرفتند. دوره 8 ساله خاتمی اوج فعالیت سیاسی شاگردان مصباح دردانشگاهها و نهاد رهبری بود که با گره خوردن این گروه با سپاه و بسیج و تغذیه فکری وعقیدتی بسیج به یک حزب تمام عیار بدون نام در کشور تبدیل شدند. با ورود احمدی نژاد در عرصه انتخابات و آشکار شدن چهره بسیجی شهردار تهران شاگردان اقای مصباح به حمایت تمام عیار از ایشان پرداختند. در این دوره هم (دوره دهم) آنها با حمایت از احمدی نژاد و تقابل با هاشمی رفسنجانی باز دیگر نسبت به قدرت موضع گرفتند و این بار شاگردان ملکیان احساس خطر کرده و اولین تجربه خود را در ورود به سیاست آزمودند، هر چند این ورود با شکست مواجه شد اما شاگردان ملکیان در توجه به سیاست جدی تر شدند. 

احتمالا در اینده نزدیک میان روحانیان دسته بندی های جدیدی آغاز می شود و مجمع روحانیون و روحانیت مبارز دیگر به تاریخ انقلاب می پیوندند چون به علت بسته عمل کردن نتوانستند با روحانیون جوان ارتباط برقرار کنند و کارائی خود را عملا از دست داده اند.  گروه های جدید و تقابل جدیدی در روحانیت شکل گرفته که یکی از آنها را تحت عنوان تقابل شاگردان مصباح و ملکیان می توان شناخت و بررسی کرد. به این ترتیب هیچ بعید نیست که در آینده ای نزدیک ورود شاگردان ملکیان (که امروزه در دانشگاه مفید، ادیان و تربیت مدرس مشغولند و اکثرا در بیت اقای منتظری و صانعی و اردبیلی تردد دارند) به سیاست بیشتر و بیشتر شود و این تقابل جنبه های تازه تری به خود بگیرد.  

 

+ نوشته شده توسط مـیـزان در دوشنبه 8 تیر1388 و ساعت 22:49 |

 

 وقتی جملات شهید چمران را در سوسنگرد قبل از شهادت خود مرور می کردم ناخواسته در ذهنم آشوب سبز تداعی شد:

 

دل خونین چمران درسال 1360

 «به یاد می آورم که خاک پاک وطنم، جولانگاه غولان ووحشیان شده است، و صدام کثیف ، این مجرم جنایتکار در نیمه روزی روشن ، حمله همه جانبه خود را علیه ایران شروع کرد در حالی که ارتش ما اصلا امادگی نداشت وهنوز با مشکلات سخت طبیعی خود دست و پنجه نرم می کرد، این مجرم یزیدی سبب شد که منابع کثیری از ایران و عراق نابود شود که استعمار و صهیونیسم به ریش همه بخندد . این کافر بی دین ایرانیان را مجوس و کافر خواند و خود را بی شرمانه ابن حسین (ع) و ابن علی (ع) قلمداد نمود که برای نجات اسلام قیام کرده است . این جانی مجرم ، بدون ذره ای خجالت و ناراحتی اعلام کرد که اصلا ایران به عراق حمله کرده است

 (منبع : کتاب رقصی چنین میانه میدانم آرزوست از شهید دکتر  مصطفی چمران )

 

و اما خرداد 1388

می بینم که خاک پاک وطنم، جولانگاه غولان ووحشیان شده است. ایادی انگلیس و صهیونیسم و منافقین در روز روشن در خیابانهای تهران جولان می دهند و علیه مردم حمله می کنند و تخم نفاق و دشمنی را می کارند. در حالی که نیروی انتظامی و سپاه و اطلاعات و بسیج هنوز با مشکلات طبیعی انتخابات دست و پنجه نرم می کردند. این مزدوران باعث شدند ما اعتبار خود را در جهان از دست بدهیم و شیرینی این مشارکت را برما تلخ کردند. و این حقارت شامل تمام ایرانیان شد اعم از راست و چپ احمدی نژادی و میر حسینی و کروبی همه در برابر جهانیان تحقیر شدیم. و استعمار پیر انگلیس و صهیونیسم به ریش همه ما خندید.  این کاندیدای ساده لوح دیگران را به رمال بودن و خرافی بودن متهم کرد و بی شرمانه از رنگ سبز از نشانه فرزندان زهرا سوء استفاده کرد و با لجن کشیدن رنگ سبز و منتسب دانستن خود به حضرت زهرا گفت احساس خطر کرده است و برای نجات ایران بعد از غیبت 20 ساله ظهور کرده است . این گروه منافق که خود شروع کننده آشوب ها بودند و خود عامل کشته شدن مردم بودند بدون ذره ای خجالت اعلام کردند که بسیج و سپاه و نیروی انتظامی به ما حمله کرده است.   

 

+ نوشته شده توسط مـیـزان در سه شنبه 2 تیر1388 و ساعت 0:58 |

 

 تعریف جدید از لغت و معنای شهادت در قاموس لغت میر حسینی ها:

 درجه اعلی علیین : آتش زدن به مسجد خدا (توسط میرحسینیان)

بالاترین درجه شهادت : آتش زدن اتوبوس شرکت خط واحد

مرحله دوم : آتش زدن موتور

مرحله سوم : سنگ زدن از بالای خانه ها به مردم

کسانی که اجر شهادت را دارند : شکستن شیشه بانک ها ، کیوسک تلفن ها

 کلید قبولی شهادت : تایید ماهواره ها ، بی بی سی، سی ان ان

 

+ نوشته شده توسط مـیـزان در یکشنبه 31 خرداد1388 و ساعت 17:30 |

 

داو طلبان  ورود به دانشگاه بهترین راه برای ورود به دانشگاه این است:

 

دیگر نگران ورود به دانشگاه نباشید مطمئنا در کنکور تقلب خواهد شد. اگر رتبه شما بالای 100 هزار بود در خیابانها  تجمع کنید و از حق خود دفاع کنید. سازمان سنجش اعتبار قانونی ندارد. قانون کنکور هم بی اعتبار است. ناظرهای کنکور خودشان مشکل دارند.  از این به بعد در همه جای مملکت تقلب می شود. هرکجا احساس کردید که مردود شده اید. بریزید خیابانها و هر جا را که دستتان رسید خراب کنید و آتش بزنید ...

 این بهترین روش برای زندگی در این کشور از مدل میر حسینی است.  پس

 

+ نوشته شده توسط مـیـزان در یکشنبه 31 خرداد1388 و ساعت 12:17 |

 

 

یک سوال مهم از مردم تهران :

موسوی شما را ... یا شما موسوی را ...؟

از جمله نگاههای مردم تهران که در پیامک های آنها هم ظهور و بروز دارد جوک ساختن برای ترک ها است وهمواره در جوک های آنها مردم ترک به عنوان انسانهای ساده لوح، زود باور و کسانی که تک بعدی به قضایا نگاه می کنند مشهود هستند، حال در رابطه میان میرحسین موسوی به عنوان یک ترک: آیا او مردم تهران را خر کرده و در حال موج سواری است؟ که دیگر مردم تهران باید از جوک گفتن های خود توبه کنند، یا اینکه مردم تهران یک ترک گیر آورده اند و سپر خود کرده اند. ترکی که به ابعاد وحاشیه های حرکت خود توجه ندارد. از بس دور و بری ها به او گفته اند باورش شده که رای آورده و چهار تا شعار دور و بری هایش او را به هیجان در آورده  است ...؟

 

+ نوشته شده توسط مـیـزان در جمعه 29 خرداد1388 و ساعت 18:11 |

اگر یک آدم منطقی واهل شعور در ستاد موسوی وجود دارد به من جواب دهد. چرا موسوی جمعه شب قبل از شمارش آراء نشست خبری گذاشت . چرا سایت موسوی  روز جمعه اعلام کرد روز شنبه می خواهد جشن پیروزی بگیرد قبل از شمارش آراء آیا این منطق است این قانون است .

موسوی باید محاکمه شود دست موسوی به خون جوانان آلوده است تاریخ موسوی را محاکمه خواهدکرد دیری نخواهد گذشت شماها که به الف بای مردم سالاری معتقد نیستیدبه رای مردم ارزش قائل نیستید . موسوی بدعتی در مملکت گذاشت که تاریخ بر او لعنت خواهد فرستاد. در روزگاری که خاتمی رای اورد یک حرکت کوچک واعتراض امیز از طرف جناح مقابل به نام خشونت تحجر ضد مردم سرکوب می شد. اما شکست خوردگان در انتخابات چه وقیحانه ترک تازی می کنند......
+ نوشته شده توسط مـیـزان در پنجشنبه 28 خرداد1388 و ساعت 23:12 |

سرمایه داران پایتخت نشین برآشفته اند کسانی که سالیان سال با رانت پایتخت نشینی به پول های باد اورده رسیده بودند احساس خطر کرده اند (میر حسین احساس خطر کرده است) .توهم میر حسین در این بود که تنها مردم تهران را جزء آمار حساب کرده بود و رای مردم شهرستان وروستاها را جژئ آمار خود قرار نداده بود واین بار پابرهنگان نظام توسط حاج محمود بار دیگر به صحنه آمده اند همان کسانی که در دولت میر حسین در خط مقدم جبهه بودند و دردولت هاشمی لگد مال شدند ودر دولت خاتمی مورد سوء استفاده   . می خواهند بار دیگرحق پابرهنگان را   پایما ل کنند . شهر تهران آشوب کسانی است که سالیان سال با رانت وبی قانونی به پول های حرامی رسیده اند واکنون احساس خطر کرده اند زنده باد حاج محمود احمدی نژاد

+ نوشته شده توسط مـیـزان در سه شنبه 26 خرداد1388 و ساعت 23:17 |

۱.خوشبختانه وضعیت به گونه ای پیش رفت که تا حدودی  کسانی که با رانت بابا اموال بیت المال را چپاول کرده اند رسوا می شوند هر چند این آقازاده‌ها  مردم را آدم حساب نمی‌کنند ولی حداقل دو روز به سختی از گلوشان پایین می‌رود. این ها اقا زادهای اقتصادی هستند.

۲.اما در این میان آفا زادهای فرهنگی در حاشیه امن نشسته اند و کسی با انها کار ندارد یعنی کسانی که به اسم بابا جان اعتباری کسب کرده اند. که از فضله پدر آنها را خیلی چیزها حاصل شده است. که تنها به اعتبار پدر جان قیافه علمی و فرهنگی به خود گرفته اند به گونه ای  که بدون زحمت مقامات عالی علمی و فضلی را کسب کرده اند.

۳. به طور نمونه از این آقا زاده‌های فرهنگی می‌توان به علی مطهری فرزند استاد بزرگ شهید مطهری اشاره کرد.

۴. البته سیر فکری و حرف‌های ایشان خیلی ارزش پی‌گیری نداشت تا جزء به جزء نقل کنم تا می‌خواستم یک آدم تخم‌دار هم در این عرصه ظاهر شود همانند آقازاده‌های اقتصادی این آقازاده‌های فرهنگی را که وقتی از شکم مادر متولد می‌شوند متفکر بوده‌اند را رسوا کند. که ضربه فرهنگی به مراتب بیشتر از ضربه اقتصادی است.

+ نوشته شده توسط مـیـزان در پنجشنبه 21 خرداد1388 و ساعت 22:0 |

 

 عالم بر اساس، یک حرکت جبری در حرکت است و ما در خلقت و حرکت  مجبوریم. باید برویم، چون آمدنمان به خود نبود. تمام عالم و مردم دنیا نخواهند توانست یک دقیقه زمان را متوقف کرده و تحویل سال را به تاخیر اندازند. این از خواص  دنیاست، تغییر و تحول و ظرفیتش  آنْ به آنْ  و در حال شدن است. طبیعت و انسان در هر آنْ، مرگ و حیات را تجربه می‌کنند. این تغییر و تحول و حرکت  برای طبیعت است. چون طبیعت، عالم کون و فساد است. از خواص  حرکت، تغییر و کهنه شدن و نو شدن است. فان الدنیا ادبرت و اذنت بوداع و ان الاخره قد اقبلت و اشرفت (خ 28 نهج البلاغه). حرکت عالم بر اساس یک دور است: انا لله و انا الیه راجعون. تجلی این حرکت دوری در عالم طبیعت در فصول به این صورت تجلی یافته: بهار و تابستان و پائیز و زمستان و بهار. حرکت از یک نقطه و بازگشت دو باره به همان نقطه. همه از اوییم و به سوی او می‌رویم. در هر حرکتی دو عنصر  اساسی و دو تحول وجود دارد: گذشته و آینده؛ کهنگی و نوشدن؛ از دست دادن و به دست آوردن. در عید طبیعت عنصر نوشدن، تازه شدن، جدید شدن مورد توجه است. شادی این نو شدن طبیعت ما را هم شاد می‌کند. اما عنصر اول حرکت، که از دست دادن و کهنگی است، به فراموشی سپرده می‌شود.

توجه به بُعد دوم حرکت (نوشدگی) همان حس زندگی‌اندیشی و توجه به حیات و طبیعت است. نشان از یک نوع رویکرد ِ زندگی‌اندیشی در تفکر ایرانی است. توجه به عنصر اول حرکت، همان توجه به مرگ و گذشته و کهنگی است. اما نگاه  کامل توجه به دو بعد از حرکت است. عنصر کهنه‌شدگی و هم عنصر نوشدن. انسان باید برنامه حیات اندیشی خود را براین اساس بچیند که عنصر نو شده نیز هر آن در حال کهنه شدن است. نگاه سطحی و ظاهری و توجه به نوشدن آنْ به آنْ و لحظه‌ای و عدم توجه به گذشته و فرار از پیشین خود از لوازم آن فرار از ثبات گریز از سنت، روی آوردن به تجدد و نو شدن و لحاظ بعد دوم حرکت، فرار از مطلق اندیشی و روی آوردن به نسبیت در اندیشه و مُد در اندیشه و در لباس و ظواهر زندگی را در بر دارد. مُدگرایی به خاطر جدید بودن و تازه بودن ارزش پیدا می‌کند. هر چه نو است با ارزش، هر چه کهنه است بی‌ارزش؛ هرچه تازه است با ارزش،  هرچه گذشته است بی ارزش. شعار تحول، تغییر، هوای تازه، صبح امروز، به روز بودن، ملاک ارزش چنین انسانی است و در بعد سیاسی، دموکراسی  به خاطر وجود تغییر در درون آن با ارزش خواهد شد و شعار او این است که  حال را در یاب. 

جمع میان نو کهنه

انسان متعادل به این فکر می‌کند که  آن چه اکنون نو است، لحظه‌ای دیگر  کهنه است. از خواص نو، کهنه شدن است كه در ذات اوست. با کهنه شدن به از تغیير به در آمده به ثبوت می‌رسد. حدیث: چه بسا لذت کم و خوشی زود گذر، ناگواری طولانی را در بر خواهد داشت. که اشاره به این که نباید در آن و لحظه زندگی کرد. خوشی آنی، تبدیل به ناخوشی طولانی خواهد داشت. پس انسان نباید در حال و آن و نوشدگی لحظه‌ای را دریابد. حدیث: در وقتی که خوشحالی و بیش از حد خوشحالید، به قبرستان بروید و وقتی ناراحت و غم‌گین هستید به قبرستان بروید. یعنی نگاه به مرگ نگاه به ثباتی در فرای لحظه حال است. نگاه به ثباتی که در آینده است. بر اساس حرکت دورانی که ذکر شد یاد آینده همان یاد گذشته است، و یاد گذشته همان یاد آینده است. هو الاول هو الاخر هو الظاهر هو الباطن. ذکر مرگ به عنوان تابلویی برای آینده و ذکرگذشته برای آینده. هَلْ أَتى‏ عَلَى الْإِنْسانِ حِينٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُنْ شَيْئاً مَذْكُوراً:(انسان/1) مگر نه اين است كه مدت زمانى بر انسان گذشت كه چيز قابل ذكرى نبود؟ گذشته او که از هیچ بوده کن شده؛ آینده او به طرف مرگ و ثبوت در جهان آخرت و یا حداقل مرگ که امر حتمی است. کل نفس ذائقه الموت.

 


تتمه: به نظر اين مطلب نيز به خواندن مي‌ارزد.

 

+ نوشته شده توسط مـیـزان در پنجشنبه 6 فروردین1388 و ساعت 19:57 |
 

نقدی بر مطالب آقای دانشطلب در باب ضرورت نگاه اخلاقی:

از آن جائی که نگاه لیبرالی به بعضی موضوعات، ریشه در تقابل با کج فهمی ها و تفاسیر نادرست از دین دارد، اباحه گری خود یک نوع برخورد افراطی با این کج فهمی و تفاسیر نادرست از دین است که اثرات آن به آنجا کشیده شده که عده ای برای مقابله با رفتار اشتباه دینداران بسیاری از گزاره های دینی را به طور اساسی منکر شده اند.

از کج فهمی هائی که در نگاه دینی به مسائل اجتماعی در میان دینداران مشهود است نگاه اخلاقی به مسائل سیاسی و اجتماعی است، یعنی پنهان شدن پشت گزاره های اخلاقی برای توجیهه عملکرد خود و جلوگیری از نقد بسیاری از عملکرد ها (مثلا گزاره های اخلاقی مانند صبر در برابر بلا و مشکلات و قناعت، برای توجیهه ضعف عملکرد اقتصادی گزاره های مناسبی هستند). از آن جائی که فهم فلسفه اخلاق و تحلیل مبانی اخلاق با مشکلاتی همانند نسبیت اخلاق، ملاک حسن و قبح فعل اخلاقی، چگونگی تفکیک میان انگیزه فاعل با فعل و هم چنین فرق میان اخلاق و قانون مرتبط است، تفسیر نگاه اخلاقی امری دشوار است به گونه ای که تفکیک این موارد در عمل، از مسائل لاینحل فلسفه اخلاق به شمار می اید.

لذا نمی توان به راحتی در مورد اخلاقی یا غیراخلاقی بودن فعل شخصی نظر داد. و مهم تر از آن این که نگاه اخلاقی به بسیاری از مسائل  بیشتر در جهت پوشش مقدس دادن به مسائل و مانع شدن از کشف حقیقت امر به کار می رود. به طور نمونه وقتی در مسائل سیاسی در باره عملکرد یک حاکم و مسئول در نظام اسلامی بحث می شود، در محیط های مذهبی اولین چکشی که به طرف شخص منتقد پرتاب می شود این است که این امر غیبت محسوب می شود، یعنی با سلاح اخلاق مانع از نقد عملکرد یک مسئول می شوند حال آنکه نگاه اخلاقی در این قضیه جایگاهی ندارد، در احادیث هم وارد شده است که اگر یک عالم دینی به دستگاه حاکم جور نزدیک شد فاتهموه! (او را متهم کنید) و نگاه منفی به عملکرد او داشته باشید. هم چنین از موارد عدم غیبت می توان به جواز غیبت کسانی که ظلم کرده اند اشاره کرد که غیبت کردن آنها جهت تظلم گناه شمرده نمی شود.

از دیگر مواردی که به آن توجه نشده افتراق میان اخلاق فردی و اخلاق اجتماعی است. یعنی چه بسا بسیاری از گزاره های اخلاقی در حوزه فردی در نوع نگاه اجتماعی تبدیل به ضد اخلاق شوند و نکته آخر این که همچنان که دین قابلیت برای افیون شدن برای اذهان را دارد، تکیه افراطی بر نگاه اخلاقی و ضرورت آن، به مراتب بیشتر از اصل دین قابلیت برای افیون شدن را داراست.

 

+ نوشته شده توسط مـیـزان در یکشنبه 25 اسفند1387 و ساعت 23:50 |


با پیروزی انقلاب اسلامی و ورود جدی دین و فقه شیعه در عرصه حکومت و ضرورت پاسخ‌گویی به مسائل جدید، باعث گردید که برخی علمای نواندیش در جهت پاسخ‌گویی به این نیاز مراکز دانشگاهی حوزوی را تاسیس کردند  که هدف از آن تربیت طلابی بود که بتوانند جواب‌گوی این نیاز باشند.

از خصوصیات چنین مجموعه‌هایی در اوان تاسیس این بود که خود موسسین  که از خبرگان و کسانی بودند که دغدغه‌ي دین و حکومت دینی را داشتند به  این امر مبادرت ورزیدند. در ابتداء با نیاز شدیدی  که احساس کرده بودند مبادرت به این امر نموده اند. هم چنین در مدیرت و برنامه ریزی حضور بیشتری داشتند.

لازم است که بعد از گذشت زمان یک تحلیلی از نوع عمل‌کرد این چنین دانشگاه‌هایی ارائه شود هم چنین به یک نوع آسیب‌شناسی این مراکز پرداخته شود. از آن جائی که معمولا این مراکز دارای متولیانی از علماء بزرگ هستند، معمولا در یک پوششی از قداست باعث شده که هیچ گونه نظارتی بر آن‌ها انجام نشود.

از خصوصیات و حساسیت‌های دیگر مراکز این چنینی نسبت با سایر مراکز صرفا حوزوی یا دانشگاهی، این است که همانند تیغ دو لبه عمل می‌کنند. یعنی فارغ التحصیل‌های این مراکز امکان داشتن اندیشه‌های سکولار و مصادره نمودن دین به نفع مدرنیته وجود دارد در عین حال مواجه واقع بینانه و روشن بودن نسبت به مسائل روز در آن‌ها بیشتر است.

چون کسانی که صرفا در مراکز حوزوی درس می‌خوانند، تکلیف آن‌ها و نوع نگاه آن‌ها نسبت به مسائل مشخص و معلوم است یعنی می‌توان گفت که نگاه سنتی به دین دارند و مشغول فقه سنتی هستند و تکلیف خود را مشخص کرده‌اند و کسانی که در مراکز دانشگاهی هستند نیز چه مومن و یا غیر مومن تکلیف شان نیز معلوم است. یعنی نوع نگاه آن‌ها و تکلیف‌شان معلوم است یک دانشجوی مسلمان است و یا یک انسان سکولار. اما حساسیت این مراکز حوزوی دانشگاهی در این است که سعی در جمع  سنت و مدرنیته دارند. از مراکز خاص این چنینی می‌توان به دانشگاه مفید، مدرسه عالی شهید مطهری، دانشگاه امام صادق(ع) و دانشگاه رضوی را می توان اشاره كرد.

یکی از دانشگاه‌هایی حوزوی  دانشگاه مفید مي‌باشد. سیر اجمالی تاسیس این دانشگاه قابل بررسی است. وقتی این دانشگاه تشکیل گردید؛ ابتدائا با هدف تربیت محققین اسلامی دینی بود. به این صورت که کسانی را از طریق  کنکور سراسری انتخاب می‌کردند  و شرط ورود آن‌ها این بود که بتوانند در کنار دروس دانشگاهی دروس حوزوی را نیز بخوانند؛  به این صورت که صبح‌ها دروس حوزوی و بعد از ظهر دروس دانشگاهی تدریس می‌شد ابتداء تاسیس این دانشگاه به این صوت بود که با اشراف کامل آیت الله اردبیلی بود اما با گذشت زمان به این صورت شد که تدریس دروس حوزوی از آن برداشته شد و گفتند از طلبه های پایه 6 را گذرانده‌اند از آن‌ها به عنوان دانشجویان گزینش گردید.

اما کارکردهای مثبت و منفی آن‌ها به چه صورت بوده است که هرکدام در جای خود قابل تحلیل است.

دانشگاه مفید اکنون

اما امروزه فضا کاملا عوض شده است. دانشگاهی که قرار بود مرکز تربیت عالمان دینی باشد، تبدیل به یک بنگاه مدرک‌دهی شده است. روزی آقای اردبیلی در یک سخنرانی در دانشگاه فرمودند: "(ره ) به آخر دانشگاه مفید اضافه کنید این جا به نام  نام شیخ مفید(ره) است و باید فضای طلبگی در این جا حاکم شود ."

اما امروزه با مریضی و کسالت ایشان و سپردن امور به دست آقا زاده، قضیه برعکس شده است. آقا زاده ایشان چندین سال است حدود از سال 79 جهت اخذ دکتری در آمریکا به سر می‌برند که از بورس وزارت علوم استفاده کردند. ایشان که  داماد آقای شاهرودی رئیس قوه قضائیه است، از امریکا دانشگاه را اداره می‌کند و سالی چندین بار به دانشگاه سر می‌زنند.

دانشگاهی که به اسم حوزه و با بودجه و خمس مردم تشکیل گردیده بود، الان به دست آقا زاده ‌اي كه در امریکا نشسته، افتاده است که هر از چند گاهی سری به دانشگاه می‌زند و یک برنامه جدیدی می‌دهد و برمی گردد. خلاصه این که اگر از اهداف دانشگاه مفید روزي و زماني، تربیت مبلغین دینی بود، امروز تبدیل به یک بنگاه اقتصادی و مدرک‌دهی شده است و روزی اگر نخبه‌گان حوزه با رقابت شدید وارد این مرکز می‌شدند امروزه اکثریت ورودی های آن را کسانی تشکیل می‌دهند که در دانشگاهای دولتی قبول نشده و جهت اخذ مدرک راهی قم می شوند. فضای طلبگی و معنوی کاملا از آن رخت بربسته است. و دانشگاهی که با پول خمس امام زمان برای ترویج دین باید خرج می‌شد تبدیل به یک ملک شخصی آقازاده شده است.

نباید از خدمات و فارغ التحصیل‌های دانشگاه مفید گذشت که در مراکز پژوهشی از جمله در پژوهشگاه اقتصاد و فقه و حقوق از برجستگی خاصی بر خوردار هستند، اما امروزه دانشگاه به یک اضمحلال رفته است، دریغ از روزهای باصفا و محیط علمی دانشگاه که دیگر خبری از آن نیست.

+ نوشته شده توسط مـیـزان در سه شنبه 20 اسفند1387 و ساعت 21:48 |

 

مداحی و جلسات عزاداری در تاریخ تشیع از فراز نشیب‌های خاصی برخوردار بوده است در مواردی در جو سیاسی اجتماعی تاثیر گذاشته و گاهی متاثر از جو موجود زمانه بوده است نوع و شیوه تعامل مادحین با جو سیاسی و اجتماعی حاکم در تاریخ تشیع قابل پیگیری است. آنچه نویسنده در صدد بیان آن است نوع مداحی است که در سالیان اخیر رشد و توسعه یافت که در نوع خود نسبت به سالیان قبل بی نظیر بود. هر چند در برخورد و تعامل با مسائلی از این قبیل که به درون جامعه ایرانی و اسلامی به عنوان شیعه بودن مربوط می‌شود. نخبگان به ظاهر نخبه جامعه ما اصلا به آن توجه نمی‌کنند که ریشه در جدایی روشنفکران و عالمان دانشگاهی و حوزوی از مردم دارد لذا از دایره‌ی دید آن‌ها گم شده است. جامعه‌ی دانشگاهی برخوردش با مسائل این چنینی بی کلاسی و افت کلاس می داند. در مقابل جریان حوزه هم با تکفیر و ارتداد و پرخواش‌گری و نصیحت تنها سلاحی است که به کار گرفته می‌شود. قصدمان این است یک تحلیل ساده از مداحی مدرن در جامعه تشیع ارائه دهیم تا موضوعی باشد برای بحث‌های علمی و ارائه راهکار مناسب جهت عمق بخشی و عقلانیت جریان هیئت‌های مذهبی.

با شروع مبارزات انقلاب اسلامی و ورود جامعه مذهبی ایران که بعد از کودتای 28 مرداد و درگیری‌های میان جریان آیت الله کاشانی و مصدق به حالت انفعال رسیده بودند. در عرصه سیاست که با رهبری امام خمینی(ره) شهید مطهری و بهشتی صورت گرفت هیئت‌های مذهبی وارد جریان جدی سیاست شدند که هیئت موتلفه اسلامی ریشه در همان جریانات دارد. هیئتی‌ها نقش خوبی در ایجاد و پیروزی انقلاب داشتند به گونه‌ای که با ورود این هیئت ها و وارد شدن آن‌ها در سیاست بود که سیاست از کلاس‌های تئوری‌پردازی دانشگاه‌ها تئوری پردازی‌های و نه چندان واقع وارد با  فضای عمومی مردم ارتباط برقرار کرد در این بین ما چند عنصر را می‌توانیم بررسی کنیم. انقلاب و اعتراض هست اما در سطح دانشگاه که امثال شریعتی، بازرگان، و این جور آدم‌ها آن را اداره می‌کنند و تا حدودی پای روحانیونی همانند شهید مطهری و بهشتی مفتح در این محافل باز شده است، اما به جدیت و موجی که شریعتی ایجاد می‌کند نیست. عده‌ای در دانشگاه به دور از توده مردم در حال مبارزه هستند. توده مردم آن زمان که پای منبرهای روحانیونی مثل مرحوم شیخ احمد کافی هستند بچه مذهبی‌ها در مهدیه جمع شده‌اند روشنفکرهای  با کلاس دانشگاهی در حسینه ارشاد. شریعتی به روضه‌ها و گریه‌ها به طور اساسی حمله می‌کند در مقابل شیخ احمد کافی حسابی علیه شریعتی موضع‌گیری می‌کند جریان درگیری این دو فرزند خراسان شنیدنی است. تا این که با ورود امثال مطهری و مفتح و بهشتی و فعال کردن مساجد و هیئت‌ها به نوعی این دو جریان به هم گره می‌خورد. تفکر مبارزه با رژیم شاه و  هیئت‌های مذهبی کلاس‌های تفسیر مرحوم طالقانی نیز از این نمونه است. بالاخره این که یک چند نفری پیدا شدند که هم حرف حاج کافی را بلد باشند و هم حرف‌های دانشگاهی‌ها و این امر موجب شد که یک ارتباطی بین توده مردم و نخبگان جامعه بوجود آید. تا این‌که  با وارد شدن هیئت‌ها در سیاست اثرات مثبتی در ایجاد انقلاب داشتند مخصوصا در بسیج مردم نقش اساسی داشتند. تا این‌که جنگ تحمیلی به وجود آمد در دوران دفاع مقدس اوج فعالیت هیئت‌ها بود که با محوریت کربلا جنگ را معنا می‌کردند و این روح عزاداری برای امام حسین(ع) بود که مردم ما را برای رفتن به جبهه ترغیب می‌کرد و روی بسیاری از تابلوهای تبلیغاتی مناطق جنگی همچنان مشاهده می‌شود تا کربلا این اندازه کیلومتر باقی مانده است. و در پشت جبهه این روضه‌های برای امام حسین(ع) بود که تسکین درد مادران شهید و خواهران شهید بود تا این‌که جنگ تمام شد بچه‌ها از جبهه‌ها برگشتند اما یک تفاوت بینشی و معرفتی با کسانی که پشت جبهه بودند، پیدا کردند و این بار هم هیئت‌ها بود که بچه‌های جبهه را دور هم جمع کرد. دعای کمیل حاج منصور از جمله آنها بود. در این هیئت‌ها توانستند فرهنگ دفاع مقدس را بین خود حفظ کنند. تا این‌که دهه 70 در حال طی شدن است و چالش جدی میان هیئتی‌ها که با پایگاه‌های بسیج  نیز گره خورده با رفاه طلبی و تجمل‌گرایی بعضی مسئولین و جامعه به وجود می‌آید و تهاجم فرهنگی ناجوانمردانه به دست بعضی خودی‌ها در حال اجرا است یعنی هنوز گرد و غبار خاک و خون جبهه‌ها از روی بچه‌ها پاک نشده شاهد پای مال شدن خون رفقای هیئتی خود بودند در جبهه داشتن می‌جنگیدند و انگار از پشت جبهه به آن‌ها شمشیر می‌زدند و آن‌ها بر ای این جریان فکر نمی‌کردند از خودی و از پشت شمشیر بخورند لذا تئوری خاصی برای برگشت از جبهه‌ها نداشتند چون معلوم نبود چه کسی قرار است بر گردد. لذا به حرکاتی که  سردر گمی در آن‌ها مشهود بود می‌پرداختند که امر به معروف‌های خیابانانی، در گیری‌های خیابانی با جوانان دارای ظاهر ناصالح اما نتایج بی حاصل و گاه مخرب را در پی داشت. تا این که دهه‌ی هفتاد به 76 رسید و دوم خرداد پیش آمد. یعنی جریانی که قصد سکولار کردن همه چیز و در همه‌ی ابعاد را داشت.

در این جا بود که جریان جدیدی در هیئت‌ها شکل گرفت؛ هم به لحاظ صوری و هم محتوایی. می‌توان گفت که آغاز سکولاریزه شدن در هیئت‌ها نیز آغاز ‌شد. به این صورت که به لحاظ سبک مداحی و نوع موسیقی آن دچار تحول می‌شود. در مورد شروع و جرقه‌ی مداحی مدرن، می‌توان از نریمان پناهی نام برد. با این شعار و الگو که دیگر زمان روضه تمام شده است و باید شور بزنیم با سبک یا ابا عبدالله الحسین نقطه آغاز مداحی جدید کلید زده شد. از خصوصیات سبکی آن می‌توان به نقش اساسی شور در این نوع سبک اشاره کرد. هیئتی‌ها در موقعیتی قرار گرفته بودند درگیری‌های سیاسی میان احزاب و ابزار واقع شدن بسیج در بعضی جریانات سیاسی در این بین یک شکافی میان هیئت و بسیج را به وجود آورد هیئتی‌ها با نشانه شلوار کردی و گاها با کلاه ظاهر می‌شوند و عمده شعارشان هم این بود که ما کاری با سیاست نداریم. سبک مداحی مدرن از نریمان پناهی آغاز و با آمدن سید ذاکر به اوج خود می‌رسد. سید ذاکر یکی از طلبه های حوزه علمیه قم بود که با یک گروه دیگر که الان جزء مداحان مشهور هستند(از جمله اسلام میرزائی و میرداماد و ...) به علت ضعف درسی از حوزه علمیه اخراج می‌شوند. اما هم چنان به مداحی خود ادامه می‌دهند و به علت سرخوردگی از عالم سیاست یک مداحی سکولاری طرح ریزی می‌شود. چون بسیاری از این‌ها یک سر خوردگی از عالم سیاست دارند هر چند خیلی از این مداح‌ها در دعاهای خود از برای مسئولین حکومت دعا می‌کنند اما در عمل سکولار هستند. با نگاهی به مضامین اشعار آن‌ها، این مطلب عیان است.

اگر از اثرات دوره مدرن بروز و ظهور ادبیات مبتذل و پیش پا افتاده بود ادبیات عامیانه و کوچه بازاری که در شعر نو به نوعی تجلی پیدا کرد در این نوع مداحی اشعار دیگر دارای وزن و قافیه خاص سنتی نیستند. بلکه حالت محاوره‌ای و عامیانه خاص دارند: "اگه دیونه ندیده‌ای به ما می‌گند دیوونه" ، "بزنیم به سیم آخر واسه کربلا بمیریم" و ... که سبک کوچه بازاری است. هم چنین از نشانه‌های سکولار شدن در مداحی مدرن می‌توان عدم استفاده از اشعار اجتماعی یا بیان دغدغه‌های اجتماعی را دید به این صورت که کاملا اشعار بیش‌تر به رابطه فردی با امام اشاره می‌کند یک رابطه شخصی و لذا مضامین اشعار مضامینی عاشقانه فردی را به خود می‌گیرد تا مضامین اجتماعی.

"عقل از سر من پریده و دیوونگی جا گرفته" "حرف اگه داری با خدا بزن عقلم خدا گرفته"

"ای مردم ای مردم به ما می‌گن دیوونه دیوونه"

هم چنین نگاه محسوس‌گرایانه به مفاهیم دینی نیز شکل می‌گیرد به طور مثال ذکر قد و هیکل و زیبائی شکل شمایل ائمه و چشمهای خوشگل محور اشعار قرار می‌گیرد تا مضامین معنوی و درونی. البته این امر بی تاثیر از جریانات سیاسی بیرون از هیئت‌ها نیست. و مضامین اشعار حالت عرفانی و تساهل را به خود می‌گیرند تا حالت شریعت محوری اما دو باره همین هیئت‌ها بود که انقلاب را نجات داد در نقطه‌ای از زمان جریانات هیئتی شکل گرفت که روحانیت  مگر اندکی از آن‌ها از جمله پناهیان پایگاه اجتماعی در بین هیئتی‌ها و مردم ندارند و هر روز انواع متلک‌ها در خیابان که اوج آن در فیلم مارمولک بود نوش جان می‌کردند. و از طرف دیگر شعارهای مردم سالاری شعار روز سیاسیون شده بود و تبلیغات زیادی با رای به خاتمی راه انداخته بودند که مردم از دین برگشته‌اند و باید جایی نشان داده می‌شد که مردم از دین برنگشته‌اند و این امر در محافل مذهبی نمود داشت که یکی از این محافل در نماز جمعه‌ها بود. اما به دلیل عدم ارتباط امام جمعه‌ها با جوانان لذا نماز جمعه‌ها نمی‌توانستند به عنوان نماد مقبولیت باشند لذا تنها این هیئت‌ها بودند که می‌توانستند مردم را دور خود جمع کنند. و احمدی‌نژاد هم از درون همین هیئت‌ها بود در آمد و قبر دوم خردادی‌ها فعلا تا مدتی کنده است تا بعدش ببینیم چه می شود  ...

+ نوشته شده توسط مـیـزان در سه شنبه 29 بهمن1387 و ساعت 16:0 |