اخیرا فیلمی از محمد خاتمی رئیس جمهور سابق پخش شده است که خاتمی در آن در حال جوک تعریف کردن در میان دوستان اصلاح طلب خود (انصاری و جهانگیری و ...) دیده می شود. پخش شدن این فیلم مثل همیشه زمینه را برای سوء استفاده سیاسی از مسائل قومیتی فراهم کرد و به یکباره خبر این فیلم به عنوان یک عمل توهین آمیز! منتشر شد.
در همین باره پایگاه جهان نیوز به دروغزنی و شایعه پراکنی پرداخت و نوشت: «انتشار فیلمی از مجلس برخی مقامات اصلاح طلب موجی از نارضایتی [؟!] را در میان برخی هم وطنان پدید آورده است ... این در حالی است که میرحسین موسوی قصد دارد طی روزهای آینده به این شهرها سفر کرده و در جلسات خود گفته است که قصد دارد به زبان غیرفارسی برای مردم این خطه سخنرانی کند. اما با انتشار این فیلم و حمایت کامل خاتمی از میرحسین، موجی فراگیر از نارضایتی عمومی نسبت به چنین اقدام و بیان مطلبی از سوی خاتمی، منطقه را فرا گرفته است.»
مایه تأسف است که اینقدر ناشیانه و با منظور از یک اتفاق ساده چنین سوء استفاده ای صورت می گیرد. اینطور پیش برود به زودی هر کس هم که می خواهد در محفلی خصوصی جوک و لطیفه ای هم تعریف کند باید اولا از قومیت مربوطه و بعد از عناصر سیاسی تازه به دوران رسیده (امثال سینه چاکان میرحسین) اجازه و امان نامه دریافت کند تا خدای ناکرده موجی از نارضایتی عمومی ایجاد نشود! بعضی از افراد قومیت ترک (تأکید می کنم بعضی ها) حساسیت بی مورد و کاریکاتور گونه ای به جوک ها قومیتی پیدا کرده اند و طوری وانمود می کنند که انگار هر کس جوک ترکی تعریف می کند به قصد توهین و دشمنی اینکار را انجام می دهد و جالب اینکه در هیچ قومیت دیگری این میزان حساسیت دیده نمی شود.
مسئله عادت تعریف کردن جوک های قومیتی بیش از حد ساده است؛ چون هیچ ترکی نمی تواند تضمین بدهد که ترک ها جوک قومیتی تعریف نکنند بنابراین هیچ ترکی نباید از ساخته و تعریف شدن جوک ترکی ناراحت بشود و حساسیت قومیتی از خودش نشان بدهد. تعریف کردن جوک های قومیتی اساسا یک «عادت بد» است که بین همه اقوام ایرانی رایج است و نمونه های مشابه آن را در کشورهای دیگر هم می توان مشاهده کرد، اما مسئله «توهین سیاسی و نژادی» نیست که هر وقت بهانه ای پیدا شد موضوع سوء استفاده قرار بگیرد، طبیعی است که هر نوع نمایش حساسیت بی مورد هم فقط و فقط واکنش معکوس ایجاد می کند و دیگران را بیشتر تحریک می کند تا به عنوان یک نقطه ضعف از آن استفاده کنند.
اکثر کسانی که این حساسیت های کاریکاتوری را از خودشان نشان می دهند وقتی مورد سوال قرار می گیرند که آیا تا به حال خودشان جوک قومیتی تعریف کرده اند یا نه در پاسخ دادن در می مانند و چون حرفی برای گفتن پیدا نمی کنند مسائل بی ربط و شایعات مسخره سیاسی را پیش می کشند. اما اگر ترک ها (چنانکه همه دیده و شنیده ایم) حق دارند برای رشتی ها و قزوینی ها و یزدی ها و آبادانی ها و اصفهانی ها و عرب ها و کردها و لرها جوک درست کنند چطور هیچ کس حق ندارد جوک ترکی تعریف کند؟ چطور جوک تعریف کردن خاتمی در یک محفل خصوصی باید چنین واکنش عجیبی در پی داشته باشد؟ آیا خاتمی را هم باید از روی پل به پائین پرت کنند تا دیگر کسی هوس تعریف کردن جوک قومیتی به سرش نزند؟
باز هم جای شکرش باقی است که چنین فیلمی از سیدمحمد خاتمی منتشر شده و نه از شخصیت دیگری، به قول یکی از وبلاگ نویس ها اگر احمدی نژاد چنین کاری کرده بود شک نکنید الان وبلاگستان بمباران هسته ای شده بود و من می گویم کاری می کردند که در سازمان ملل پرونده ای درباره دشمنی احمدی نژاد با قومیت ها باز بشود و او را به عنوان بحران نژادپرستی جدید! معرفی کنند. خوشبختانه حالا فقط یک عده مذهبی نمای ساده لوح شعف کودکانه ای پیدا کرده اند که می توانند از این بهانه استفاده و در میان اصلاح طلبان تفرقه[!] بیاندازند. چون از ابتدا مشخص بود که میرحسین از زبان مادری اش برای خریدن رأی ترک ها سوء استفاده خواهد کرد اینها دلشان را خوش کرده اند که اصلاح طلبان را نسبت به یک قومیت خاص در وضعیت دوگانه ای قرار خواهند داد.
همیشه خطر غضنفرهای خودی و ضعف تحلیل شان به مراتب بیشتر از حمله و بدخواهی اجانب بوده است. آقای خامنه ای در سفر خودشان به کردستان صراحتا اعلام کردند که اخباری مبتنی بر فعالیت و برنامه ریزی آمریکائی ها در بیرون از مرزهای غربی وجود دارد و مردم کرد باید آماده توطئه برای ایجاد ناامنی و جدایی افکنی باشند. با این وضعیت دامن زدن ناشیانه به مسائل قومیتی هیچ چیزی جز ریختن آب به آسیاب اجانب نیست اما فهم این مسائل از غوره های سیاسی که به ضعف تحلیل دچارند و به آب و آتش می زنند تا کاری علیه کاندیدای مقابل شان انجام بدهند دشوار است.
تتمه: برادران ترکی که خیلی به تبعیض های قومیتی فکر می کنند و تحلیل های عجیب و غریب اقتصادی از خودشان در می کنند بد نیست از لاک خودشان در بیایند و سری به مناطق محروم در استانهای مرزی کشور (فارس نشین و غیرفارس نشین) بزنند تا بیشتر با واقعیت های کشور خودشان آشنا بشوند | ایران با وجود سجیل چندان نیازی به بمب اتمی ندارد | تورجان را هم از هر جا پرت کنید چهار دست و پا می آید زمین حتی اگر مسئله فوت یک مرجع تقلید در میان باشد.



حامد کرزای بارها و بارها درباره تلفات حملات هوایی به آمریکائی ها انتقاد کرده است و ویران کردن روستاها و یورش های وقت و بی وقت به خانه های مردم و ورود نظامیان به منازل آنها را روش نادرستی برای مبارزه با القاعده ای که دیگر وجود ندارد و طالبانی که از بیرون از مرزهای افغانستان حمایت می شوند دانسته است. فقط در سالی که گذشت بیشتر از دو هزار و یکصد غیرنظامی در اثر همین حملات هوایی کشته شده اند. اینبار صدای اعتراض دانشجویان افغانستان هم بلند شد و در کابل دست به تظاهرات زدند، در فراه هم نیروهای امنیتی به سوی تظاهر کنندگان شلیک کردند، حتی در اعتراض به این کشتار جدید صدای
من که از سخن سروش درباره مطهری مترصد بودم تا مصداقی برای توجه روشی مطهری پیدا کنم متوجه کتاب خدمات متقابل شدم و چون آن را تکه تکه مطالعه کرده بودم به نظرم آمد که ممکن است این کتاب متضمن همین اشتباه باشد و مطهری با «غفلت روشی» کتابی نوشته است که از وحدت روش برخوردار نیست و نهایتا کتاب او را می توان در دوپاره مجزا از هم و از لحاظ اشاره به مستندات تاریخی ارزشمند دانست و نه از بعد نظری. طبق تصور معمول، این کتاب شایسته عنوان «خدمات متقابل» نیست چون در بخش دوم که خدمات ایران به اسلام را بررسی می کند خدمت ایران به اسلام را به خدمت ابزاری اهالی ایران تقلیل می دهد؛ ایرانیان مردمانی خالی الذهن و دور از تمدن و فرهنگ فرض می شوند که ورود اسلام به ارتقاء سطح زندگی و بهبود نظام اجتماعی آنها کمک کرده و در عوض آنها هم با گسترش اسلام و علوم اسلامی این خدمت را جبران کرده اند.
حداقل سی سال است که آمریکا با ایران دشمنی می کند و در این سی سال به انواع و اقسام اقدامات منفی علیه ایران (منجمله جاسوسی) دست زده است. طبیعی است که جمهوری اسلامی حق دستگیری، محاکمه و مجازات کسانی را که علیه منافع امنیتی و سیاسی ایران فعالیت می کنند را داشته باشد. هر چقدر هم که رسانه ها و سیاستمداران غربی درباره اتهام جاسوسی یک نفر اظهار نگرانی کنند و از در انکار دربیایند این مسئله نباید روی عملکرد وزارت اطلاعات، دادگستری و قوه قضائیه تأثیرگذار باشد. تصمیم به برگزاری علنی یا غیرعلنی دادگاه به عهده قاضی هر پرونده است و جز اصحاب دعوی هیچ کس (حتی رسانه ها) حق دسترسی به اطلاعات پرونده های غیرعلنی را ندارد. اینها بدیهیاتی است که اینروزها زیر سوال می رود و یا اساسا نادیده گرفته می شوند.