کنفرانس 5 روزه مبارزه با نژادپرستی سازمان ملل (موسوم به دوربان 2) در ژنو سوئیس با سخنرانی بان کی مون دبیر کل سازمان ملل شروع شد. بان کی مون در ابتدای حرفهایش گفت که این کنفرانس به مبارزه جامعه بین الملل علیه نژادپرستی متعهد است و بعد با اشاره به کشورهای تحریم کننده اعلام کرد: من از اینکه این کشورها اقدام به اتخاذ چنین تصمیمی کرده اند عمیقا ابراز تاسف می کنم و امیدوارم دیگر چنین اقدامی نکنند! یعنی بچه های خوبی باشند و از این به بعد به حرف بان کی مون مهربان گوش فرا بدهند.
اول از همه کانادا و اسرائیل اعلام کرده بودند که در این اجلاس (که چهار هزار و پانصد سازمان ضد نژاد پرستی و مبارزه با تبعیض نژادی از سراسر جهان در آن حضور دارند) شرکت نمی کنند و شنبه گذشته هم آمریکا اعلام کرد که در این کنفرانس شرکت نخواهد کرد. پس از اعلام تصمیم آمریکا مبنی بر عدم شرکت در کنفرانس ژنو، کشورهای استرالیا، آلمان، ایتالیا، هلند، نیوزیلند و لهستان هم از محکوم شدن اسرائیل به نژادپرستی ترسیدند و این نشست را از بیخ تحریم کردند. وزیر امور خارجه ایتالیا (فرانکو فراتيني) هم سنگ تمام گذاشت، حیا را قی کرد و با دفاع از اسرائیل به همه اروپائی هائی شرکت کننده در این کنفرانس اعتراض کرد.
دوبار پیش نویس اجلاس به خاطر ناز و ادای آمریکائی ها عوض شد و از دویست و خورده ای صفحه به هفده صفحه ناقابل تقلیل پیدا کرد اما آمریکا پیش نویس سوم را هم نپذیرفت و بالاخره خیال خودش را راحت کرد و به بهانه لحن پیش نویس! اجلاس را تحریم کرد. البته خواجه حافظ شیراز هم می داند که ادامه برنامه عمل دوربان 1 چقدر با اعصاب دگم آمریکائی ها بازی می کند. در همین راستا خانم ناوی پیلای رئیس کمیساریای عالی حقوق بشر اول از تصمیم آمریکا شوکه شد و بعد هم از این رفتارها اظهار دلسردی کرد و در ادامه از باقی کشورها خواست حالا که اینطور شده است به جای سیاست فقط متوجه نژادپرستی باشند!
اما مگر می شود این دو تا (سیاست و نژادپرستی) را وقتی که پای تمدن غرب و فکر غربی در میان است از هم جدا کرد؟ مگر می شود نژادپرستی را جدای از معیارهای دوگانه، یکجانبه نگری، جنگ افروزی، اشغال، غارت و استعمار تصور کرد؟ مگر می شود فراموش کرد که بشر خودخواه مو بور و چشم آبی چه بلائی به سر مو مشکی های بی آزار آسیایی و آفریقایی آورده است؟ حتی اگر بشود فراموش کرد که دیروز چه بلائی سر سرخپوست و سیاه پوستها آورده، نمی شود فراموش کرد که امروز چه رفتاری با افغان ها و عراقی ها و فلسطینی ها انجام می دهد، ... هر چه باشد هنوز از این زخمها خون می چکد.
همه اینها در شرایطی اتفاق افتاد که قبل از اجلاس پاپ بندیکت شانزدهم از اجلاس دوربان 2 حمایت کرده و از همه کشورهای جهان خواسته بود که با اخلاص! در آن شرکت کنند و خودش هم هیئت واتیکان را برای شرکت در این اجلاس فرستاد. حتی ژاپنی ها (که در اینموارد باهوش تر از آلمانی ها هستند) از عدم شرکت آمریکا در کنفرانس اظهار تأسف کردند و مثل بعضی دیگر با تنزل دادن حضور خودشان به سطح سفیر راه میانه تحریم و عدم تحریم را انتخاب کردند. (ژاپن خیلی احتیاج دارد که خودش را در معرض توجهات قرار ندهد تا بوی ناجور نژادپرستی و ماجرای جنایاتشان علیه چینی ها و باقی مردم جنوب شرق آسیا از جائی بیرون نزند).
اسرائیل در اجلاس نبود اما لابی صهیونیستی که از نظر بعضی ها «توهم توطئه» است و اساسا وجود خارجی ندارد سعی کرد حداقل در سالگرد هلوکاست مانع حضور پر رنگ ایران در کنفرانس نژادپرستی (به قول وزارت خارجه اسرائیل، کمدی تأسف بار) شود و یا جلوی ملاقات هانس رودولف مرتس (رئیس جمهور سوئیس) با احمدی نژاد سنگ بیاندازد اما تلاش مذبوحانه ای بود و بالاخره قرارها گذاشته شد. فرانسوی ها با آنکه بمب اتمی دارند ژست موش گرفتند و اعلام کردند اگر احمدی نژاد کلامی علیه صهیونیسم و اسرائیل به زبان بیاورد اجلاس را ترک خواهند کرد. سازمان دیدبان حقوق بشر هم نسبت به شرکت محمود احمدینژاد در این نشست ابراز نگرانی! کرد و ژولیت دِریوِرو، مدیر حمایتی آن صراحتا گفته بود که: «دولتها نباید بگذارند حضور احمدینژاد روحیه سازنده مذاکرات را تقلیل بدهد.»
هر جور بود دوربان 2 به احمدی نژاد این فرصت را می داد که دوباره خودش را نشان بدهد اما حماقت های غربیها کاری کرد که به قول الجزیره اجلاس دوربان رسما به «اجلاس احمدی نژاد» تبدیل شود. عصر روزی که بان کی مون صحبت کرد احمدی نژاد پشت تریبون رفت و کنفرانس ژنو را به دیگ جوشانی مبدل کرد که علنا آمریکا را به عنوان غول خونخوار سرمایه داری در آن آب پز کرد. نه تنها آمریکا که غرب و سیاست های غربی را در موضع ضعف قرار داد. رئیس جمهور ایران در حالی که حمایت کشورهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی و اعضاء غیرمتعهدها را همراه داشت با خونسردی و لبخند همیشگی همان حرفها و شگردهای زبانی را به کار برد و سخنان خودش را جاندار و منتقدانه به زبان آورد، پیشنهاد تغییر فوری ساختار شورای امنیت و حق وتو را مطرح کرد و با شجاعت اعلام کرد که: «در اقتصاد سرمایهداری، بردهداری به شکل جدیدی بازسازی شده است».
هر چقدر صهیونیستها وسط صحبتهای احمدی نژاد داد زدند و شلوغ کردند در جواب همان لبخند معروف و نهایتا این جمله را تحویل گرفتند که: «اینها را ببخشید، اینها بی خبرند». احمدی نژاد اگر نام هلوکاست را هم به زبان نیاورد صهیونیست ها، اروپائی ها و آمریکائی ها و اذنابشان را یاد تعصبی می اندازد که بر سر هلوکاست راه انداخته اند طوری که حتی تاب و تحمل حرف زدن از تحقیق درباره آن را ندارند. احمدی نژاد پاشنه آشیل غرب و نظم نوین بین المللی را گیر آورده و هر بار که جائی سر و کله اش پیدا می شود خود به خود قدرتهای نگران را دستپاچه و منفعل می کند و خاطره آن نقطه ضعف را برایشان زنده می کند.
حالا بعد از این هر اتفاقی هم که در دوربان 2 بیافتد و این اجلاس هر خروجی ای هم که داشته باشد وضعیتی که با حضور احمدی نژاد و با سخنرانی او به وجود آمد از بین نخواهد رفت و از حافظه تاریخ پاک نخواهد شد. مهم این است که امروز غرب از مطرح شدن نام ایران در جائی که مسئله نژادپرستی بررسی می شود می ترسد و این یعنی جمهوری اسلامی منتقدترین موضع و نافذترین کلام را در اجلاسی دارد که برای رفع اشکال تبعیض و نژادپرستی تشکیل می شود.



است رابطه ای اصلاح شود باید از پائین ترین مراحل آغاز شود نه اینکه منتظر تغییر دفعی و ماچ و بوسه نوروزی! باشیم.