تبليغاتX
مدرسه ما؛ مدرسه عالی شهید مطهری

این مطالب را بخوانید:

1. وقتی می‌خواهی كاری انجام بدی، خوب فكر كن، به حرف دلت گوش بده، به خدا توكل كن و آخر، كاری رو بكن كه زنت می‌گه!

2. یه توصیه از یك دوست داغ دیده: ............. هیچ‌وقت به علامت قرمز و آبی روی شیر دستشویی توجه نكن!!!

3. سنگینی باری كه خدا بر دوش ما می‌گذارد آن‌قدر نیست كه كمرمان را خُرد كند، ولی آن‌قدر هست كه ما را برای دعا به زانو در آورد.

4. ای چشمه‌ی نور، ‌انشئاباتت كو؟ / ای خانه‌ات آباد، خراباتت كو؟ / در شهر نشانی‌ای ز تبلیغ تو نیست / ای عشق ستاد انتخاباتت كو؟

5. می‌دونی پر بیننده‌ترین صفحه‌ی اینترنت تو ایران چیه؟ ...............مشترك گرامی. دسترسی به این سایت امكان‌پذیر نمی‌باشد.

6. روزگارم گله‌مندی شده است / من بگردم تو بخندی شده است / از دلم یاد نكردی شاید / عشق هم سهمیه‌بندی شده است

7. این تو هستی: <----<---0 ؛ این هم منم: <--<--0 ؛گرفتی مطلب رو؟ .......... بابا می‌گم كوچیكتم!

 

این‌ها بخشی از پیامك‌هایی هستند كه هر چند وقت یك‌بار برای‌ام می‌فرستد. مركزی هست به شماره‌ی 30005000 (سه هزار پنج هزار) كه این‌گونه پیامك‌ها را رایگان ارسال می‌كند برای مخاطبان‌اش. مفت و مجانی! زیر پیامك‌ها هم با نام ماسك امضا می‌شود. می‌پرسید چرا و مگر پول مفت دارد؟! می‌گویم بلی. تا آن‌جایی كه من می‌دانم سازمان تبلیغات اسلامی پشت قضیه است و پشتیبانی مالی این پروژه‌ی بزرگ را بر عهده گرفته است. پروژه‌ای كه احتمالا مشتركان زیادی هم دارد. با خواندنِ این پیامك‌ها حتما فهمیده‌اید كه آن سازمانِ محترم (محترمه) دارد اشاعه‌ی فرهنگ(!) می‌دهد:

با پول بیت المال پیامكی می‌فرستد كه بگوید كه ایرانی‌ها بیش‌ترین صفحه‌ای كه بازدید می‌كنند،‌سایت‌های فیلتر شده است! (مورد شماره‌ی 5)

یا بگوید كه زن‌ذلیلی در ایران وجود دارد! (مورد شماره‌ی 1)

یا مطلب‌های هجوی بفرستد كه هیچ ربطی به فعالیت فرهنگی نداشته باشد! (از جمله این‌ها 7)

یا این‌كه بگوید وقتی توی توالت بودی حواست باشه كه با آب داغ فلان‌جات رو نسوزونی!(مورد شماره‌ی 2)

مورد سه هم كه دیگر اوج كار ضد فرهنگی‌ست و نیاز به توضیح ندارد.

 

شاید بگویید كه من نباید این حرف‌ها را در فضای اینترنت پخش كنم و تذكراتم را برای سازمان بفرستم. اما من قبل‌تر این كار را كرده‌ام و با رابطه‌ای، سخن‌ام را رساندم، اما هیچ اتفاقی نیفتاد كه نیفتاد و آقایانِ مسئول‌نما، هیچ تصمیمی اتخاذ نكرده‌آند؛ چرای‌اش هم بماند برای فرصتی بعد.

در كل متأسف هستم براي بعضی‌ها !

 
+ نوشته شده توسط هابیل در جمعه 14 تیر1387 و ساعت 0:45 |

متن زیر سراسر آشفتگی‌ست و به هم ریخته.

حرف‌هایی كه آمدند و نوشته شدند و بازبینیِ جدی نشدند.

 

ـ من نه یك‌طرفانه طرف‌دارِ محمود احمدی‌نژادم و نه یك‌جانبه به میدان می‌روم. اگر هم این چند سطر را می‌نویسم از باب وظیفه است و احتمال می‌دهم كه شاید كسی با خواندنِ این سطور به چیزی آگاه شود كه نبوده است.

ـ زمانی كه احمدی‌نژاد بی‌هیچ طرف‌دارِ سیاسی و با رأی قاطعِ مردم، رئیسِ جمهور شد، خیلی‌ها می‌دانستند كه چندی نمی‌گذرد كه مال‌پرستان و قدرت‌طلبان به احمدی‌نژاد می‌تازند و به بهانه‌ی انتقاد، به تخریب می‌پردازند. این پیش‌بینی، خیلی غیر منتظره نبود. چونان كه این‌گونه هم شد. یعنی احمدی‌نژادی كه دم از مبارزه‌ی با مفاسد اقتصادی می‌زد، به سیبلی تبدیل شد كه خیلی‌ها به آن تیر پرتاب می‌كردند. و البته خیلی هم مهم نبود و نیست.

ـ اما آن‌چه كه پیش‌بینی نشد،‌ حرفی دیگر بود. پیش‌بینی نمی‌شد كه نیروهای خودی كه تا چندی پیش به مغالطه‌های سروش در استدلال‌ها گیر می‌دادند، خود در دامِ مغالطه گرفتار شوند. كسانی كه به نظر اهلِ تعقل بودند و فلسفه‌ای و منطقی و دانشی را خوانده بودند و گاه درس می‌گفتند؛ اما در واقع، هیچ از استدلال و منطق بویی نبرده بودند.

ـ امروز در محل كار، فاجعه‌ای را دیدم كه شاید این روزها شما خیلی در دور و برتان ببینید. استدلال به این‌كه احمدی‌نژاد، خود را نماینده‌ی امام زمان می‌داند و موقع نماز، جانمازی نیز برای امام زمان پهن می‌كند و .... شایعاتی كه به جد به چرت بودن و اشتباه بودن‌اش رسیده‌ام و آن را نامردی تمام در رقابتِ سیاسی می‌دانم.

ـ استدلال این‌كه "بنده با خیلی از بزرگانِ كشور مشورت كرده‌ام و به این نتیجه رسیده‌ام كه احمدی‌نژاد نباید رهبرگونه با دنیا حرف بزند و این‌ها در كلاسِ كاری او نیست و ...." به فلانِ چپِ اسبِ فلانی كه با هر كس مشورت كرده‌ای. ارزش هر استدلال به گوینده‌اش نیست. بلكه به منطقی‌ست كه در آن به كار رفته است. حال اگر بزرگ‌ترین دانشمند جهان هم در استدلال‌اش اشتباه كند، اشتباه كرده است و كسی نیست كه بگوید اشتباه نكرده است.

ـ استدلالِ این‌كه "شما اطلاعات‌تان را از روزنامه‌ها در می‌آورید" و این هم یعنی شما حرفِ‌ مفتِ ژورنالِ سطحِ پایینِ بی‌ارزش می‌زنید و ....

ـ و خیلی خیلی خیلی حرف‌های دیگر كه جای‌اش این‌جا نیست.

ـ من نه یك‌طرفانه طرف‌دارِ محمود احمدی‌نژادم و نه یك‌جانبه به میدان می‌روم.

ـ احمقانه است كسی در استدلال‌اش ارجاعِ به هكذا بدهد و بگوید من با بزرگانی مشورت كرده‌ام و .... دوستانِ اهل منطق می‌دانند كه این یك نوع مغالطه است.

ـ احمقانه است كسی در استدلال‌اش، مخاطب‌اش را مسخره كند و مبنای حرف‌های طرف را بی‌هیچ دلیلی منتسب به امری مسخره‌آلود كند. این نیز در كتاب‌های منطق، نوعی مغالطه محسوب می‌شود.

ـ احمقانه است كسی در استدلال‌اش،‌حرف‌هایی را بزند كه اثبات‌پذیر نیست.

ـ آدم‌های مرادزده‌ای كه آدم‌های باسوادِ آكادمیك را صاحب‌نظر در سیاست می‌دانند، اشتباه بزرگی می‌كنند. دوران، دورانِ نفاق است و آدمك‌ها، نباید به سوادِ به دور از خط و ربطِ اسلامی نگاه كنند. نمی‌گویم احمدی‌نژاد اسلامی حرف می‌زدند كه گاه در آن‌ها باید شك كرد. اما می‌گویم كه خیلی از این به اصطلاح حرف‌های متخصصان، به دور از واقعیت كنونی و در فضایی خاص برای خودشان است. یا فضایی كتاب‌خانه‌ای، یا فضایی سیاست‌زده، یا فضایی معطوف به غرب، یا .... و یا حرفِ حق. تشخیص این امر كمی مشكل است.

 

ـ این‌روزها "مَن قال" بیش از "ما قال" اهمیت پیدا كرده است. و اين يعني ضد آن‌چه حضرت امير(عليه السلام) فرموده است.

ـ برای‌ام خیلی جالب است كه روزنامه‌ی اعتمادِ ملی، كه افتضاحِ ملی شده است، هر روز تیترهایی می‌‍‌زند كه در آن اخلاقِ حرف‌ای رعایت نمی‌شود. تیترهایی كه آخوندوار، مرا یادِ مدرسه‌ی عالی شهید مطهری می‌اندازد. جایی كه در آن تنفس كرده‌ام و مثلِ كروبی زیاد دیده‌ام. مثل كروبی دیده‌ام كه رو به روی ما می‌نشست و همه را نفهم می‌خواند. رو به روی ما می‌شست و ساده‌انگارانه حرف می‌زد و استدلال می‌كرد. رو به روی ما نشسته بود كه مجلس خبرگانی شد!!! دنياي مسخره‌اي شده است. آن هم براي اين است كه ام به معروف از ميان مسئولين رخت بربسته است.

ـ بماند ....

 
+ نوشته شده توسط هابیل در دوشنبه 3 تیر1387 و ساعت 23:42 |

 
راست‌اش را بخواهيد حيف‌ام آمد مطلب جديد حسين شريعتمداري را تبليغ نكنم. در ادامه‌ي مطلب است در مورد: عباس پاليزدار و افشاگري‌هايش


متن كامل را در ادامه‌ي مطلب بخوانيد.

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط هابیل در دوشنبه 3 تیر1387 و ساعت 20:13 |