شايد وبلاگ مدرسهي ما براي خيليها، خيلي حرفها زده باشد و اكنون كه دوران خاموشياش را طي ميكند، خيليها آن را فراموش كرده باشند و براي خيليها هم چرايي اين نبودن مهم باشد. همانطور كه براي من مهم بوده است و هنوز هم مهم است. نه از آن باب كه چند باري در اين فضا مطلبي از بنده به نشر گراييد و نه از آن باب كه يكي از دوستان اينجا قلم ميزد. چرا که من هم مثل خيليها مطلبام را براي صاحب وبلاگ ميل ميكردم و ايشان در وبلاگ قرار ميدادند. جز این بار که خواسته شد تا خود مطلبی در وبلاگ بگذارم.
اين چند خط هم از باب ادب نوشتم تا دوستاني كه از ماجرا خبر ندارند و نميدانند كه قرار نيست دانشطلب ديگر در اينجا چيزي بنويسد، بدانند. اگر چه شايد براي خيليها مهم نباشد و براي خيليها هم خوشحال كننده باشد.
دوست داشتم چند مطلب ديگر اينجا مينوشتم:
از اوج مديريت آقاي قاليباف در شهرداري!!!
از دبيرستان معارف و انجمن حجتيه و مكتب تفكيك!
از اردوهاي به اصطلاح جهادي و ...
شايد چندي بعد نوشتم.


