بعد از گرم شدن کره زمین دومین مشکلی که نظم حیات در کره زمین را تهدید می کند «غضنفرسالاری» است. مشکل بتوان ادعا کرد که ما اکنون در دوران غضنفر سالاری قرار نداریم. تبعات و آثار غم انگیزی که گُل به خودی غضنفر ها به بار آورده است هیچگاه قابل مقایسه با تأثیراتی نیست که با حمله مستقیم و خصمانه مارادوناها به بار می آید. بنابراین پرداختن به این موضوع از لوازم غیرقابل انکار دوران جدید است گرچه بعید می نماید که رویکردهای تحلیلی ـ انتقادی در حال کسانی که به نوعی با غضنفریسم (غضنفرسالاری) نسبتی پیدا کرده اند تفاوتی ایجاد نماید.
غضنفریسم در ذات خوش ساختار شکن است، گرچه این ساختارشکنی از ابتدا مبتنی بر سهو بوده است و نه اراده، اما در تطور زمان غضنفریسمی مبتنی بر اراده و بر اساس آگاهی کاذب شکل گرفته است؛ شخص غضنفر دچار جهل مرکب می شود و با اصرار بر اطلاعات نادرست خود سعی می کند تا به مهره ای تأثیر گذار تبدیل شود و این توهم او خود به خود اثری معکوس باقی می گذارد. اصطلاح «غضنفر» ابتدا در دانش مدرن فوتبال به کار برده شد و به کسی اطلاق شد که به اشتباه دروازه خودی را باز می کند اما به تدریج این اصطلاح وارد ادبیات حوزه هایی چون سیاست که برآمده از فضای مبارزه و تلاش برای رسیدن به امتیاز بیشتر هستند نیز نفوذ کرد.
رویکرد مثبت به غضنفریسم و ارتکاب آن، خصوصا در مواقعی که چهره واضحی داشته باشد خطرناک است و حتی ممکن است جان کسی را که با با فرمول های غضنفریسم بازی کرده است به خطر بیاندازد. در اینجا به یک نمونه تاریخی و تلخ که هیچ گاه از اذهان فراموش نخواهد شد اشاره می کنیم، (نمونه خودی البته در اینباره وجود دارد اما پرداختن به نمونه بارز خارجی ما را نسبت به آن بی نیاز می سازد) : در بازیهای جام جهانی 94 آندرس اسکوبار(Andres Escobar)، مدافع 27 ساله کلمبیایی دربازی با تیم ایالات متحده یک اشتباه کرد (غضنفر بازی درآورد) و تاوان این اشتباه را با زندگی خودش پرداخت. با آنکه این یک انتخاب اتفاقی نسبت به غضنفریسم بود اما اسکوبار 10 روز بعد از آن بازیِ تلخ توسط افراد ناشناس مورد هدف قرار گرفت و پس از دریافت 12 گلوله به دیار باقی شتافت.

غضنفرسالاری «توسعه یافته» از بی توجهی به غضنفریسم «اتفاقی» نشأت می گیرد که با عنصر لجبازی شخصیت غضنفر بر مفروضات پیشین خود و فرار او از انتقاد، مناسبت دارد. شیوه های انتقاد نادرست برای مقابله با غضنفرها و ممانعت عجولانه برای جلوگیری از آثار سوء اقدامات آنان نیز در پیدایش نوع توسعه یافته از این پدیده بی تأثیر نیست. به هر حال شیوه های متفاوتی برای مقابله با غضنفرسالاری وجود دارد که هر کدام آثار و تبعاتی مختص به خود دارند اما نوع شیوه هایی که به طیف گنگسترهای کلمبیایی نزدیک است رو به فراموشی نهاده شده و اکنون متد «ولش کن بابا» یا به شیوه علمی تر «به ما چه مربوط؟» که متضمن تجربیاتی از حرص خوردن بیهوده و به امید اصابت طبیعی سر غضنفرها به سنگ برنامه ریزی شده، طرفداران بیشتری پیدا کرده است. در هر صورت نباید فراموش کرد که غضنفر سالاری به دلیل فقدان محبوبیت ـ هم از سوی هواداران و هم از سوی مخالفان ـ محمل خطرات جدی برای افرادِ متمایل به آن است.
... ادامه دارد




