خردادماه سال ۸۵ بود که خبر یک افتضاح معماری خنده دار در شهرک شهید محلاتی بر سر زبانها افتاده بود و اسباب بهت و مضحکه را توأمان فراهم کرده بود، هابیل عزیز گریزی زده است به سرنوشت این شاهکار(افتضاح) معماری:
شهرك شهید محلاتی با جمعیتی بیش از بیست و پنج هزار نفر (شاید هم بیشتر) از پرسنل سپاه پاسداران در شمال شرقی تهران قرار گرفته است. این شهرک برای خیلی ها و خصوصا ساکنان آن ویژگیهای منحصر به فردی دارد. دیوارهای شهرك، خانه های بی سند و مخصوصا برجهای شهرك شهید محلاتی که برای خیلی ها خاص! است. برجهایی كه بعضا مشكلِ معماری دارند و در زمانِ شهرداری احمدی نژاد خراب شدنِشان خواسته شده بود و اكنون در زمانِ حکومت قالیباف، بودنِشان خواسته شده است. برجهایی كه نباید ساخته می شدند و بعضی عوامل باعث شد كه ساخته شوند و باید خراب می شدند و بعضی عوامل دیگر باعث شده است كه خراب نشوند.(پیدا کنید پرتغال فروش را)
عاشورای چند سال پیش، جایی در قسمت شمالی شهرك شهید محلاتی را انتخاب كردند و پنج شهید گمنام را در آنجا دفن كردند و اسمِ مكان را هم مقبرة الشهداء گذاشتند؛ جایی در شهرك شهید محلاتی كه اطرافش هنوز كمی دار و درخت مانده است و خبری از برجهای کذا در آنجا نیست. چندی بعد مسئولین فرهنگی شهرک تصمیم گرفتند در كنار مقبرة الشهدا، مهدیه ی شماره دوی تهران را هم بسازند تا اهالی تهران به سمتِ شهركِ معنوی! محلاتی گسیل شوند و بار معنوی خویش را از آنجا ببندند. برای همین مهندسین شروع به طراحی پروژه ای شگرف! كردند.
می گویند همان اوایلی كه این پروژه مراحل اولیه ی خودش را می گذراند، رهبری، سازه ی اولیه را دیده و پرسیده بودند كه «این انرژی هسته ای دیگر چیست؟» اطرافیان هم توضیحات لازمه را داده بودند. ایشان هم گفته بود که شهرك شما مسجد زیاد دارد و بهتر است این یکی را خراب كنید. اما آقایان گوش ندادند و خراب نكردند و برعکس، بر سرعت كار افزودند تا پس از چند سال! شاهکار معماری خود را اینچنین نمایش بدهند.

سازه ای بسیار بزرگ كه گنجایشی قابل تحسین دارد اما چون مهندسینِ سازه از تمامِ توان خود برای ساختنِ بنا استفاده كرده بودند و وقت فكر كردنِ روی جرثقیل را نداشتند، آن را وسط سازه جا گذاشته بودند! اجرای پروژه به همین دلیل متوقف شد و هر كسی پیشنهادی برای حل معضل می داد. تا این كه چند هفته ی پیش، چرثقیلِ دیگری آورند كه از هیبت آنچنانی اش به نظر می رسید که باید تنها استفاده اش در بنادرِ بارگیری باشد، جرثقیل خیلی بزرگی بود كه فقط 300 میلیون تومان اجاره اش كرده بودند تا لكه ی ننگ مهندسی سپاه را با آن پاك كنند.
حالا این سازه است و این شهرك شهید محلاتی و آقایان مانده اند که با آن چه كار فرهنگی انجام بدهند بهتر است؟! چند پیشنهاد در این میان وجود دارد: حوزه علمیه، كتابخانه عمومی، سالن ورزشی، مهدیه شماره ۲ ، پاساژ تجاری و چند تای دیگر هم هست! بیشترین احتمال موجود همانا حوزه شدن این مکان است و این در حالی است كه در نزدیكی شهرك شهید محلاتی حوزۀ امام خمینی(ره) با تولیت حجة الاسلام صدیقی فعالیت می کند و تبدیل کردن این سازه به حوزه علمیه كاریست موازی كه بر فعالیت حوزۀ امام خمینی(ره) هم تاثیر سوء خواهد گذاشت. اما برادران مخلص سپاه ـ که گوش دادنِ به حرف دیگران چندان برایشان مهم نیست ـ احتمالا زیرِ گنبدِ آبی رنگِ سازه، حوزه ای به تولیتِ آيت الله موحدی كرمانی بر پا خواهند کرد.
تتمه: گزارش تصویری فارس نیوز درباره این شاهکار را ببینید | خبرگزاری بازتاب هم در این صفحه نوشت: سرويس عكس خبرگزاري فارس چند روز است كه نگران بيرون كشيدن اين جرثقيل از ميان سازه سبك است. كارشناسان معتقدند هميشه اين جرثقيل(تاور)ها از طريق قعطه قطعه كردن اجزايشان جمعآوري ميشوند و نگراني دوستان بيمورد است. اما ما معتقديم كه حق با بچههاي فارس است و اين جرثقيل بايد با همين عرض و ارتفاع تا مقصد بعدي حمل شود! | اینهم یک عکس دیگر همراه با توضیحات | همانموقع یک نوشته طنز هم درمیان اهالی شهرک محلاتی پخش شده بود که به خوبی گویای حقیقت ماجراست. تصویر این نوشته را در زیر می بینید. برای بهتر دیدن، آن را ذخیره کنید یا روی آن کلیک کنید تا تصویر در اندازه واقعی نمایش داده شود:
اینهم قسمتی از نظر قابل تأمل جناب محمد : ... در معماری مسجد همواره گنبد دو پوش یعنی دارای دو لایه ساخته می شود که بتوان در تابستان و به خصوص زمستان از هزینه کمتری برای سرد و گرم کردن آن سود برد. ولی معلوم نیست در این پروژه ای که حتما یکی از برادران محترم دست اندرکار وارد کردن این سقف بوده به چه فاکتور مهندسی جز هزینه کردن الکی دقت شده است.البته نمی دانم خبر دارید که سردبیر وقت همان هفته نامه ای که در زیر مطلبتان گذاشته اید چند هفته پس از انتشار این خبر توسط حجت السلام زائری و موسوی جزایری مسئول توزیع همشهری در تهران برکنار شده است یا نه؟خدا عاقبت همه ما را به خیر کند| حمیدرضا هم می گوید:... الان شهرک محلاتي با توجه به وسعتي که داره 7 تا مسجد ( امام حسن ، انصارالحسين ، الزهرا ، وليعصر ، امام علي ، امام خميني و پيامبر اعظم ) داره که دو تاي آنها نزديک به همين بنا است ... مطمئنا اگر بخواهند انجا رو حوزه هم بکنند با توجه به اينکه يه حوزه زنان در شهرک بعلاوه حوزه امام خميني و چيذر وجود دارد ، استقبالي نخواهد شد | و قال سیدعباس سیدمحمدی: اگر رضا شاه بود، می گفت مهندسه را ببرند بالای جرثقیل دار بزنند!





نخستین پایگاه آیت الله طالقانی در تهران مسجد ملک ـ نزدیک میدان قزوین ـ بود سپس به مسجد دیگری رفتند و در سال ۱۳۲۷ به مسجد هدایت وارد شدند. تا سی سال پس از این مسجد هدایت به پایگاه مبارزه و مقاومت طالقانی و اطرافیان ایشان تبدیل می شود. پس از تشکیل کانون اسلام، انجمن اسلامی دانشجویان و معلمان و ... به دنبال هم تشکیل می شود و در سال ۱۳۲۹ موسسه ای به نام دانشسرای تعلمیات دینی ـ به هدف تربیت معلمان تعلیمات دینی ـ هم به وسیله دکتر سحابی تأسیس و آیت الله طالقانی در آنجا تدریس تفسیر قرآن را قبول می کنند. در برهه ای که تا سال۱۳۴۰و تشکیل نهضت آزادی با همکاری مهندس بازرگان و دکتر سحابی به طول می انجامد، آیت الله طالقانی به همکاری و حمایت از گروههای مختلف مبارز مثل «جبههی ملی» و «فدائیان اسلام» می پردازد و پس از کودتای ۲۸ مرداد به نهضت مقاومت ملی می پیوندد. در این سالها ضمن افزایش فعالیت ها در مسجد هدایت و برگزاری جلسات تحلیلی و افشاگری علیه رژیم به همراه مرتضی مطهری، مسئولیتهایی نیز از سوی علمای اعلام بر عهده ایشان گذاشته می شود که منجمله آنها مسافرت به مصر به نمایندگی از طرف آیتالله بروجردی و رساندن پیام ایشان به شیخ شلتوت (شیخ دانشگاه الازهر و مفتی مصر)، شرکت در کنگره اسلامی دارالتقریب هم در کراچی (۳۱) و هم در قاهره (۳۸)، ملاقات با جمالعبدالناصر و سفر به بیتالمقدس به منظور شرکت در برنامهی مؤتمر الاسلامی است. شاید بتوان بعضی کارهای خاص و غیر معمول ایشان را از اثرات همین مسافرت ها دانست: اختصاص فطریه برای آواره گان فلسطین (۴۸)، برگزاری مجلس جشن برای به استقلال رسیدن کشور الجزایر، برگزاری مجلس ترحیم برای فوت جمال عبدالناصر (۴۹) و صدور اطلاعیه برای فوت حواری گاردین رئیس جمهور وقت الجزایر. آیت الله طالقانی فعالیت های خاص دیگری چون حمایت از ارتش در قضیه سرکوب جریان پیشه وری، شرکت و سخنرانی در مجلس ختم تختی، خوشرویی و مباحثه با مارکسیست ها و سایر مخالفان، دعوت از سخنرانان غیرروحانی و ... انجام می داد که مانند موارد پیشین، معمولا از همطرازان آیت الله طالقانی سر نمی زد. رفتار آیت الله طالقانی به قدری با مخالفانی مطلوب بود که گاهی گفته می شد: « ... مثل اینکه سیدمحمود جذب آنها شده است»! آیت الله کمونیست، آیت الله سرخ و تهمت هایی از این قبیل هم تنها به خاطر همین روحیات متفاوت نثار آیت الله طالقانی می شد.
