استبدادچی ها این چیزها حالیشان نیست. استبدادچی ها همه مدیریت ها را مثل مدیریت نجار می بینند، چون همیشه رأی خودشان را بهترین می دانند در همه چیز دخالت می کنند و می خواهند همه کارها را با قواعد هنجاری اصلاح کنند. استبداد چی ها همه چیزهای زندگی را مثل چوب می بینند که می شود با اراده نجار شکل و رنگ و اندازه اش را تغییر داد. اما همه چیزها که مثل چوب نیست...
به طور عام مدیریت های فرهنگی و انسانی باید از نوع باغبانی الگو بگیرند. با بخشنامه ها نمی شود الگوی ازدواج را تغییر داد و با آئین نامه های مکرر نمی توان بازار را کنترل کرد، باید شرایطی را فراهم آورد که آنها در مسیر صحیح رشد داشته باشند. ریاست جایی مثل مجلس هم دقیقا همینطور است. اصلا فلسفه تشکیل مجلس بحث و مجادله نمایندگان برای پیدا کردن بهترین راه حلها است اما اگر رئیس مجلس دائما نگران درنگرفتن بحث بین نمایندگان باشد و اوضاع را آنطور که خودش دلش می خواهد اداره کند این نقض غرض است.
حداد عادل یکی از آنهایی است که از دخالت زیادی کردن خوشش می آید. چند بار هم نمایندگان مجلس با جمع کردن امضا خواسته اند که او را استیضاح کنند اما موفق نشده اند. مسئله هم اصلا سیاسی نیست و شاهدش هم اعتراض همزمان امثال اعلمی و ابوطالب است ـ در حالی که اعلمی از فراکسیون اقلیت و ابوطالب از جناح پیروز انتخابات مجلس است. حداد اگر می توانست احتمالا در امر نفس کشیدن نمایندگان هم دخالت می کرد. تقریبا هیچ تذکر آیئن نامه ای یا نطق و مخالفتی نیست که صدای حداد را وسط اش نشنوید و مصلحت سنجی خودخواهانه او در اداره مجلس روحتان را مشمئز نکند. متاسفانه حداد درباره کارهای دولت هم همین رویه را دارد و خواجه حافظ شیرازی هم فهمیده که آن دوست مشفقی که اجازه افشای نام مفسدین اقتصادی توسط رئیس جمهور را نداد چه کسی بود، حالا بعضیها بیشتر از این را هم می گویند ...
تتمه:
امروز با سابقه ترین وزیر کابینه ـ سعیدی کیا ـ به صحن علنی مجلس آمده بود تا درباره گرانی مسکن و برنامه دولت برای حل! مشکل مسکن به نمایندگان توضیح بدهد. سعیدی کیا که همه می دانند اشتباه او در نحوه توزیع وام به اقشار پائین دست باعث صعود 30 تا 40 درصدی قیمت زمین شده است هیچ راهی نداشت جز اینکه حاشیه برود، کلی گویی کند و به هم ببافد...خلاصه حداد وسط حرفش پرید و از او خواست که جواب صریح و قاطعی درباره گرانی مسکن و راه حل آن بدهد اما سعیدی کیا بدون محل گذاشتن به حرف او صحبت خودش را ادامه داد. گذشته از بی کفایتی سعیدی و حماقت او در ملتهب کردن بازار مسکن، نوع حرف زدن حداد هم خیلی باحال بود، طوری حرف می زد که انگار مشکل مسکن همین امسال درست شده است و تا آخر امسال هم باید حل شود، یالا که مردم منتظرند! ... امثال حداد آن موقعی که باید جلوی ترک تازی رفسنجانی و کرباسچی صدایشان درمی آمد داشتند توی فرهنگستان درباره تبدیل نام اتوبوس به "خودرو بزرگ جمعی" بحث می کردند و حالا ...


چند روز پس از فوت آقای دوانی نوشتن این یادداشت را ضروری دیدم. در بخش دوم هم (
روز تشییع جنازه در دانشگاه امام صادق(علیه السلام) خیلی ها آمده بودند و خیلی ها هم نیامده بودند!...اصلا چپی ها پیدایشان نبود ... اما دوانی احتیاجی به آمدن کسی نداشت. او زندگی اش را وقف کار برای اسلام کرده بود و از کسی هم انتظار لطف نمی برد،... مداد العلماء افضل من دماء الشهداء، این جمله ای بود که در لحظات آخر، وقتی دستم را به تابوتش رساندم با خودم زمزمه می کردم ... خداوند روح او را با اولیاء و صالحین محشور کند. آمین.

خاصیت خوبی در ذهن بعضی ها پیدا می شود و آنهم اینکه هر قضیه تاریخی و هر عبرت آموزنده ای را فقط در زمان خودش مطالعه نمی کنند، اصل مطلب را می گیرند، کمی به اطرافشان نگاه می کنند و اگر مصداقی برایش پیدا کنند سعی می کنند رفتار صحیحی را که آموخته اند عینا عملی کنند. حالا جای یک سوال خالی است: آِیا بعد از جمهوری اسلامی، دیگر مصداقی از این صنف پیدا نمی شود؟ 
آنموقع ها نواری هم زیاد بود ـ نواری: بچه هیئتهایی که بیست چهاری نوار سینه زنی گوش می کردند ـ و صدا و سیما هم فقط همین نوارها را پخش می کرد اما قضیه به اینجا منتهی نشد چون سیما تصمیم گرفته بود به جای نمایش تصویر اماکن مذهبی و حرم ائمه علیهم السلام، تصویر همان سینه زنی ها را پخش کند و کم کم سرو کله دوربین های تلوزیونی توی هیئت ها پیدا شد. بالاخره صدا و سیما به جای اینکه ارزش های حزب الله را از غربت در بیاورد خصوصی ترین محافل اش را عمومی کرد، و شب عزای بچه هیئتی ها هم پخش مستقیم! مراسم سینه زنی بود. بدبختانه رقابت بین مداح های نوظهور هم مزید بر علت شد و هیئت ها با نوعی جهش در سبک مواجه شدند، هر روز منتظر یک سبک تازه بودیم و همینکه سبک تازه خیلی سریع بر سر زبانها می افتاد نشان می داد که تقاضا! برای فرهنگ هیئت بسیار بالاست.اگر بخواهیم منصف باشیم باید به رواج دوربین ها هندی کم هم اشاره کنیم. بعدتر ها شیوع استفاده از سی دی و موبایل هم تأثیر شگرفی در پاپ شدن سینه زنی داشتند.
در فلسطین؛ 
۳ ـ دیشب جنتی طی اعلامیه ای از تلاش صدا و سیما برای تبلیغ انتخابات و تشویق مردم به آمدن به پای صندوق های رأی قدردانی کرد! تو رو خدا می بینید. بیچاره آقای جنتی توی خانه شان تلوزیون هم ندارند والا اگر داشتند و می دیدند که صداو سیما این یک هفته ای پیش از انتخابات چه پدری از مردم در آورده کمی حیا می کردند و بیخود از چیزی که مردم ناراضی اند تقدیر و تشکر نمی کردند. امشب داش عزت در یک همایش درباره فعالیت های صداو سیما حرف زده و اتفاقا بر ادامه توجه به خواسته های واقعی مخاطبان با برنامه هایی مثل تریبون آزاد!!!!!!!!!!! تأکید کرده است. بازهم همین امشب از یکی از رفقا شنیدم که در دانشگاه امام صادق(ع) نشستی با موضوع نقد عملکرد صداو سیما برگزار می شود. حالا نمی دانم امام صادقی های عزیزـ که به قول خودشان صداوسیما حیاط خلوتشان است ـ توی این همایش چه می خواهند بگویند و از چه چیزی می خواهند انتقاد کنند. بهتراست بنشینند و کلاهشان را بین خودشان قاضی کنند و قبل از اینکه دری به تخته بخورد و پست مدیریتی در صدا و سیما نصیب شان شود سنگ هایشان را وابکنند و مشخص کنند که کارفرهنگی یعنی چه؟ حالا ببینیم صدا و سیما خبر همین مثلا همایش را می رود یا نه؟