در این دنیا چیزهای عجیب و غریب زیادی وجود دارد و اگر بخواهند عجایب انسانی را در جایی لیست کنند...حاجی امجد ما حتما در صدر آن دیده خواهد شد. کسانی که حاجی امجد را می شناسند چند دسته اند: دسته اول مریدان و پامنبری ها هستند که در واقع نقش بازارگرم کن و مجلس شلوغ کنی حاجی را برعهده دارند و اگر او در نوک قله قاف هم مجلسی برپا کند و دل دلی خودش را راه بیاندازد اینها هم همانجا دیده خواهند شد که با عشق و علاقه شعرها و سرودهای حاجی امجد را زمزمه و تکرار می کنند و طوری به حرفهای او گوش می دهند که انگار نعوذبالله نماینده پیامبر حرف می زند. دسته دوم هم از پامنبری های حاجی هستند اما مرید او به حساب نمی آیند. اینها نقش سیاهی لشکر را در مجالس او برعهده دارند، گاهی هستند و گاهی هم نه. اینها به حاجی امجد ما اعتقاد راسخ ندارند اما او را به حسب ظاهر و بر اساس شنیده ها می پسندند و شاید برایشان خیلی هم فرق نکند که در مجلس حاجی باشند یا جای دیگری و پای منبر دیگری. دسته سوم کسانی اند که نسبت به حاجی کاملا بی تفاوتند و اگر گاهی حس و حالی هم داشته باشند تیکه ها و ادا و اطوارهای او را دستاویز خنده و طنز هم قرار می دهند. اینها غالبا در مجالس حاجی مشاهده نمی شوند و اگر اتفاقا دیده شوند یا برای خنده است و یا اینکه آخر مجلس است و احتمالا بوی پذیرایی طمع شان را تحریک کرده که بیایند و دلی از عزا دربیاورند. دسته چهارم قائدتا باید دشمنان و مخالفان حاجی امجد باشند اما چون حاجی بیچاره را از کودکی کسی رقمی به حساب نیاورده! او هم بدون دشمن باقی مانده. خیلی ها دلشان می خواهد که حداقل یکی دو دشمن حسابی داشته باشند که در اثر حرفهای آنها مردم کنجکاو شوند و دور و بر او جمع شوند تا ببینند که واقعا چه خبر است؟ اما حاجی ما از این نعمت محروم است واگر ما با این نوشتنمان ناخواسته دسته چهارم را درست نکنیم ، این پیرمرد بیچاره تا قیام قیامت هم بدون دشمن خواهد ماند. . .
حاجی امجد ما در مدرسه عالی زیاد پیدایش می شود و معمولا ماه رمضانها چون مسئولین مدرسه حوصله دعوت کردن سخنران های حسابی و راه انداختن مجالس مفصل را ندارند، حاجی هم میدان را خالی می بیند و خودش افسار معرکه را به دست می گیرد. مجالس حاجی همیشه یک جور و کلیشه ای است و فرقی نمی کند که موضوعی برای سخنرانی او مشخص شده باشد یا نه! حاجی عادت دارد که حرف خودش را بزند. مجلسی که حاجی اداره کننده اش باشد و حتی مجلسی که او در آن حضور داشته باشد آبستن اتفاقات غیرمنتظره و عجیب و غریب است. مثلا یک وقت اگر وسط سخنرانی یک نفر دیدید که همه مجلس بلند شده اند و فقط شما و منبری بیچاره هستید که گیج مانده اید، بدانید که حاجی ما در مجلس حضور دارد و اتفاقا جلو پای یک تازه وارد بلند شده است. در یک مجلس دو ساعته ممکن است بیست سی بار! ازاین اتفاقات بیافتد و مسبب همه آنها هم حاجی ما باشد. اتفاقات دیگری هم ممکن است بیافتد، مثلا احتمال دارد حاجی وسط منبر یک روحانی شروع کند به صحبت کردن و موعظه کردن خودش یا مثلا بین مداحی یک نفر میکروفون را از دست مداح بیچاره بقاپد و خودش شروع کند به خواندن. شعرهای حاجی هم مثل همه مداح ها و روضه خوانها نیست. حاجی خودش صاحب سبک است! سبک شعرهای تکراری او بیشتر به سرودهای پیش دبستانی شباهت دارد و از نظر معنایی هم فراتر از آنها نمی رود. جالب است که این شعرهای تکراری و بعضا خنده دارـ مخصوصا با آن حرکات و اطواری که حاجی وسط مجلس درمی آورد ـ برای مریدان حاجی یعنی دسته اول، چنان مقدس و ملکوتی است که شما جرات نمی کنید راجع به بی مزه بودن آنها و نامناسب بودنشان با فضای مجالس مذهبی کلمه ای بگویید.
مریدان حاجی چنان به او اعتقاد دارند که در نظر گرفتن حاجی امجد بدون حضور آنها کلی از خنده دار بودن ماجرا را کم می کند. مریدان حاجی معتقدند! که او آنقدر با سواد و فهیم تشریف دارد که برای جذب جوانهای بیچاره منحرف است که شکل مجالس اش با دیگران فرق می کند. ناگفته نماند که حاجی با سبک وسیاق معمولی منبرها و حتی هیئات مذهبی کاملا مخالف است و فقط روش خودش را قبول دارد اما هیچگاه شنیده نشده که کسی با آمدن به مجلس حاجی دچار تحول شود ولی جوانهای ژیگولی ای دیده شده اند که یکی دو جلسه ای در مجلس او بوده اند و بعد هم رفته اند دنبال زندگی خودشان.
حاجی امجد در مدرسه عالی علی الظاهر حضورو پایگاه چندان قوی ای ندارد چون هم آقای امامی کاشانی از او چندان خوشش نمی آید و هم اینکه اساتید مدرسه علیرغم حفظ ظاهر، بیشتر از دسته سوم و گاهی دسته دوم هستند وخلاصه بود و نبود حاجی امجد چندان برایشان فرقی نمی کند، آنها به فکر چیزهای دیگری هستند. مریدان حاجی از این ماجرا خیلی ناراحتند که به حاجی بی توجهی می شود و خیل شاکی اند که مثلا چرا آقای امامی هیچوقت به حاجی امجد، آیت الله امجد! نمی گوید. تا چند سال پیش شنیده بودیم که حاجی امجد فقط به خاطر حضور هر از چند گاهی اش در مدرسه به عنوان مدرس اخلاق! ماهیانه سیصد هزار تومان دریافت می کند اما العهده علی الراوی ... گذشته از این بسیار دیده شده که حاجی با ماشینهای مدل بالا به این طرف و آن طرف می رود، معمولا پژو 206، گاهی پژو 405 و گاهی هم البته ممکن است بی احتیاطی کند وپیکان هم سوار شود. منزل حاجی ما هم در خیابان احمد قصیر که از محلات فقیر نشین! شهر ماست قرار دارد و البته این منزل مال خودش نیست و گویا از آن املاک مصادره ای است که آقای خامنه ای در اختیار ایشان قرار داده و ایشان هم با اخلاص قبول کرده اند.
سلک سیاسی حاجی هم از آن فاکتورهایی است که باعث صعود او در لیست عجایب انسانی می شود. حاجی ما ـ البته بیشتر تحت تاثیر پسرش ـ از طرفدارهای سرسخت هاشمی رفسنجانی است و این البته باید به خاطر مرام خاکی و مردمی حاجی ما باشد! حاجی در انتخابات نهم حمایت رسمی! خودش را از هاشمی اعلام کرد و معتقد بود که اگر آقای هاشمی رأی نیاورد، به معنی پیروزی ضد انقلاب و از دست رفتن دستاوردهای آن است. البته هیچگاه معلوم نشد که چه استدلالی در پشت این قضیه وجود دارد. به هر حال حاجی امجد از منتقدین سرسخت احمدی نژاد هم هست و شنیده شده که وقتی احمدی نژاد از استقرار در کاخ سعد آباد امتناع کرد و دفتر ریاست جمهوری را به خیابان پاستور برگرداند حاجی گفته بود: «چرا اینکار را کرده؟ مگر آنجا را برای کی ساخته اند؟ آنجا برای اینست که رئیس جمهور آنجا باشد ...» البته این هم صد در صد به خاطر مرام مردمی حاجی امجد است و نه چیز دیگر.
فعلا همین مقدار کافی است. امیدوارم شما هم حاشیه بنویسید تا از نظرات شما هم برای تکمیل مطلب استفاده کنیم.


